بصیرت:اما آنچه که مهم است مقامات صهیونیستی در پی بازیها و وقت کشی های سیاسی خود، به دنبال حاکمیت هر چه بیشتر خود بر اراضی فلسطین خصوصاً بیت المقدس و حذف مقاومت از صحنه فلسطین می باشند. براین اساس گزارش حاضر تلاش دارد با بررسی ترفند های سیاسی در به چالش کشاندن مذاکرات صلح، فرآیند حاکمیت بر قدس و کرانه باختری بعنوان راهبرد اصلی صهیونیسم در هزاره سوم را مورد تحلیل و کنکاش قرار دهد.
تمدید دولت غیر قانونی ابومازن ؛ وقت کشی سیاسی
سیاست راهبردی رژیم صهیونیستی در قبال فلسطینیان از همان ابتدا به ویژه پس از امضای توافقنامه « اسلو» در سال 1993، در راستای ایجاد تفرقه میان گروههای فلسطینی و تخریب وحدت ملی فلسطینیان جهت عدم تشکیل دولت فلسطینی بوده است. به همین منظور مقامات صهیونیستی با نفوذ در بدنه تشکیلات خودگردان و انحراف در رویکرد مبارزاتی سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف)خصوصاً در دوران ریاست ابومازن، تضعیف و در نهایت حذف الگوی مقاومت از صحنه سیاسی فلسطین را در دستور کار خود قرار دادند.
در این راستا صهیونیستها با حمایت از محمود عباس و تشکیلات سازش کار خودگردان، سعی کرد تا درسطح منطقه ای و بین المللی به دولت سرسپرده «ابومازن » بعنوان نماینده قانونی ملت فلسطین مشروعیت ببخشند. براین اساس مقامات صهیونیستی با یک برنامه ریزی مشخص، با وارد کردن حماس و گروههای مقاومت فلسطینی در فرآیند های سیاسی ، مقاومت فلسطین را در باریکه غزه محصور نمودندتا شرایط و فضای سیاسی و امنیتی صحنه فلسطین را بگونه ای تغییر دهند که اولاً دولت منتخب حماس تضعیف وزیر ساخت های مقاومت متزلزل شود. ثانیاً با تمدید دولت غیر قانونی و سازش کار «ابومازن» فرآیند مذاکرات و گفتگوهای ملی میان گروههای فلسطینی براساس توافقات آشتی ملی به چالش کشیده شود.
دراین راستا با توجه به نیاز رژیم صهیونیستی به تجدید حیات سیاسی دولت غیر قانونی ابومازن و نمایندگی آن در روند مذاکرات طی ماههای اخیر مقامات تل آویو سناریوها و نقش های سیاسی خاصی را برای ابومازن و دولت سرسپرده اش تعریف نمودند. در این رابطه می توان به واکنش ابومازن در ماجرای گزارش گلدستون ، عدم حضور نمایشی ابومازن در صحنه سیاسی آینده فلسطین با پیش شرط توافقی ، تعلیق شهرک سازی در اراضی کرانه باختری و اجرای بازی تبادل اسرای فلسطینی با اسیر صهیونیستی نزدحماس اشاره داشت . البته باید همکاری تشکیلات امنیتی ابومازن با سرویس های امنیت داخلی رژیم صهیونیستی در سرکوب مقاومت و نهادهای آن در کرانه باختری را نیز به این سناریو اضافه کرد.
لذا رژیم صهیونیستی با وقت کشی سیاسی در روند مذاکرات تلاش کرده تا شرایطی را فراهم نماید که ریاست «ابومازن» بر تشکیلات خودگردان تمدید گردد و انتخابات ریاستی (تشکیلات خودگردان ) همزمان با انتخابات پارلمانی در ژانویه 2010 برگزار شود. رژیم صهیونیستی از این طریق، به دنبال وارد ساختن در گیریها و تنش های گروههای فلسطینی به فرآیند مذاکرات صلح است.
رژیم صهیونیستی برای اجرای سیاست یهودی سازی قدس و حاکمیت هر چه تمامتر در کرانه باختری، زمینه های نقش آفرینی بازیگران بین المللی از جمله آمریکا و اتحادیه اروپا در فرآیند مذاکرات جهت ادامه روند پنهانی یهودی سازی قدس بزرگ را فراهم می سازد. از همین روی است که اتحادیه اروپا نیز در این زمینه هرازگاهی با اقدامات نمایشی وانمود می کند که دست به اقدامات عملی خواهد زد تا از یهودی سازی قدس و شهرک سازی در کرانه باختری جلوگیری نماید. اروپا می خواهد از این طریق اولاًنقش تشکیلات خودگردان و دولت غیر قانونی ابومازن را در مقابل دولت حماس در فرآیند مذاکرات صلح موفق جلوه دهد، ثانیاً رهبران تشکیلات را در برقراری صلح خیالی جهت به درازاکشاندن روند مذاکرات به میدان بکشاند تا توهم تشکیل دو دولت را در صحنه مذاکرات صلح موفق نشان دهد.
از طرفی دولت اوباما با اجرای طرح صهیونیستی صلح خاورمیانه ای و اجرای روند عادی سازی روابط اعراب و اسراییل، سعی می کند تا تمام ابتکارات و تلاش هایی را که از سوی سایر دولت ها برای آشتی و سازش ملی گروههای فلسطینی مطرح شده است، وتوکند.
کاخ سفید با استفاده از نقش مصر در روند آشتی گروههای فلسطینی ، تلاش می کند در برگزاری نشست های آشتی فلسطینیان تأخیر ایجاد کند تا همچنان جایگاه دولت ابومازن در روند مذاکرات با رژیم صهیونیستی حفظ گردد. از سوی دیگر با جلوگیری از ورود حماس به سطح مذاکرات تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی ، فرآیند کلی مذاکرات صلح را به بی راهه و سردرگمی هدایت کند .
رژیم صهیونیستی بر عامل زمان در مورد اجرای سیاستهای توسعه شهرک های صهیونیست نشین در کرانه باختری و یهودی سازی قدس تأکید جدی داشته و اهمیت عنصر زمان را به خوبی درک می کند. لذا سران صهیونیستی با اجرای سناریوهای مختلف در فرآیند سیاسی مذاکرات صلح و تشکیل دولت فلسطینی ، با طولانی کردن مناقشات بین جریانات سیاسی فلسطین، عنصر زمان را برای پیشبرد راهبرد خاموش اشغالگری در مناطق فلسطینی نشین 1967 (کرانه باختری ) و خصوصاً قدس به دست آورد.
در پرتو بررسی نحوه تقسیم بندی جغرافیایی شهرک های صهیونیستی در کرانه باختری و بیت المقدس مشخص می شود که رژیم صهیونیستی براساس برنامه ای حساب شده و سنجیده دست به احداث آنها می زند. در این راستا نکات زیر قابل توجه است:
1- مصادره و اشغال تدریجی مناطق فلسطینی با هدف تخلیه فلسطینیان از این مکانها ؛
2- تجزیه و هضم مناطق فلسطینی در شهرک های صهیونیستی با هدف از بین بردن مرزهای تعیین شده در توافقات؛
3- توسعه شهرک سازی در مناطق فلسطینی کرانه باختری در جهت یهودی سازی فلسطین ؛
4- قطع ارتباط جغرافیایی میان بخش های کرانه باختری و چند پاره کردن آن جهت ممانعت از تاسیس دولت مستقل فلسطینی ؛
5- تعریف پروژه" قدس بزرگ" و الحاق زمینها و روستاهای مجاور بیت المقدس به محدوده قدس .
همان گونه که ملاحظه شد ، رژیم اشغالگر صهیونیستی با توسعه تدریجی و خاموش شهرک های صهیونیستی در مناطق فلسطینی نشین کرانه باختری و بیت المقدس عملاً فرآیند مذاکرات صلح و تشکیل دولت فلسطین را به سخره گرفته است. بطوریکه سران صهیونیستی با انحراف سازی و سناریوسازی در فرآیند مذاکرات بدنبال آن هستند که برای کسب عامل زمان جهت پیشبرد مقاصد اشغالگری خود، فقط نامی از دولت فلسطین برای فرآیند مذاکرات صلح باقی بماند. و در نهایت چیزی شبیه به یک خود مختاری که با اهدف تأسیس یک دولت فاصله بسیار دارد، برای فلسطینیان حاصل شود . تحقق این امر در آینده تمام آرمانهای فلسطینیان و حق بازگشت آوارگان فلسطینی را پایمال میکند.