فرآیند چرخش قدرت در فرانسه با روی کارآمدن نیکولاسارکوزی به عنوان رییس جمهور برقرار گرفتن درمسیر حمایت بیچون و چرا ازسیاستهای نابخردانه بوش در قبال تحولات جهانی از جمله مسایل خاورمیانه که شامل بحث هسته ای ایران، تحولات عراق، مسئله فلسطین و غیره میشود بسیاری از تحلیل گران را بر آن داشته تا این سیاستهای افراط گرایانه را در قالب وقایع سالهای ۱۹۷۹ و ورود این کشور به حمایت بیچون و چرا از رژیم بعث صدام حسین ارزیابی نمایند.
بررسی این رفتار درفرآیند جنگ تحمیلی در ابعاد مختلف سیاسی، نظامی و اقتصادی گویای نقش پذیری فرانسه در نظام سلطه است.
الف - نقش دیپلماتیک
اگرچه میزبانی کوتاه فرانسه از امام خمینی در ماههای پایانی عمر رژیم استبدادی پهلوی میتوانست، زمینه ساز روابطی دوستانه و متفاوت با دیگر کشورهای غربی میان ایران و این کشور به وجود آورد، اما متاسفانه سیاست فرانسه در ارتباط با جنگ تحمیلی صدام علیه ایران که از روز آغاز در حمایت از این دیکتاتور خونریزکلید خورد، فرانسه را در مسیری متفاوت قرار داد.
خصومت و دشمنی فرانسه با انقلاب اسلامی در همسویی و هماهنگی با آمریکا چه در زمان ژسیکاردتسن و چه در زمان فرانسوا میتران از جمله علل این جهت گیری بود.
بیرون کشیدن عراق از اردوگاه شرق و تسلط بر سیاستهای آن و کاهش نفوذ شوروی در این کشور در راستای سیاستهای آمریکا بود که توسط فرانسویها دنبال میشد.
از دیگر مسایل که جهتگیری فرانسه را رقم میزد حفظ و گسترش منافع اقتصادی در عراق بود که در جای خود به آن اشاره میگردد اما از همه مهمتر مهیا و آمادهسازی عراق در مقابله با اثرات انقلاب اسلامی در منطقه بود.
نشریه آمریکایی نیویورک تایمز چند روز پس از آغاز جنگ تحمیلی در مورد سکوت اروپا در قبال تهاجم عراق به ایران مینویسد، این مساله عجیب است که چگونه اروپاییان در برابر تهاجم عراق به ایران ساکت نشستهاند و حال آن که واردات نفت آنان که در امر امنیت شان بسیار حائز اهمیت می باشد، متکی به منطقه است . این نشریه واردات نفت فرانسه را از عراق روزانه ۶۰۰هزار بشکه ذکر میکند که اولین مشتری نفت عراق است.
نیویورک تایمز در ادامه مینویسد: در صورتی که کشورهای اروپایی که این قدر به نفت عراق متکیاند با قطع نفت عراق مواجه شوند یا باید خسارت ناشی از آن را خود تحمل کنند و یا به صدام جهت خاتمه جنگ فشار خواهند آورد.
بنابراین تامین انرژی و امنیت آن یکی از اساسیترین محورهای جهت گیری دیپلماسی غرب بویژه فرانسه میباشد. به همین دلیل عربستان سعودی با افزایش تولید خود کشورهای اروپایی را از احتیاج به نفت بینیاز و آنها را در حمایت از عراق مصر میسازد.
واشنگتن پست در نوامبر ۱۹۸۰به نقل از رونالد کوون منبع موثق فرانسوی مینویسد: شکست عراق بزرگترین خطر برای بیثباتی خلیج فارس است وی میافزاید به رغم مطالب رسمی غیر انتقادی، مطبوعات فرانسه نشانه هایی ارائه میدهند که حکایت از تحویل گسترده مواد اولیه به عراق دارد.
فرانسه آشکارا همه توانش را به کار میبرد تا از سقوط صدام جلوگیری نماید و به نظر میرسد که در جستجوی راهی است تا جنگ را قبل از اینکه نجات از آن مشکل گردد به صورتی ختم نماید؟
از جمله اقدامات دیپلماتیک فرانسه استفاده از موقعیتش در شورای امنیت برای صدور قطعنامههای متعدد با هدف فشار مضاعف بر ایران در کنار دیگر قدرتهای غربی بود.
پناه دادن به منافقین و تروریستهای همدست صدام و حمایت از ضدانقلاب و سلطنت طلب هاکه هنوز ادامه دارد، از دیگر اقدامات فرانسه در ۸سال جنگ و بعد از آن میباشد.
ب - اقدامات نظامی
منابع خبری بیشترین میزان کمک نظامی به عراق در طول جنگ تحمیلی را از آن فرانسه میدانند و برخی در رتبه دوم بعد از شوروی سابق. اما آنچه حائز اهمیت است این که در مقایسه با سایر کشورهای غربی بیشترین تسلیحات مورد نیاز صدام از سوی فرانسه تامین و ارسال شده است.
فرانسویها منابع استراتژیک و تواناییهای مالی لازم را برای تقویت عراق در اختیار داشتند و به همین دلیل از شهریور ۱۳۵۹فروش تسلیحات نظامی فرانسه به عراق به ۵/۶میلیارد دلار رسید و ۴/۷میلیارد دلار نیز در قالب قراردادهای بازرگانی و غیرنظامی میان دو کشور منعقد شد که دست کم ۷ میلیارد دلار از مجموع این معاملات به صورت وام و اعتبارات بود.
در سال ۴۰ ۱۹۸۲درصد از صادرات تسلیحاتی فرانسه به عراق ارسال شد میراژ اف ،۱موشکهای هوا به هوا، موشکهای اگزوست AM-39از جمله کمکهای تسلیحاتی فرانسه به صدام به شمار میرود.
حمایت دولت فرانسه از رژیم صدام از جنبه تسلیحاتی تا بدانجا پیش رفت که این کشور به دلیل محدودیتهایی که برای فروش هواپیماهای پیشرفته سوپر اتاندارد داشت، برای تقویت قدرت هوایی عراق، جهت حمله بهنفت کشها و پایانههای نفتی ایران در خلیج فارس، چند فروند از این هواپیماها را به صورت "اجاره" در اختیار صدام قرار داد.
همچنین عراقیها یک قرارداد ۶/۵میلیارد دلاری تحت عنوان "پروژه فاو" با سه شرکت خصوصی فرانسوی به امضا رساندند.
صدام پیش بینی کرده بود که طی سه مرحله از ساخت هواپیما و صنعت نظامی برخوردار خواهد شد و به جای اعمال تغییر و ارایه خدمات به میراژهای اف ۱در فرانسه، در کشور خود به این کار اقدام خواهد کرد. صدام همچنین امیدوار بود که با احداث کارخانه هواپیماسازی "سعد" و با انتقال فن آوری جدید - هواپیمای آموزشی آلفا جت ،۱۳۴محصول مشترک آلمان و فرانسه را تولید کند.
رژیم بعث در مرحله پایانی میتوانست هواپیمای میراژ ۲۰۰۰را به عنوان بمب افکنی جدید که در ارتفاع پایین پرواز میکرد و دستگاه رادار آن می توانست دفاع هوایی را گمراه کند تولید کند.
افزون بر این فرانسویها در ساخت راکتور اتمی و فراهم کردن زمینه دستیابی صدام به سلاح اتمی نقش برجستهای داشتند. یکی از فرودگاههای پیشین ناتو در فرانسه محل بارگیری هواپیماهای نیروی هوایی عراق بود و این هواپیماهای غول پیکر باری، هر روز به این فرودگاه، میآمدند و موشک های ساخت فرانسه، بمبهای خوشه ای، تجهیزات راداری را به عراق حمل می کردند.
همچنین هواپیماهای غیرنظامی خطوط هوایی بغداد به حمل جنگ افزاری می پرداختند.
بنا به گزارشهای منتشر شده در آن مقطع زمانی، فرانسه نخستین جنگنده بمب افکن میراژ خود را بلافاصله پس از آزادی گروگانهای آمریکایی از ایران در بهمن ۱۳۵۹به عراق فرستاد و کمی بعد چهار فروند میراژ فرانسوی با هدایت خلبانان نیروی هوایی فرانسه وارد قبرس شدند و از آنجا توسط خلبانان عراقی به این کشور منتقل شدند. پس از آن هم به تدریج میراژهای فرانسوی در پی سفارش عراق به این کشور تحویل داده شدند. همچنین ۱۳دستگاه موشک انداز متحرک، علاوه بر سکوهای ثابت به رژیم صدام تحویل داده شدند.
بازسازی راکتور هستهای که در سال ۱۹۸۱به دست اسراییلیها منهدم شده بود از جمله کمکهایی بود که "لکود شسول" وزیر خارجه وقت فرانسه در دیدار ژانویه ۱۹۸۳به طارق عزیز وزیر خارجه صدام قول آن را داد. این کمک ها به گونهای بود که رادیو آمریکا در ۱۵مرداد ۱۳۶۹ضمن اشاره به تمام تجهیزات نظامی فرانسه به رژیم صدام میگوید میزان فروش اسلحه از سوی فرانسه به عراق و حمایت این کشور از عراق طی جنگ ایران و عراق شدت یافت و اکنون با آشکارشدن اهداف تجاوزکارانه صدام در کویت و خلیج فارس دولت فرانسه با موج انتقاد مواجه شده است.
رادیو بیبیسی در مصاحبه با صفا حایری روزنامه نگار ایرانی در تاریخ ۶شهریور ۱۳۶۹میگوید راه دوری نرویم. در همین جنگ هشت ساله صدام علیه ایران، فرانسه بزرگترین کشور غربی کمکدهنده به صدام از نظر نظامی بود و هواپیماها، موشکها و تانکهایی که فرانسه به عراق داد از پیشرفتهترین انواع موجود در جهان هستند و نقش مهمی در ایستادگی رژیم عراق داشتند.
ج - نقش اقتصادی
علاوه بر واردات ۶۰۰هزار بشکهای نفت از سوی فرانسه که با آغاز جنگ کاهش یافت سطح روابط اقتصادی و انعقاد قراردادهای وسیع این کشور با عراق نیز میتوانست از عوامل موثر در حمایت فرانسه از صدام باشد.
نشریه لوموند در تاریخ ۶۱/۰۴/۲۸در مقالهای مینویسد: ادامه جنگ تحمیلی صدام علیه ایران یک کمپانی فرانسوی را که مسئولیت لوله کشی در کارگاههای شبکههای بهداشتی عراق را بر عهده دارد با نگرانی مواجه ساخته است.
این نشریه در ادامه مینویسد: شصت شرکت دیگر فرانسوی نیز که قبل از جنگ قراردادهای کلانی با عراق امضاء کردهاند نگرانی مشابهی احساس می کنند زیرا عراق از نظر اقتصادی بشدت آسیب دیده است.
نشریه لوپوینت به تاریخ ۶۱/۳/۵پس از آزادی خرمشهر مینویسد: تحول جنگ ایران و عراق دولت فرانسه را سخت نگران کرده است.
کلود شسون وزیر خارجه فرانسه در دیدار با وزیر خارجه عراق ( (۶۱/۰۴/۲۵میگوید: فرانسه حمایت خود را از عراق نشان داده است و به نظر فرانسه هرگونه تهدید علیه وحدت ملی عراق تهدیدی بیچون و چرا علیه ثبات منطقه است.
و سرانجام کمکهای بیپایان دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی فرانسه به صدام باعث میشود تا دیکتاتور بغداد در مصابه با نشریه لوموند بگوید:
روابط ما با فرانسه رضایت بخش و حاکی از اعتماد متقابل است اما ما علاقه مندیم این روابط را باز هم عمیق ترسازیم، من هنوز فرصت نیافتهام آقای میتران را ملاقات کنم. به علت جنگ از دو سال پیش تاکنون از عراق خارج نشده ام و آقای میتران هم شاید مسافرت به بغداد را در شرایط کنونی دشوار بداند، با این حال ملاقات ما با یکدیگر به محض اینکه فرصت مناسب پیش آید ضروری به نظر میرسید.
نکته آخر این که طبق محاسبه قدرتهای غربی از جمله فرانسه میبایست طبق گفته طارق عزیز معاون نخست وزیر عراق که چند ایران کوچک بهتر از ایران واحد است و ما از شورش قومیتهای مختلف حمایت میکنیم و همه سعی خود را در تجزیه ایران به کار خواهیم بست. ایران اسلامی در درون متلاشی می شد و یا به گفته طه یاسین رمضان نخست وزیر عراق که اعلام کرد: این جنگ به خاطر سرنگونی جمهوری اسلامی است. این هدف تحقق پیدا میکرد ولی نظام جمهوری اسلامی با اتکا به قدرت لایزال الهی و استقامت و پایداری ملت مسلمان با رهبری حضرت امام خمینی، شیرازه نظام سلطه را از هم پاشید و آنها را به خاک مزلت نشاند.
امروز دیگر صدام وجود ندارد. اما تاریخ برای همیشه جنایات بیشمار او علیه بشریت و به خصوص علیه ملتهای ایران، عراق و کویت را در حافظه خود ثبت کرده است. ننگ صدام برای بشریت، لکه سیاهی است که هرگز پاک نخواهد شد ، همانگونه که حمایت حامیان صدام به خصوص در کشورهای غربی نمی توانند، واقعیات موجود در حمایت از جنایات صدام را از کارنامه خود پاک سازند. و البته حمایت دولت فرانسه به عنوان کشوری که مهد دموکراسی و آزادی خواهی خوانده میشود از دیکتاتوری چون صدام مساله سادهای نیست که بتوان آن را به فراموشی سپرد.
رویکرد دولت جدید فرانسه به رهبری آقای سارکوزی در مخالفت با منافع ملی ایران، و حمایت بیچون و چرا از دشمنی آمریکا و اسرائیل علیه نظام جمهوری اسلامی، دست کم برای ایرانیان یاد آور حمایتهای فرانسویان از صدام است.
اینکه آقای سارکوزی و دولتش بخواهند جبران مافات کنند و با تجدید نظر در دشمنی با ملت ایران راه دیگری در پیش گیرند، فرصتی است که تا همیشه برای پاریس مهیا نخواهد بود.