بررسی دقیق ساختار و ماهیت قدرت سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران که مبتنی بر نظریه ولایت فقیه می باشد و امام خمینی (ره) آن را پایه گذاری کرده و مقام معظم رهبری خود حامی و تداوم بخش آن راه بوده، با تکیه بر قانون اساسی جمهوری اسلامی قابل تبیین می باشد. به نظر می رسد این بحث امروز که ستون خیمه انقلاب و نظام اسلامی، یعنی «ولایت فقیه» با شبهات و هجمه های دشمنان و معاندان نظام مواجه است، بیش از گذشته ضرورت می یابد. در مقابل تعریف دگراندیشان از شکل و عنوان حکومت فعلی جمهوری اسلامی می توان به میثاق ملی مراجعه کرد و آن را به عنوان فصل الخطاب پذیرفت.
قانون اساسی جمهوری اسلامی شکل حکومت را «جمهوری» و محتوای آن را «اسلامی» معرفی می کند.
بر طبق اصل اول قانون اساسی: «حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران، براساس اعتقاد دیرینه اش به حکومت حق و عدل قرآن، در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالیقدر تقلید آیت الله العظمی امام خمینی، در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ...1358 با اکثریت 2/98 درصد کلیه کسانی که حق رأی داشتند، به آن رأی مثبت دادند.» همچنین حکومت جمهوری اسلامی در مقدمه قانون اساسی تعریف شده و در مورد آن آمده است: «...حکومت از دیدگاه اسلام برخاسته از موضع طبقاتی و سلطه گری فردی یا گروهی نیست، بلکه تبلور آرمان سیاسی ملتی هم کیش و هم فکر است که به خود سازمان می دهد تا در روند تحول فکری و عقیدتی راه خود را به سوی هدف نهایی (حرکت به سوی الله) بگشاید.»
پس به قول شهید مطهری «مسئله جمهوری مربوط می شود به شکل حکومت که مستلزم نوعی دمکراسی است، یعنی این که مردم حق دارند سرنوشت خود را خودشان در دست بگیرند و این ملازم با این نیست که مردم خود را از گرایش به یک مکتب و یک ایدئولوژی و از التزام و تعهد به یک مکتب معاف بشمارند.»
بنابراین نظام جمهوری اسلامی ایران به علت اتکا به مکتب حیات بخش اسلام و تعهد در مقابل احکام آن، از ساخت قدرتی سیاسی بهره مند است که دارای مشروعیت الهی است و چون مردم مومن به خدا در تدوین قوانین جامعه اسلامی براساس معیارهای مکتب و انتخاب زمامداران از رهبر (غیر مستقیم توسط مجلس خبرگان) و رئیس جمهور و نمایندگان خود در مجلس قانونگذاری و اعضای شورای اسلامی کشور به طور مستقیم دخالت دارند، دارای مقبولیت مردمی است و میزان اثرپذیری، همیاری و تعامل با ساخت قدرت سیاسی قابل توجه است. از این روی، در جمهوری اسلامی ایران، نظریه ولایت فقیه در چارچوب نظام و با تصویب قانون اساسی و تأسی به سنت دیرینه حکومت اسلامی به عمل درآمد. لذا حکومت ولایت فقیه دیگر حکومت یک فرد نیست بلکه همان حکومت قوانین الهی و فقاهت بر همه مردم است. به همین دلیل گفتمان و عملکرد ولایت فقیه، اعمال قدرت سیاسی متکی به آن و ابزار کنترل قدرت سیاسی آن با دیگر حکومت ها متفاوت است و بیشتر از ابزار قهری بیرونی، با تقوا، محبت و فرمان پذیری اقناعی مفصلبندی می شود.