بصیرت:همه چیز از تردید خواص در صفین شروع شد:«انا قد شککنا...» کسانی که تا دیروز ادعای مسلمانی می کردند، در صفین رنگ باختند و کم کم رنگ خوارج به خود گرفتند. این گونه نبود که به کلی از دین برگشته باشند؛ تنها در درستی "یک جنگ" تردید داشتند: «انا قد شککنا فی هذا القتال.» ادعای مسلمانی می کردند و اتفاقا از منظر مسلمانی به محاجّه با ولیّ زمان برمیخواستند. آن شرایط و تطابق آن با اکنون نوعی گذار از "مقطع محاجه" به "مقطع انذار" و "اتمام حجت" را به نمایش می گذارد و این دو مقطعی است که با مرور آنچه رفته است، باید به مختصات درستشان دست یافت.
مشابهت سازی شرایط کنونی کشور با جنگ صفین و تبیین رسالتی که در شخصیت عمار یاسر تبلور پیدا می کند، همان چیزی است که تاکنون در سخنان رهبر انقلاب به کرّات ظهور و بروز داشته است. ایشان بارها و بارها شرایط زمان امیرالمومنین را با زمان پیامبر مقایسه کردند و از سخت تر بودن شرایط بعد از پیامبر سخن گفتند.
رهبر انقلاب در دیدار چندی پیششان با مبلغین، طلاب و اساتید حوزه های علمیه نیز اشاره به همین مضمون داشتند: «آن وقتى که جنگ بدر هست، کار، دشوار نیست؛ آن وقتى که در میدانهاى نبرد حاضر میشوند، با دشمنانى که مشخص است این دشمن چه میگوید، کار دشوار نیست. آن وقتى مسئله مشکل است که امیرالمؤمنین در مقابل کسانى واقع میشود که اینها مدعى اسلامند و معتقد به اسلام هم هستند.»
اگر چه همه چیز از یک تردید شروع شد؛ اما همه چیز در یک تردید متوقف نشد. علی(ع) در باب فتنه فرمود: «و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنالک یستولى الشّیطان على اولیائه. و همواره پارهاى از حق و پارهاى از باطل را در هم مىآمیزند و در چنین حالى شیطان بر یاران خود مسلط میشود.» حق بر اولیاء حق هم مشتبه شده بود و باید کسانی به میدان می آمدند که فضای مبهم آن روز را برای همه روشن کنند. شک خواص و فقدان بصیرت در جامعه از یک سو و سکوت تلخ و وقیحانه کسانی که باید فریاد می زدند از سوی دیگر زبانه های فتنه را بیشتر و بیشتر کرد.
مطابقت آن شرایط با شرایطی که بعد از انتخابات رقم خورد، محل توجه است. سکوتی بی معنا از سوی کسانی که می دانستند ماجرا چیست و حق را در وجدان خود باور داشتند، شکل گرفت. آن قدر سکوت کردند و آن قدر از تردیدها و نگرانی ها گفتند یا با پز روشنفکری جانب وسط را گرفتند که فضا برای غوغاسالاران بیش از پیش باز شد. آن قدر سکوت کردند که عکس امام هم به آتش کشیده شد. و البته چندی بعد همنوای فضای عمومی و طبق روال رایج، هتک حرمت به امام را محکوم کردند تا به خیال خودشان ثابت کرده باشند که هنوز انقلابیاند!
این ها همان خواص مردودند: «بسیارى از آحاد مردم، از جریانهاى سیاسى، طبق وظیفهشان عمل کردند. بعضى از خواص هم البته مردود شدند. این انتخابات بعضىها را مردود کرد.» اینها خواصی هستند که هر طرف باد بوزد، همان طرف می شتابند. رسالت عمار را نمی شناسند و در صفین حاضر نیستند از خود هزینه کنند. حاضر نیستند سپر بلا باشند.
علی(ع) خود به میدان روشنگری شتافت و بارها کژی ها و سستی ها را متذکر شد. اما بانیان تردید در صفین نپذیرفتند و تا آنجا پیش رفتند که پیروزی مسلم اسلام را به حکمیت خاتمه دادند.
وقتی انتخابات 40 میلیونی رقم خورد، انتظار می رفت که این پیروزی چشمگیر به برگ برنده ملت ایران در عرصه های جهانی تبدیل شود. تردید پوچ خواص اما پیروزی قطعی و نقطه مثبت نظام را در مصاف جهانی به نقطه ضعف نظام بدل کرد. این بار اما هنوز بودند کسانی که بدانند چه می گذرد و شأن امام را بشناسند؛ درست از همین رو بود که دیگر مجالی برای حکمیت ساختگی مدعیان دروغین وحدت باقی نماند.
اما تردیدافکنی ها هیچ گاه پایان نیافت. کسانی که ادعای بدون سند و مدرک تقلب گسترده را پیش کشیده بودند، از هیچ کوششی دریغ نکردند. به این ترتیب بود که اقلیتی با صبغه نئوخوارجی شکل گرفت و جمعی از فریب خوردگان قرآن های بر سر نی با عمر و عاص پیشگان به هم آمیختند. این اقلیت این بار به واسطه رد حکمیت از سوی امام همراهی عمر و عاص ها را هم با خود داشتند و از سویه روشنفکرمآبی با عنوان خط امام و نخست وزیر امام به جنگ میراث امام آمدند و بر امام حاضر خروج کردند.
رهبر انقلاب: «یک عدهاى قانونشکنى کردند، ایجاد اغتشاش کردند، مردم را به ایستادگى در مقابل نظام تا آنجایى که میتوانستند، تشویق کردند -حالا تیغشان نبرید؛ آن کارى که میخواستند نشد، او بحث دیگرى است؛ آنها تلاش خودشان را کردند- زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز کردند، جرأت به آنها دادند؛ کارى کردند که دشمنان امام -آن کسانى که بغض امام را در دل داشتند- جرأت پیدا کنند، بیایند توى دانشگاه، به عکس امام اهانت بکنند. کارى کردند که دشمنِ مأیوس و نومید، جان بگیرد، تشویق بشود بیاید در مقابل چشم انبوه دانشجویانى که مطمئناً اینها علاقهمند به امامند، علاقهمند به انقلابند، عاشق کار براى کشور و میهنشان و جمهورى اسلامى هستند، یک چنین اهانتى، یک چنین کار بزرگى انجام بدهند. آن قانونشکنىشان، آن اغتشاشجویىشان- تشویقشان به اغتشاش و کشاندن مردم به عرصه اغتشاشگرى- این هم نتایجش.»
تردیدکنندگانی که در صفین گرد هم آمدند، نه تنها حاضر نشدند خطای خود را بپذیرند، بلکه انگشت اتهام را به جانب امام گرفتند و برای کار خود فلسفه بافتند: «عمل خلاف انجام میگیرد، کار غلط انجام میگیرد، بعد براى اینکه این کار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست میشود! فلسفه میبافند؛ استدلال برایش درست میکنند! از ابتلائات بزرگ انسانها این است.»
بالاترین جرم زیر سوال بردن اصل انتخابات بود؛ بدون سند و مدرک. اما یک سؤال به موازات طرح این مسئله در اذهان عمومی شکل گرفت و آن این بود که اگر بزرگترین جرم زیر سؤال بردن اصل انتخابات است، چرا نظام با بزرگترین مجرم برخورد نمی کند؟!
این پاسخ را نیز می توان از همان سیر تاریخی یاد شده دریافت. علی(ع) از همان آغاز از برخورد با خوارج پرهیز داشت، آن گونه که حتی بعد از جنگ نهروان نیز فرمود: «بعد از من خوارج را نکشید.» شاید بتوان علت صبر نظام در مقابل سران اغتشاش را هم در همین راستا ارزیابی کرد. چه آنکه رهبر انقلاب در عین انذار شدیدی که داشتند، تصریح کردند: «اگر یک وقتى لازم بشود، خود مسئولین، خود قانون و حافظان قانون، آنچه که وظیفهشان باشد، انجام میدهند.»
مقطعی که در آن به سر می بریم، از این منظر "مقطع انذار" است. مقطعی که کمی از "محاجّه" ابتدایی با بانیان تردید در صفین فاصله می گیرد و در عین دعوت به بازگشت، انذارهای نهایی و اتمام حجت های آخر را کلید می زند. اگر رهبر انقلاب تا پیش از این از جذب حداکثری و دفع حداقلی سخن می گفتند، این بار فرمودند: «من هیچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداکثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى کأنه خودشان اصرار دارند بر اینکه از نظام فاصله بگیرند. یک اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را -که مبارزات انتخاباتى بود- یک عدهاى تبدیل کردند به مبارزهى با نظام - البته اینها اقلیتند، کوچکند؛ در مقابل عظمت ملت ایران صفرند، لکن به نام اینها شعار میدهند...»
مقطع انذار و اتمام حجت ویژگی های خاص خود را داراست. از یک سو می توان آن را فرصتی دوباره برای بازگشت به دامان انقلاب دانست و از سوی دیگر می توان آن را زنگ خطری برای مواجهه نهروان گونه با نئوخوارجیون تلقی کرد. و این البته به معنی آغاز نهروان نیست؛ بلکه تنها به معنی فاصله گرفتن از مدارای صفین است.
رهبر انقلاب کسانی را که به مواجهه با ملت برخواسته اند، تشبیه به کف روی آب کردند و با اشاره به نظام اسلامی فرمودند:«انشاءاللَّه این درخت روزبهروز ریشهدارتر خواهد شد و خواهید دید که این مخالفان، این کسانى که با این بنا، با این حق و حقیقت مخالفت میکنند، "فیذهب جفاء" اینها در مقابل چشم شما انشاءاللَّه نابود خواهند بود.» و این در واقع تجلی همان انذار بود. در این میان چند نکته و چند نقش قابل تعریف و مورد توجه است:
1-کسانی که بعد از انتخابات رو در روی نظام قرار گرفتند می بایست تکلیف خود را با انقلاب، قانون اساسی و ولایت فقیه مشخص کنند. فرصت برای بازگشت وجود دارد، اما ممکن است بعد از این فرصتی نباشد.
2-چنانچه رهبر انقلاب فرمودند:«تبلیغ باید بتواند این حقایق را براى مردم و براى خود آنها(کسانی که اختلاف درون خانوادگی را به مبارزه با نظام تبدیل کردند) روشن بکند که بفهمند دارند خطا می کنند و اشتباه میکنند.» در این مقطع رسالت عمار یاسر همچنان محل توجه است. خواصی که هنوز زبان در کام گرفته اند باید به میدان بیایند. کسانی که سازمان تبلیغات و ارگان های مختلف را در دست دارند و بر شریان های رسانه ای مسلطند، حق سکوت ندارند. همه می بایست مبلغ باشند و البته محرم فرصتی است برای تبیین رسالت عاشورایی.
3-حفظ آرامش و پرهیز از زمینه سازی برای اغتشاش همان چیزی است که رهبر انقلاب از آن سخن گفتند. این البته به معنای عدم اعلام اعتراض نسبت به اهانت ها و یا سکوت در مقابل ساختارشکنی های اقلیتی خودخواه نیست؛ بلکه به معنی لحاظ کردن همه جوانب امر است. مقام معظم رهبری فرمودند: «در این قضایاى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت کردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لکن آرامششان را حفظ کنند. از دانشجوها هم ما همین درخواست را داریم: آرامش را حفظ کنید. این کسانى که در مقابل شما قرار دارند، اینها کسانى نیستند که ریشهاى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت کنند؛ نه. با آرامش؛ همه کار با آرامش.»
4-شناسایی اقلیتی که در مقابل ملت قرار گرفته اند از ضرورت جدی برخوردار است و این دیگر نکته ای است که رهبر انقلاب بر آن تاکید کردند:«...شناسائى کنند؛ خود دانشجوها موظفند در محیط دانشگاه، افرادى را که منشأ فسادند، اینها را بشناسند و دیگران را آگاه کنند. این خودش یک تبلیغ درست و صحیحى است. آگاه کنند؛ بدانند ارتباطات اینها را، جهتگیرى اینها را.»
5-دستگاه قضایی موظف است با صراحت و صلابت بیشتری به مقابله با کسانی که امنیت کشور را بازیچه هوای نفسانی خود قرار داده اند، برخیزد. چنانچه رهبری فرمودند:«دستگاههاى قانونى هم وظائفى دارند؛ باید به این وظائف عمل کنند.»
6-سخن گفتن از روز مباهله بدین معنی است که برآیند آنچه بعد از مقطع انذار رقم خواهد خورد، لزوما از سوی اغتشاشگران نمی تواند قابل پیش بینی باشد.
محمد مهدی تهرانی