بصیرت:همه حکومتهای پاکستان، همپیمانی با امریکا و انگلیس را در اولویت سیاستهای خویش قرار دادهاند اما ارتباط جانشینان بوتو با غرب فراتر از پروتکلهای رایج است. روزی که حزب مردم توانست در فضای مظلومیت
بر گرفته از ترور بی نظیر بوتو، میلیونها پاکستانی را برای ساقط کردن حکومت 10 ساله مشرف پای صندوقهای رأی آورد، کاخ سفید نیز فرمول قبلی خویش را که تلفیق حکومت نظامی با کابینه غیر نظامی بود (اتحاد رئیس جمهوری ژنرال مشرف و نخست وزیری حزب مردم) را کنار نهاد و برای تثبیت قدرت حزبی در پاکستان جنگ زده خیز برداشت. بعد از این ، حکومت زرداری بود که به طور مستقیم کمک 7 میلیارد دلاری امریکا را دریافت کرد و در ازای این کمکها، او مأموریت اجرای پروژه جنگ با طالبان محلی را آغاز کرد.
اما مشکل اصلی زمانی آغاز شد که امریکاییها صلاحیت «حکومت پاکستان» بویژه ارتش این کشور را را در این جنگ نیابتی زیر سؤال بردند. این معضل به دو صورت بروز کرد اول آنجا که دولت هیلاری کلینتون و رابرت گیتس ( وزیر خارجه و رئیس پنتاگون) در سفر شان به اسلام آباد اعطای هزینه 7 میلیارددلاری جنگ تروریسم را به پذیرش شرایط امریکا از سوی ارتش پاکستان مشروط کردند که این مسئله علاوه بر اعتراض مردم ،خشم نظامیان را برانگیخت. شروط فرستادگان کاخ سفید در باره توزیع کمکهای بینالمللی از هر جهت برای ارتش و نخبگان پاکستان تحقیر آمیز بود، آنها با طرح این ادعا که 10 میلیارد کمک مالی امریکا پس از 11 سپتامبر از سوی حکومت ژنرال مشرف حیف و میل شده خواستار آن شدند که این بار واشنگتن بر نحوه توزیع و تقسیم این دلارها نظارت کند. معضل دوم، زمانی بروز کرد که دولت اوباما حاضر نشد مهمترین خواسته مردم و ارتش پاکستان را برای متوقف ساختن حملات موشکی به مناطق سرحدات را بپذیرد. به اعتقاد کارشناسان پاکستان ادامه این حملات که هر بار شماری غیر نظامی در آن قربانی شدند به جای تضعیف طالبان ، تنور افراط گرایان را شعله ورتر ساخت. لذا در این جو ملتهب روابط امریکا و پاکستان کافی بود که خبر یک توافق پنهانی به رسانهها درز کند که دولت زرداری برای انجام این حملات موشکی به امریکاییها چراغ سبز نشان داده است. این خبر در واقع بزرگترین شوک سیاسی به حکومت زرداری بود. بر این اساس مخالفان حزب حاکم اکنون در پرونده حجیمی که برای دولت زرداری فراهم کردهاند بند دیگری به نام عقب نشینی از اصول حاکمیت و استقلال سیاسی کشور بر اتهامات او افزودهاند.
در حالی که برخی ناظران غربی حکومت جانشینان بوتو را گزینه ایدهآل برای غرب میپندارند اما کم نیستند ناظرانی که در پاکستان اعتقاد دارند که امریکا و غرب به راحتی مهرههای بازی خویش را در شبه قاره جابهجا میکنند. به باور این کارشناسان جبهه غرب در بازی پیچیده سیاسی خویش در پاکستان علاوه بر عنصر وفاداری دولت این کشور، به عامل توانایی وی در اجرای تعهداتش برای برچیدن بساط طالبان توجه دارد. کارنامه یکساله زرداری در این زمینه برای کاخ سفید چندان امید بخش نیست. کارشناسان امریکایی اکنون در گرماگرم جنگ قدرت در پارلمان و دولت پاکستان، فهرستی از انتظارات بر زمین مانده غرب را گشودهاند در این فهرست عمدتاً تأکید بر این است که دولت زرداری علاوه بر از میان بردن زیر ساختهای نفوذ افراطیون و طالبان میبایست سازمانهای اطلاعاتی این کشور بویژه نهاد آی اس آی را مهار میکرد. بنابراین پاسخ این سؤال که امریکاییها در جنگ قدرت تازهای که در اسلام آباد به راه افتاده، جانب کدام یک از سه ضلع ارتش، احزاب و دولت را خواهد گرفت تا حدی روشن است. واشنگتن و متحدان غربیاش به سمت جناحی متمایل خواهند شد که برتری بارز نسبت به دیگر حریفان دارد. کارت بازی امریکاییها این بار نیز همانند دوره مشرف یک چک 7 میلیارد دلاری است که نظر بازیگران سیاسی اسلام آباد را به خود جلب می کند. آنچه پیدا است غرب از میزان نارضایتی مردم پاکستان از وضع موجود باخبر است اما در عین حال با این مشکل روبهرو است که در آینده نزدیک یافتن آلترناتیو قویتر برای حزب مردم چندان مقدور نیست.