صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۳۵۴۵۷

ریشه‌داری شرط الگوگیری


بصیرت:کپی‌برداری از حوادث سال 1357 یکی از مؤلفه‌های سازماندهی حرکت روز عاشورای امسال بود. رسانه‌های ضد انقلاب داخلی و خارجی با الگوگیری از نحوه شروع و فوران انقلاب اسلامی چنین القا می‌نمودند که جرقه‌های اصلی انقلاب اسلامی در عاشورای 1357 رقم خورد و حضور میلیونی مردم مسلمان در آن روز که تومار رژیم شاه را پیچید، می‌تواند تکرار شود. ضد انقلاب با القای «این‌همانی»، درصدد بود تا از آن حافظه تاریخی انرژی و پتانسیل تولید نماید. اما آنچه اتفاق افتاد از جهت کمی و کیفی نقطه مقابل عاشورای 1357 بود. از جهت کمی جمعیت حاضر در عاشورای امسال به رغم رشد 2برابر جمعیت تهران و کشور یک درصد جمعیت عاشورای 57 نبود و از جهت کیفی نیز بارزترین شاخصه آن، بی‌هویتی دینی بود. این بی‌هویتی آنقدر عریان بود که وقتی موسوی آنان را «خداجوی» نامید به وی اعتراض کردند و از خدا نیز ابراز برائت نمودند. سناریوی کشته‌سازی فاز و مرحله دوم این الگوگیری بود، جریان فتنه درصدد بود تا در روز عاشورا کشته‌سازی نماید. هدف از کشته‌سازی چه بود؟ دشمن با این راهبرد دو هدف اساسی را دنبال می‌کرد 1-خوراک تبلیغی برای رسانه‌ها 2- الگوگیری از فاز دوم عاشورای 1357 بدین معنی که در لوای کشته‌ها، همانند پاییز 1357 یک شهر در هفته شهدای عاشورای تهران قیام کند و شهری دیگر در چهلم آنان، شهر سوم در هفته شهیدانی که در چهلم شهدای تهران کشته شده‌اند قیام نمایند و قص علیهذا. این کپی‌برداری مضحک به‌رغم موفقیت نسبی در کشته‌سازی، دستاوردی نداشت، زیرا آنچه در نهم دی ماه در تهران اتفاق افتاد ظرفیتی است که خاص نظام جمهوری اسلامی است و رژیم شاه از آوردن یک صدم آن به میدان، عاجز بود. تشابه ناتوانی رژیم شاه، امروز به سران فتنه نزدیک‌تر است، زیرا آنان با صدها شبکه سایبری و اجتماعی 10 هزار نفر در تمام نقاط تهران جمع نکردند. اما با اعلام نظام اسلامی فقط در تهران 5/3 میلیون‌ و در تبریز 2 میلیون نفر به میدان آمدند.
حضور میلیونی مردم در عاشورای 1357 مبتنی بر ریشه‌های دینی و اعتقادی و به پشتوانه روحانیت و مرجعیت بود. و قیام مردم قم و تبریز در خونخواهی، باز با اشاره مرجعیت و روحانیت اصیل تشیع بود حوادث و تحولات ایران از مشروطه تاکنون نشان می‌‌دهد که در ایران غیر از مذهبیون هیچ تفکری قادر به ایجاد تغییر نیست. مگر قبل از ورود حضرت امام به مبارزه، ملی‌گراها و کمونیست‌ها در قالب گروه‌های مختلف با رژیم پهلوی مبارزه نمی‌کردند؟ نتیجه کار آنان چه شد؟ بعد از دستگیری مصدق و محاکمه و تبعید وی مردم چه حرکتی در حمایت از وی انجام دادند؟ اما بعد از تبعید حضرت امام در سال 1343 جرقه‌های انقلاب اسلامی روشن شد و تا آنجا پیش رفت که عاشورای 1357 تومار رژیم پهلوی عملاً پیچیده شد.
آنچه لازمه حرکت سیاسی و اجتماعی عمیق در جامعه ما است «ریشه اصیل» است. بی‌ریشه‌ها نمی‌توانند از الگوهای دینداران جهت تغییر استفاده کنند. الگو، خاستگاه و ریشه باید با هم همبستگی داشته باشند.
عبدالله گنجی
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات