بصیرت:آیت الله جوادی آملی اخیرا طی اظهارات مهمی در واکنش به شعار “جمهوری ایرانی” فرقه سبز گفته است: “عده ای شعار می دادند یا شعار می دهند استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی، جمهوری ایرانی یعنی چه؟ اگر قرار بود جمهوری ایرانی این مملکت را به استقلال و پیروزی برساند زمان مصدق رسانده بود، تنها چیزی که ایران را سربلند و پیروز کرد اسلام و حسین بن علی است. قباله این مملکت حسین بن علی است.”
آیت الله جوادی آملی اخیرا طی اظهارات مهمی در واکنش به شعار “جمهوری ایرانی” فرقه سبز گفته است: “عده ای شعار می دادند یا شعار می دهند استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی، جمهوری ایرانی یعنی چه؟ اگر قرار بود جمهوری ایرانی این مملکت را به استقلال و پیروزی برساند زمان مصدق رسانده بود، تنها چیزی که ایران را سربلند و پیروز کرد اسلام و حسین بن علی است. قباله این مملکت
حسین بن علی است.”
همانگونه که این فقیه متا‡له به خوبی اشاره کرده اند ملی گرایی فارغ فهم صواب از اسلام خواهی ملت ایران نسخه شکست خورده ای است که بارها در تاریخ معاصر کشورمان به آزمایش گذاشته شده و
هر بار این واقعیت مهم به اثبات رسیده است که نمی توان بدون درک درست از اسلام گرایی ایرانی ها نهضتی را به سرانجام رساند.
آسیب شناسی نهضتهای صد ساله اخیر ایران نشان می دهد یکی از مهمترین آسیبها، شکاف بین رهبران نهضت، مطالبات واقعی مردم و همچنین فقدان فهم مشترک از روحیه اسلام خواهی ملت ایران بوده است که متاثر از عوامل مختلفی همچون قلب ماهیت اهداف نهضت، اختلافات رهبران، نا امیدی مردم و... شکل می گرفت و زمینه شکست بطئی و مزمن یک جنبش مردمی را فراهم می کرد.
در نهصت مشروطه وملی شدن صنعت نفت این آسیب جدی جریان مردمی را از مسیر اصلی خود منحرف کرد و سرانجام مشروطه به دیکتاتوری رضا خان و ملی شدن صنعت نفت به کودتای ننگین آمریکایی ها در ایران انجامید و به مراتب شرایط سخت تری بر کشورمان تحمیل شد.
در جریان ملی شدن صنعت نفت پس از پیروزی ایران در دادگاه لاهه در خصوص حقانیت ملی شدن صنعت نفت،مصدق خواستار عهده دار شدن وزارت جنگ شد، به دنبال مخالفت شاه با خواسته وی، بدون اطلاع به آیت الله کاشانی و دیگر مبارزان، در هفته آخر تیرماه1331 ، وی استعفای خود را تسلیم شاه کرد و شاه بی درنگ فرمان نخست وزیری قوام السلطنه را صادر کرد. این در حالی بود که علی رغم همه مشکلات اقتصادی، آیت الله کاشانی مردم را همراه و همگام دولت نگاه داشت و با صدور یک اعلامیه شدید اللحن مردم را به خیابانها کشاند.مردم
کفن پوش از طرف کرمانشاه ، همدان و قزوین به طرف تهران آمدند و پس از درگیری های فراوان شاه مجبور شد که به برکناری قوام تن در دهد و حکم نخست وزیری مجدد مصدق را صادر نماید. اما این اتفاق به مرور منجر به مغرور شدن مصدق و دوری وی از رهبران روحانی نهضت به خصوص آیت الله کاشانی شد. در واقع مصدق پس از30 تیر به این باور توهم آلود رسید که می تواند کرسی صدارت خود را بر بنیان سست ملی گرایی بنا کند و از اسلام گرایی فاصله گرفت. درست یک سال بعد در28 مرداد1332 چیزی از این همگرایی ملی باقی نماند و نهضت ملی شدن صنعت نفت در گرداب یک کودتای آمریکایی-انگلیسی با چند چمدان پر از دلارغرق شد.
فاصله تجربه قیام ملی 30 تیر تا کودتای28 مرداد به ژرفای قبض و بسط شکاف ملی گرایی و اسلام خواهی رهبران نهضت است. انقباض این شکاف مساوی با پیروزی نهضت و انبساط آن محملی برای دخالت عنصر خارجی و در نهایت شکست است. پر واضح است که مسئولیت مدیریت قبض و بسط این شکاف بر عهده رهبران، اقشار آوانگارد و احزاب و جریانات سیاسی است.
یکی از دلایل پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) و تداوم حیات آن طی30 سال گذشته را باید در غلبه بر این چالش و پر شدن اساسی این شکاف جستجو کرد. نظام اسلامی و عموم جریانات سیاسی پس از انقلاب در انضمام با مطالبات واقعی مردم به خوبی توانستند شکاف دولت-ملت را مدیریت کنند. آنچه که این روزها تحت عنوان جمهوری ایرانی توسط فرقه سبز شعار داده می شود در واقع بازگشت به نسخه و تجربه محکوم به شکستی است که بدون شک طراحی مذبوحانه دشمنان انقلاب در خارج از مرزهاست.
تهیه و تدارک یک فضای ستیزآلود خیابانی طی چند ماه گذشته توسط دوم خردادی ها نتیجه ای به جز سرخوردگی سیاسی ، ادبار عمومی در داخل و استقبال دشمنان انقلاب برای آنها در پی نداشته و قسمت اعظمی از پایگاه اجتماعی آنها را نیز تخریب کرده است.
نخبگان سیاسی جامعه وظیفه دارند که در راستای تحدید تعارضات فلسفی و جهت دهی آنها به سوی اختلافات مدیریتی گفتمان سازی کنند. تا زمانی که دوم خردادی ها بر طبل توخالی جمهوری ایرانی می کوبند و ترکیب اولیه را فراموش کرده اند، چگونه می توانند به پیشرفت کشور و خدمت به مردم فکر کنند. جمهوری اسلامی- به تعبیر حضرت امام(ره) نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد- رهاورد نهایی تفلسف فیلسوفان و تفقه فقیهان و تدبر سیاستمداران مسلمان ایرانی است که به ید بیضایی امام خمینی(ره) در این کشور محقق شد و امروز بیش از30 سال از عمر پر برکت آن می گذرد. در سه دهه گذشته به واسطه میثاق ملی یعنی قانون اساسی، رهنمودهای رهبران انقلاب اسلامی و تجارب مختلف اجرایی و سیاستگذاری قواعد تصمیم گیری نیز به کرات تصریح و تبیین شده است و کمتر سیاستمداری می تواند مدعی شود که این قواعد برای وی غیر قابل پیش بینی و مبهم است.
مردمسالاری دینی الگوی دقیقی از یک دموکراسی کیفی است که در سایه دین مداری به مشارکت سیاسی عموم مردم، اعم از اکثریت و اقلیت رنگ واقعیت می زند و ابهامات بی پاسخ دموکراسی های لیبرال را برطرف می کند. این الگو به طور طبیعی در صدد افزایش تاثیر آراء مردم مسلمان بر حیات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه است.
فلشهای سیاسی در تابلوهای راهنمای مردمسالاری دینی و تجربه سه دهه گذشته، نخبگان سیاسی را به دفاع مومنانه از مردمسالاری و احترام به حقوق شهروندی هدایت می کند. نخبگان سیاسی باید بسترهای مشارکت عمومی را به طور کامل فراهم کنند و مانع از مشکلات ساختاری و کارکردی در مسیر مردمسالاری دینی شوند.
مردمسالاری دینی محصول نهضت اسلام خواهی ملت مسلمان ایران در مبارزه با رژیم منحوس پهلوی است که در نوع خود یک الگوی بی بدیل و پیشرفته محسوب می شود. از منظر رهبر فرزانه انقلاب، حکومت اسلامی در امر اداره جامعه، روش خاص خود را دارد و نمی تواند با توسل به “روشهای غربی” به اهداف خود نایل آید. علت این امر نیز در ارزش مدار بودن روشهاست و این که هر روشی، مبتنی بر ارزشهایی است که کاربرد آن را محدود می سازد. بنابراین از آنجا که حکومت اسلامی، ارزشهای خاص خود را دارد، بدیهی است که باید روش حکومتی ویژه ای نیز داشته باشد. این روش در عین مخالفت با دموکراسی غربی، با استبداد و دیکتاتوری نیز تضاد دارد . به تعبیر رهبر معظم انقلاب “امروز مردم سالاری دینی در نظام جمهوری اسلامی ایران، حرف نو و جدیدی است که توجه بسیاری از ملت ها، شخصیت ها و روشنفکران عالم را به سوی خود جلب کرده است.” کسانی که امروز در پی تعمیق شکاف بین اسلام خواهی و ملی گرایی در ایران هستند بدون تردید فهم درستی از زیست اسلامی و مسلمان زیستی ملت ایران ندارند. این طیف در خوشبینانه ترین حالت یا از تاریخ و فرهنگ ایران غافلند و یا خائنند و منطبق بر خواسته دشمن و در راستای شکست نهضت اسلامی حرکت می کنند.
صالح اسکندری