فتحالله پریشان
شیخ صدوق (متوفای 381 ق) از علمای بزرگ شیعه اثنی عشری اگرچه اثر و کتاب مدون و مستقلی در باب اندیشه و علم سیاست و علم حکومتداری ندارد و دلایل این امر در جای خود قابل بحث و بررسی است، اما این گونه هم نیست که نظری راجع به مسائل سیاسی و حکومتی نداشته باشد. همانگونه که در شماره گذشته ذکر شد، اصولاً علمای متقدم شیعه به دلیل فراهم نبودن بسترهای اجتماعی و حضور مقتدرانه و رفتار خشن سلاطین و خلفایی که به ناحق بر مسند حکومت جامعه اسلامی تکیه زده بودند، نه تنها نمی توانستند محل رجوع ملت باشند بلکه چه بسا حتی اذن نداشتند در این باب فقهی مطالعه و تحقیق کنند. شاید به همین دلیل است که تا قرون اخیر، همواره فقه سیاسی و فقه حکومتی شیعه نسبت به دیگر ابواب فقهی، نحیف تر بوده اما علمای شیعه به اهم مسائل سیاسی و حکومتی شیعه در پوشش تکلیف شرعی مکلفین در بخش معاملات، بیع، دفاع، امر به معروف و نهی از منکر و... پاسخ می دادند. شیخ صدوق (علیه الرحمه) به دلیل شرایط و زمینه های خاص سیاسی و اجتماعی زمانه اش از این امر مستثنی نیست. لذا در میان آثار مکتوب شیعه، کتاب «المقنع فی الفقه» ایشان، نخستین مجموعه فقهی مدونی است که به طور ضمنی و تلویحی در لابه لای مباحث عادی فقهی اندیشه سیاسی شیعه را مطرح می کند. شیخ صدوق در اثنای بحث از انواع معاملات می نویسد: «از امام صادق (ع) در مورد مردی که دوستدار اهل بیت پیامبر (ص) باشد، ولی در دستگاه زمامداران غاصب و جور مشارکت داشته باشد سوال شد که اگر چنین کسی در زیر پرچم چنین زمامدارانی به قتل برسد، وضعیت او در پیشگاه خدا چگونه خواهد بود؟ امام (ع) در پاسخ فرمودند: خداوند وی را براساس نیتی که در این همکاری با دولت جائر داشته برای محاسبه مبعوث می نماید.» همچنین در فرازی دیگر می نویسد: هر گاه کسی از دیگری کاری را که مربوط به سلطان جائر است بخواهد و در مقابل آن پولی پرداخت کند اشکال ندارد چنانکه خریدن موادغذایی از دولت جائر و یا پوشاک بلامانع می باشد.
از چنین فرازهایی از کتاب شیخ صدوق که در ارتباط با همکاری با خلفا و زمامداران جور و حاکمیت وقت است می توان به نکات، مولفه ها و نتایج مهمی از اندیشه سیاسی شیعه اشاره کرد:
1- بینش سیاسی؛ به اعتقاد شیخ صدوق در برخورد با این مسئله، نخست باید از آگاهی و بینش سیاسی لازم برخوردار بود و ماهیت، منزلت و عملکرد نظام حاکم را به دقت مورد بررسی قرار داد. (ایاک و عمل السلطان) سپس شیخ با جمله (فلاتدخل فیها) به ممنوعیت همکاری با نظام جور و غاصب که یک قاعده کلی سیاسی شیعی است، حکم می دهد.
2- تحریم سیاسی دولت ها؛ این همان اصل تحریم سیاسی دولت های نامشروع است که خود نخستین گام در مبارزه سیاسی محسوب می شود. البته در نگاه شیخ صدوق عدم همکاری و تحریم نه تنها به معنای بی طرفی نسبت به وضع موجود نیست بلکه در بطن خود به رابطه منفی که البته مبتنی بر شناخت و آگاهی از ذات حکومت های غاصب است، نیز اشاره دارد.
3- همکاری و مشارکت سیاسی؛ هر حکم کلی منطقاً می تواند استثنایی نیز داشته باشد. در شرایطی که شخص ناگزیر از همکاری و مشارکت با دستگاه های مرتبط با نظام جور می شود و به دلایلی چون امرار معاش ضروری، پوشش برای تأمین امنیت، خدمت به جامعه و مردم و اصلاح یا ایجاد تحول در داخل نظام حاکم به فعالیت می پردازد، باید از هر نوع عمل خلاف به ویژه ظلم و فساد اجتناب ورزد و به جبران این همکاری، به مردم خدمت کند. تجزیه و تحلیل دقیق این نظریه می تواند به فهم تئوری تاریخی شیعه و سلوک رفتار سیاسی وی که «دولت در دولت» بود، کمک نماید. بی شک مخاطب شیخ صدوق در جمله «فان دخلت فیها» در کتاب المقنع، کسی است که بر اساس اعتقاد به امامت و انحصار مشروعیت نظام سیاسی به نظام منسوب به امام (ع) نظام حاکم را نامشروع دانسته و بنا به حکم صدوق (ایاک و عمل السلطان) آن نظام را با تمامی نهادها و مسئولانش تحریم نموده و معتقد به نابودی آن و منتظر برآمدن نظام سیاسی مطلوب و منسوب به امام (ع) خواهد بود.
4- تعطیل «اندیشه تعطیل» و سازماندهی در درون نظام جور؛ برخلاف تصور حامیان اندیشه تعطیل که در زمان غیبت فعالیت سیاسی را متوقف و عمل نظام سازی سیاسی را تعطیل شده می پندارند، مطابق با نظرات شیخ صدوق در المقنع فی الفقه نه تنها نظام سازی سیاسی شیعی تعطیل بردار نیست بلکه سازماندهی نهادهای انقلابی در درون نظام حاکم ضرورتی است که خواست خدا بوده و بنابر روایتی که صدوق از امام رضا (ع) نقل می کند، موجب خشنودی خدای متعال نیز می باشد.
5- انگیزه سیاسی؛ عمل سیاسی نیز مانند همه اعمالی که در حوزه دین انجام می گیرد باید انگیزه دار و همراه با بینش و معرفت باشد. مفاد حدیث امام صادق (ع) در مورد فقره «یبعثه الله علی نیته» در حقیقت همان مفهوم اصل کلی «انماالاعمال بالنیات» می باشد که به معنی ارزشیابی عمل براساس اندیشه، معرفت و انگیزه می باشد. این نیت و انگیزه فردی چنان اهمیت می یابد که حتی در نفوذ به درون دستگاه جور و حضور در همه عرصه ها که حتی منتهی به مرگ وی هم شود، مجاز شمرده می شود و خود این مطلب نشان از خودساختگی، هدفدار و سازمان یافته بودن شیعیان برای ایفای نقش یک شیعه انقلابی است و اهمیتی که شیعه برای به دست آوردن حکومت مشروع قائل می شود.
روش شیخ صدوق با روش فقهی متداول در کتاب های فقهی متفاوت است. شیخ صدوق همواره نظرات خود را با عبارت های روایی بیان می کند. به نظر می رسد از منظر اندیشه سیاسی وی تا زمانی که نظام سیاسی منسوب به امام (ع) بر سر کار نباشد، فرد شیعی با اندیشه تحریم نظام های سیاسی غیرمنسوب به امام (ع) با ایجاد نوعی رابطه حساب شده و هماهنگ می تواند برای گره گشایی از افراد از امکانات نظام حاکم استفاده نماید.