
فتنه
از پیامبر سوال کردم: «یا رسول الله (ص) فتنه چیست و به چه معناست؟ فرمود مثلاً مردم رشوه می گیرند و اسم آن را هدیه می گذارند... گفتم از نظر اجتماعی به چه معناست؟ فرمود: فتنه وقتی است که حقیقت دچار ابهام شده باشد. مثلاً تو با دشمنانی که من با آنها بر سر تنزیل قرآن جنگیدم، بر سر تأویل قرآن می جنگی. چون آنها مسلمان شده اند و قرآن را قبول دارند اما آن را به نفع خودشان تأویل می کنند.»
در انتخابات ریاست جمهوری دهم حقیقت این بود که انتخابات قانونی و صحیح برگزار شد، اما فتنه گرها با ترویج دروغی به نام «تقلب» به روی چهره حقیقت خاک پاشیدند تا حقیقت به وضوح دیده نشود و آن را دچار ابهام کردند. موسوی با مصاحبه پیش هنگام و قبل از شروع و اتمام شمارش آرا خودش را پیروز انتخابات معرفی کرد تا حقیقت بیشتر در ابهام فرو رود. این روشی بود برای مخدوش کردن حقیقت که پیشتر استکبار جهانی آن را در چند کشور دیگر آزموده بود.
به فرموده حضرت امیر (ع) «اگر باطل از آمیختگی با حق، خالص می شد، طالب حقیقت سرگشته نمی گشت.» اما اختلاط حق و باطل فتنه ساز می شود. «فهنالک یستولی الشیطان علی اولیائه؛ آنجاست که شیطان بر دوستانش غلبه پیدا می کند.»
و «وینجواالذین سبقت لهم من الله الحسنی؛ کسانی که مشمول لطف خداوند شده اند نجات می یابند.»
حضرت امیر (ع) در خصوص پیچیدگی و نامحسوس و مخرب بودن فتنه می فرماید: «فتنه در شکل حق روی می آورد و هنگامی که پشت می کند، با خبر می سازد. در حال آمدن ناشناخته است و به گاه رفتن شناخته می شود. مانند گردبادها به بعضی شهرها اصابت می کند و از بعضی می گذرد.» از فرمایش حضرت امیر (ع) مشخص می شود که «فتنه» پدیده بسیار خطرناکی است که به سبب ناپیدا بودن در زمان پدیدار شدن برخورد با آن بسیار سخت است و قادر است هدف گذاری شده هجمه بیاورد و فقط نقاط هدف را ویران کند. فتنه ای که انتخابات ایران را در بر گرفت نیز همین گونه بود هنگامی که در آستانه انتخابات در شرف تکوین بود کسی گمان نمی برد که نشانه های مشهود علائم فتنه ای است که در راه است. از بین ده ها هدفی که می توانست مورد هجمه قرار دهد اهداف انتخاب شده را مورد هجوم قرار داد.
حضرت امیر (ع) ریشه های فتنه را این چنین بیان می فرماید: «انمابدء وقوع الفتن، اهواء تتبع و احکام تبتدع یخالف فیها کتاب الله و یتولی علیها رجال رجالاً علی غیر دین؛ به درستی که شروع هر فتنه ای هواپرستی و بدعت گذاری در احکام آسمانی است. نوآوری هایی که قرآن با آن مخالف است و گروهی بر گروه دیگر سلطه و ولایت یابند که بر خلاف دین خداست. هوا و هوس عامل فتنه آفرینی است که در زمان حاضر بیش از بدعت گذاری در ایجاد فتنه نقش دارد اگر چه جریان فتنه از برخی روحانی نماها نیز برخوردار است که برخی شاخص های دینی را برای آنها خرج می کنند، اما همچنان قدرت طلبی و خروج از انزوا که ریشه در هوا و هوس دارد محرک اصلی فتنه موجود است.
بصیرت سلاح کارآمد مقابله با فتنه
برخی از علمای بزرگ علم لغت «بصیرت» را اینگونه تعریف کرده اند: «حقایق دین یا غیر دین که به باور قلبی تبدیل شده باشد.»
«خلیل بن احمد» در تعریف «بصیرت» می گوید: «اعتقاد قلبی به یک امر دینی و یا یک حقیقت.»
برخی از اهل لغت هم «بصیرت» را به لوازمش یعنی زیرکی و عبرت تعریف کرده اند، زیرا زیرکی، هوشیاری و عبرت از لوازم «بصیرت» است و بدون این لوازم «بصیرت» معنا نمی یابد و پدید نمی آید.
با توجه به پاره ای از فرمایشات حضرت امیر (ع) که بعد به آن اشاره خواهد شد به نظر می رسد مفهوم «بصیرت» فراتر از مواردی است که اهل لغت از آن یاد کرده اند شاید یک عنصر کلیدی در مفهوم «بصیرت» که در تعاریف آنها مشاهده نمی شود «قدرت تشخیص حق از باطل» آراسته شده باشد، آن هم در شرایط خطیر و ابهام آلود که چنین مهمی از عهده هر کسی بر نمی آید.
در هر صورت مطابق آموزه های دینی آنچه که می تواند هر فرد و یا ملتی را از کوران فتنه به سلامت عبور دهد مرکب رهوار «بصیرت» است. اهل «بصیرت» فریب نمی خورند. هر چند تصویر تظاهر مزوران بسیار بلند و صدایشان پرطنین و بیانشان پرطمطراق و مسحورکننده و اعجاب انگیز باشد.
حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه می فرماید: «انما البصیر من سمع فتفکر و نظر فابصر و انتفع بالصبر ثم سلک جدرا واضحا یتجنب فیه الصرعه فی المهاوی؛ اهل بینش کسی است که بشنود و بیندیشد و با بینش در آن درنگ کند و از رخدادها پند گیرد و بهره مند شود و خود را از پرتگاه ها نگاه دارد.» آنچه که در این فرمایش برجسته است نتیجه بکارگیری بصیرت است که مانع از سقوط از پرتگاه می باشد. در جریانات پس از انتخابات «بصیرت» رهبری و خواصی که اهمیت «بصیرت» را می دانستند و تبعیت مردم وفادار به امام (ره)، رهبری و انقلاب از آنها موجب شد با وجود فشار و دسیسه های فتنه گرایانه دشمن، نظام همچنان محکم و استوار اهدافش را دنبال کند و فتنه گران را ناکام گذارد.
حضرت امیر (ع) در جای دیگر می فرماید: «فلا تستعملوا الرأی فیما لایدرک قعره البصر؛ در جایی که بینش به عمق آن نرسیده و متوجه آن نشده اظهارنظر نکنید.»
در حوادث اخیر مصداق این موضوع دقیقاً مشاهده شد آنجا که مردم و بخشی از خواص هنوز متوجه اصل ماجرا نشده بودند و بیشتر حالت انتظار به خود گرفتند و از هرگونه واکنشی پرهیز کردند تا اینکه رهبری با بصیرت وارد میدان شد و نقاب فتنه را فرو انداخت، دست دشمن را رو و او را رسوا کرد تا جایی که آن بخش از مردم و خواص هم که احیاناً دچار لغزش ناگهانی شدند به خود آمدند و راه را پیدا کردند.
اگر این اواخر مشاهده می شود که مقام معظم رهبری به فرموده خود به کرات بر امر «بصیرت» تأکید می فرماید به این خاطر است که حضرت امیر (ع) فرموده اند: «فمن تبصر فی الفتنه تبینت له الحکمه؛ کسی که در هنگام وقوع فتنه بینش داشته باشد، درهای حکمت به روی او باز می شود.»
دشمن که با دستاویز قرار دادن ایادی داخلی و بازی دادن افراد شاخصی که به زعم خود در انتخابات حقشان ضایع! شده بود با تمام قوا به نظام هجوم آورد تا با پدید آوردن یک فتنه گسترده و فراگیر ارتباط قلبی مردم با نظام اسلامی و رهبری را قطع و یا مخدوش کند، بی خبر از اینکه توصیه معارف دینی در این خصوص راه خنثی کردن تهاجم دشمن و مسیر بیرونی را به مردم ایران نشان می دهد که همینگونه نیز شد.
حضرت امیر (ع) در جنگ جمل هنگامی که می خواهد وسعت و قدرت فهم و اندیشه اش که پیوسته مددکار حضرت بوده است را به رخ اصحاب جمل بکشد، می فرماید: «وان معی لبصیرتی؛ آنها از راه های ناجوانمردانه وارد شدند و بی تقوایی کردند، اما بینش من همراه من است و من فریب نمی خورم.» و در جای دیگری در همین جنگ می فرماید: «وان معی لبصیرتی ما لبست و لا لبس علی بصیرت من با من است. نه حق را باطل آمیخته که کسی را فریب بدهم و نه فریب کسی باعث شد که من فریب بخورم و کار بر من مشتبه شود و حق و باطل را تمیز ندهم.»
حضرت علی (ع) در فرمایش فوق مصون ماندن از فریب دشمن و تشخیص دقیق حق و باطل را ناشی از برخورداری از «بصیرت» می داند. شاید از این جهت است که اهل لغت زره و لباس جنگ را که صاحبش را محفوظ می دارد «بصیرت» نام نهاده اند.
در جنگ صفین که عده ای از سپاهیان حضرت امیر (ع) برای جنگیدن دچار شک و تردید بودند و باور نمی کردند که باید با مسلمانان اهل نماز و قرآن بجنگند و به عبارتی فتنه به اوج رسیده بود و در حال کارگر شدن بود حضرت خطبه ای خواند و ضمن تأیید این نکته که شما با اهل نماز و قبله می جنگید در جهت روشن شدن ذهن سپاهیانش و برای مصون نگه داشتن از این فتنه که ریشه در سپاه معاویه داشت، فرمود: «لایحمل هذالعلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق؛ این پرچم را تنها کسانی می توانند بر دوش بگیرند که اهل بینش، پایداری و آگاه به مواضع حق باشند.»
از فرمایش حضرت (ع) برمی آید که انسان دچار شک و تردید نمی تواند به وظیفه اش عمل کند و افراد فتنه زده سست و متزلزل هستند و باید تلاش کرد آنها اهل بصیرت و آگاهی شوند تا بتوانند از طرح فریب و خدعه دشمن نجات پیدا کنند و به وظیفه اصلی عمل کنند.
در حوادثی که دشمن مسبب آن بود کسانی که سهمی از بصیرت داشتند، توانستند عامل نجات افراد بسیاری شوند که بیم فریب آنها می رفت. با توجه به اینکه دشمن هنوز از فتنه گری دست برنداشته و به نظر می رسد قصد دارد همچنان به فتنه گری ادامه دهد، بصیرت افزایی یکی از وظایف مهم مراکزی است که رسانه در اختیار دارند. آنچه که در راهپیمایی روز جمعه در حمایت از حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری مشاهده گردید از آثار این بصیرت افزایی است که همچنان به آن نیاز است.
فتنه، خواص، بصیرت
بنابر آنچه گذشت می توان ادعا کرد که مهمترین سلاح برای غلبه بر فتنه، بصیرت است. در هنگام فتنه که زمان فریب دادن مردم از طریق واژگون کردن حقایق و نیز آمیخته کردن حق با باطل است، علاوه بر نقش رهبر بصیر و آگاه نسبت به توطئه دشمنان خواص اهل بصیرت نیز نقش بسزایی دارند. هنگامی می توان امید داشت که فتنه شکست خواهد خورد که رهبر و خواص اهل بصیرت بتوانند مردم را دقیقاً نسبت به فتنه و توطئه دشمن آگاه سازند و مردم هم از آنها بپذیرند. اما در این میان آنچه که مهم است نقش خواص دارای بصیرت است. آیا می توان ادعا کرد که همیشه خواص دارای بصیرت نسبت به رهبری، ارزش ها و مردم وفادار هستند. تاریخ نمونه های فراوانی برخلاف این ادعا برای عرضه دارد. یعنی وجود خواص اهل بصیرتی که با علم و آگاهی نسبت به حقیقت از آن دفاع نکردند و خلاف آن عمل نمودند. پس از فتنه قتل عثمان که فتنه های بعدی را به دنبال داشت هنگامی که مردم با حضرت امیر (ع) بیعت کردند، خواص اهل بصیرتی بودند که به وظیفه خود عمل نکردند و حتی هنگامی که جناب عمار یاسر با برخی از آنها در خصوص شأن و جایگاه حضرت امیر (ع) صحبت کرد و از آنها خواست با حضرت امیر (ع) بیعت کنند زیر بار نرفتند برخی از افراد شاخصی که از بیعت با حضرت (ع) اجتناب کردند عبارت بودند از: عبدالله بن عمر، سعدبن ابی وقاص، زیدبن ثابت، اسامه بن زید، حسان بن ثابت، مغیره بن شعبه و...
در فتنه جمل نیز هنگامی که خبر لشکرکشی سران جمل به حضرت امیر (ع) رسید حضرت بزرگان و خواص مدینه را جمع کرد و از آنها برای دفاع از دین خدا طلب یاری کرد. نوشته اند در آن فتنه فقط 6 نفر به درخواست حضرت پاسخ مثبت دادند آنها هم از مجاهدین بدر بودند. حضرت امیر (ع) که وضع را این چنین دید عمار یاسر و محمدبن ابی بکر را به کوفه فرستاد تا از ابوموسی اشعری استاندار کوفه عده و عده طلب کنند اما ابوموسی در پاسخ به استفتاء مردم گفت: راه آخرت این است که در خانه های تان بنشینید و راه دنیا این است که با هر که می خواهید بروید. مردم نیز تحت تأثیر سخنان وی از یاری حضرت امیر (ع) دست کشیدند و روشنگری های عمار هم سودی نکرد. حضرت تلاش های دیگری صورت داد و در نهایت آمار کوفیان شرکت کننده در جنگ جمل 12 نفر شد. در همین جنگ پس از پایان کارزار حضرت امیر (ع) بر جسد کشتگان می گذشت و هنگامی که به جنازه «کعب بن سور» رسید به یارانش فرمود: «شما ادعا می کنید که مردم سفیه و کم عقل آنها را یاری داده اند اکنون بنگرید (کعب، قاضی القضات خلیفه دوم در بصره و از عقلای متشرع بود).» حضرت یکی یکی از کنار عابدان و افراد شاخص می گذشت و می فرمود: «پنداشته اند که کسی جز هوچی گران به جنگ ما نیامده بود.» افراد دیگری مانند زیادبن ابی سفیان و سلیمان بن صرد خزاعی نیز بودند که به خاطر نظاره گری مورد گلایه حضرت امیر (ع) قرار گرفتند.
خلاصه کلام اینکه صرف قرار داشتن در جمع خواص و برخورداری از بصیرت نمی تواند ملاک و نشانه درستی راه و مواضع باشد، خواص اهل بصیرتی می توانند در فتنه ها منجی و هدایتگر باشند که دچار خودفریبی و انجام عمل خلاف بصیرت خود نشوند. این موضوعی است که برخی خواص اهل بصیرت پس از انتخابات به آن دچار شدند و این بصیرت عمومی مردم بود که اجازه نداد مردم فریب این گروه از خواص را بخورند. حلقه زدن به دور پرچم رهبری و سیراب شدن از چشمه فیاض بصیرت معظم له راه را بر فتنه گران در هر مکان و مقامی که باشند چه داخل و چه خارج می بندد و وحدت ملی را که ضامن استحکام و استواری نظام است به دنبال خواهد داشت. انشاءالله