صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۸۶ - ۰۹:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۳۴۴۴

مجسمه سنگی / حسین شریعتمداری


وقتی «برنارد شاو» نویسنده بلندآوازه انگلیسی- که برای اولین بار به آمریکا سفر می کرد- در بندر نیویورک از کشتی پیاده شد و چشمش به مجسمه بزرگی افتاد که در کرانه اقیانوس اطلس نصب شده بود، از میزبان آمریکایی خود پرسید؛ این مجسمه بزرگ سنگی چیست؟ و پاسخ شنید که این «مجسمه آزادی» است، برنارد شاو لبخند معنی داری زد و گفت؛ «ما هم در اروپا رسم و سنت مشابهی داریم و هنگامی که شخص عزیز و محترمی از دنیا می رود مجسمه اش را به یاد دورانی که زنده بود در میدان شهر نصب می کنیم و هر وقت به آن می نگریم غم فقدانش را به خاطر می آوریم و حسرت روزهایی را می خوریم که صاحب مجسمه از دنیا نرفته و در میان ما بود، من هم درگذشت مرحوم آزادی را به مردم آمریکا تسلیت می گویم...»

چند روز پیش دکتر احمدی نژاد نیویورک را منفجر کرد! این انفجار با سر و صدای فوق العاده ای همراه بود اما برخلاف انفجارهای دیگر، صدای آن مهیب نبود. این انفجار همه چیز را زیر و رو کرد، بی آن که خانه ای یا ساختمانی را ویران کند و جانی را بستاند. انفجار عظیمی بود، اما در آن از بمب های چندتنی موسوم به مادر بمب ها- نوع آمریکایی- و پدر بمب ها- نوع روسی آن- و هیچ ماده منفجره دیگری استفاده نشده بود. اصلاً این انفجار از نوع انفجارهایی که یک مشت بی پدر و مادر در گوشه و کنار جهان ایجاد می کنند و جماعتی از مردم بی پناه و مظلوم را به خاک و خون می کشند نبود. احمدی نژاد اگرچه دل پری داشت، اما دست خالی به نیویورک رفته بود، صدای انفجاری که او پدید آورد، در سراسر دنیا شنیده شد- به نوشته منابع غربی حداقل 050 میلیون نفر آن را شنیدند- ولی دل هیچکس با شنیدن صدای این انفجار نلرزید و غیر از مستأجران کاخ سفید، الیزه، خانه شماره 01 داوونینگ استریت ... و ساکنان «زورآباد» در فلسطین اشغالی، هیچکس از صدای آن نترسید. احمدی نژاد برای انجام این انفجار از الگوی انقلاب اسلامی استفاده کرده بود و همان مواد منفجره ای را به کار گرفته بود که امام راحل ما (ره) به کار برده بود... انفجار نور بود، در انتظار ظهور...

رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا مواضع جمهوری اسلامی ایران و آموزه های انقلاب را بازگو کرد و این واگویه برای دولتمردان آمریکایی که داعیه آزادی بیان دارند و لیبرال دموکراسی مورد ادعای خود را نسخه حکومتی پاسخگو برای همه ساکنان کره خاک می دانند- دکترین پایان تاریخ فرانتس فوکویاما- نباید تا این اندازه سخت و ناگوار باشد که فریاد اعتراض و اهانت آنان را به گوش فلک برساند، اگرچه در همان حال سخنان احمدی نژاد با ابراز خرسندی و رضایت، حداقل 16 درصد مردم آمریکا- براساس نظرسنجی CNN- همراه بوده است.

اگر دولتمردان و سیاستگذاران آمریکایی همانگونه که ادعا می کنند، ایدئولوژی و نسخه حکومتی برتر و همه پسندی در اختیار دارند چرا از ارائه نسخه ای متفاوت- آن هم به بیان و نظر و نه توپ و تشر- از کوره درمی روند؟ و اگر مردم آمریکا را طرفدار مواضع سیاسی و عملکرد حاکمان آمریکایی می دانند، چرا از این که سخن دیگری به گوش آنها برسد واهمه دارند؟! و اگر چنین نیست- که معلوم شد نیست- باید بپذیرند تاکنون درباره جمهوری اسلامی ایران و معرفی آن به مردم آمریکا و ملت های جهان، سخن خلاف گفته اند و لاف گزاف زده اند. آیا حالت دیگری هم قابل تصور است؟ معلوم است که نیست!

ممکن است گفته شود که احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا، یک طرفه به قاضی رفته و یکسویه سخن گفته بود! که باید گفت؛

الف- مگر شما دولتمردان آمریکایی به شعور مردم خود اعتقاد ندارید که از فریفته شدن آنان(!) به سخن احمدی نژاد واهمه دارید؟!

ب- احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا به پرسش های اساتید و دانشجویان که برگرفته از تهمت های ناروا و دروغ پراکنی های چندین ساله آمریکایی ها و صهیونیست ها علیه جمهوری اسلامی ایران بود، پاسخ داد، با این محاسبه، موضوع سخن احمدی نژاد را خودتان تعیین کرده بودید، نه او، بنابراین چگونه می توانید سخن وی را یکسویه بنامید؟!

ج- مگر شما دولتمردان آمریکایی و متحدانتان طی 3 دهه گذشته در جاده ای یکطرفه علیه ایران اسلامی تاخت وتاز نکرده اید؟ آنهم با در اختیار داشتن صدها رسانه دوربرد و فراگیر و با استفاده از همه امکانات گسترده مجامع و مراکز وابسته به خود. چرا تاخت وتاز یکسویه شما نتیجه معکوس داشت؟ و نه فقط اعتقاد مردم ایران و سایر ملت های مسلمان را به انقلاب اسلامی کاهش نداد، بلکه همه روزه بر آن افزود، تا آنجا که امروزه همین اعتقاد، شما را در لبنان، فلسطین، عراق، آمریکای لاتین و... زمین گیر کرده است. باید قبول کنید که مردم دنیا و از جمله مردم آمریکا قبولتان ندارند.

د- فقط نیم نگاهی به اظهارنظر شهروندان آمریکایی بعد از پایان جلسه پرسش و پاسخ احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا بیندازید. این اظهارنظرها را رسانه های آمریکایی منتشر کرده اند و در دسترس شماست. در این مختصر، فقط به یک نمونه که بارها از سوی شهروندان آمریکایی تکرار شده است اشاره می شود...

«... چرا بوش و دیک چنی و رایس در پشت دیوارها پنهان شده اند؟ آنها در برابر سخنان روشن و شفاف احمدی نژاد چه پاسخی دارند؟ چرا درباره ایران و جنگ عراق به ما دروغ گفته اند؟... آیا بوش جرأت دارد که در چنین جلسه ای شرکت کند، آنهم نه با مردم ایران، بلکه با ما، یعنی با مردم آمریکا».

چند روز قبل، رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان نظام با ایشان- دهم ماه مبارک رمضان- لیبرال دموکراسی غرب را فاقد پیام دانسته و فرمودند «حضور جمهوری اسلامی در منطقه و جهان، حضور فکر و منطق و انگیزه معنوی است و دستگاه حکومتی برخاسته از لیبرال دموکراسی، به علت این که در این عرصه چیزی برای ارائه کردن ندارد، با زبان تهدید حرف می زند، مانند انسان بیسوادی است که در مقابل یک انسان فاضل، فقط مشت و بازوی خود را نشان می دهد

سخنان آقای احمدی نژاد در نیویورک که واگویه آموزه های اسلامی و انقلابی بود و آسیب شدیدی که اظهارات ایشان بر چهره و شخصیت دولت و دولتمردان آمریکایی وارد کرد، به وضوح نشان می دهد که- به قول حکیمانه آقا- دست لیبرال دموکراسی غرب از منطق خالی است و پیام قابل شنیدنی برای مردم جهان ندارد و این در حالی است که آنچه درپی سخنان دکتر احمدی نژاد در نیویورک- بخوانید در سطح جهان- اتفاق افتاد، بدون کمترین تردیدی حکایت از آن دارد که- به قول امام راحلمان (ره)- «دنیا تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص) است»...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات