جهانی شدن و جهانیسازی از درون
«جهانی شدن» یا «جهانی سازی» و یا همان «غربی سازی جهان» پروژه یا پروسه مدیریت شده ای است که غرب به رهبری آمریکا درحال پیگیری آن است. «گلوبالیزاسیون» به مفهوم لازم (جهانی شدن) به عنوان گسترش طبیعی سیطره تمدنی است که غرب نه به مفهوم جغرافیایی، بلکه به مفهوم سیاسی و ایدئولوژیک، دنیا را به دو بخش برتر و برابر تقسیم می کند.
دکتر حسن رحیم پور ازغدی در رابطه با ماهیت هژمونی جهانی سازی غربی در حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ معتقد است: در حوزه اقتصاد، جهانی سازی به مفهوم سلطه بنگاه های سرمایه داری غرب بر بازار جهانی و به خصوص جهان اسلام که در سه حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ تعقیب می شود.
در حوزه سیاست، جهانی سازی به دنبال سلطه سیاسی بر سایر کشورها، خصوصاً جهان اسلام می باشد که تا به حال از طریق گسترش جنگ های مذهبی، نژادی، قومی و ملی در میان کشورهای اسلامی تعقیب می شد و این اواخر از طریق لشکرکشی و جنگ در جهان اسلام به اصلی ترین رکن توسعه سیاسی یا مدرن کردن سیاست - یعنی دموکراسی - هم تن نخواهد داد.
دکتر حسن رحیم پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی می افزاید: در حوزه فرهنگ، جهانی سازی به دنبال گسترش فرهنگ و فرهنگ سازی برای رشد مصرف گرایی، تنوع طلبی و لذت طلبی و به معنای کلی غربی سازی آمریکایی است.
همچنین در رابطه با ماهیت هژمونی و سیطره جوی پروژه جهانی سازی دکتر ابومحمد عسکرخانی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، چنین اظهار می دارد: موج جدیدی که بعد از جهانی شدن ایجاد شده، موج حکمرانی جهانی است. این ادبیات جدیدی که به اصطلاح بعد از جهانی شدن روی کار آمد و قبل از آن به عنوان وابستگی متقابل به کار برده می شد، صحبت از حکمرانی جهانی و یا حکومت مداری جهانی دارد.
جهانیسازی؛ مکانیسم و روشها
پس از بررسی ماهیت هژمونی و سیطره طلبی جهانی، پروژه جهانی سازی غربی با الگوی آمریکایی، در ادامه، مکانیسم و روش های هژمونیک غرب در راستای پروژه «جهانی سازی» بررسی می شود. در این خصوص دکتر حسین قلجی کارشناس مسائل سیاسی می گوید: به طور کلی می توان جهانی شدن را فرایند فشردگی فضا و زمان نامید که در قالب این فشردگی مکان و زمان به عنوان دو عامل هویت ساز انسان، دچار فشردگی می شوند. بر این اساس غرب جهانی شدن را در سه بعد اساسی سیاست، اقتصاد و فرهنگ تعریف می نماید.
در حوزه سیاست، پروژه جهانی شدن به دنبال ترویج الگوهای سیاسی و توسعه سیاسی از نوع غربی آن یعنی «دموکراسی سازی» و در نهایت غالب شدن فرهنگ سیاسی غربی بر سایر کشورهای حوزه بین الملل خصوصاً جهان اسلام می باشد. در عرصه فرهنگ، جهانی سازی غربی و از نوع آمریکایی آن که عبارت است از تعامل و تعارض به عنوان دو جنبه متفاوت از یک ارتباط بین فرهنگ ها. یعنی در پروژه جهانی شدن، غرب با استفاده از فضای سایبری و ارتباط جمعی، از جنبه تعامل، الگوی فرهنگی و ایدئولوژیکی خود را منعکس می کند و از جنبه تعارض به مقابله با سایر فرهنگ ها و علی الخصوص فرهنگ اسلامی می پردازد. البته غرب و در رأس آنها آمریکا در تعامل هژمونی فرهنگی خود، تکثر فرهنگی (Ploralism) را دنبال می کند. تکثر فرهنگی عبارت است از اینکه تمام زیرمجموعه های فرهنگی با هم در یک سطح برابرند. گفتمان فرهنگی جهانی سازی آمریکایی مبتنی بر کثرت گرایی فرهنگی است یعنی تمامی عناصر زیرمجموعه فرهنگی در حوزه جهانی را در یک سطح برابر قرار می دهد. این به آن معناست که فرقی بین یک مسیحی پروتستان، یک مسیحی ارتدوکس، یک مسلمان و یک یهودی نیست و به همین ترتیب هیچ تفاوت نژادی میان سفیدپوست، سرخ پوست و... وجود ندارد.
در نتیجه در این کثرت گرایی فرهنگی، غرب با نسبی کردن سایر فرهنگ ها و ایدئولوژی ها از طریق هم سطح کردن تنوع های فرهنگی در پروژه جهانی سازی، به دنبال تحمیل فرهنگ کاملاً بسته و جزمی خود می باشد. دکتر قلجی در خصوص مکانیسم اقتصادی غرب در پروژه جهانی سازی معتقد است: جهانی شدن در عرصه اقتصادی با فعال کردن عناصر هوشمند و بازیگران فراملی و جهانی همچون شرکت های چندملیتی در قالب گفتمان اقتصادی لیبرالیسم به دنبال سیطره بر اقتصاد جهانی است. در گفتمان اقتصادی مبتنی بر لیبرالیسم، غرب در پروژه جهانی سازی با تشکیل بازار جهانی که در آن بازیگران به طور آزادانه در تعاملند، به دنبال آن هستند تا دست دولت ها را از مداخله در بازارهای داخلی خود کوتاه کنند و این یعنی سیطره اقتصادی غرب در بازار جهانی.
در عرصه اقتصادی جهانی سازی، گفتمان اقتصاد لیبرالیستی آمریکایی با تأسیس نهادها و سازمان های بین المللی نظیر بانک جهانی، سازمان تجارت جهانی و صندوق بین المللی پول و... مکانیسم لازم را جهت جهانی سازی اقتصاد لیبرالیستی فراهم کرده است، به طوری که غرب با ارائه برخی تسهیلات از قالب سازمان های بین المللی، تجارت جهانی و با بانک جهانی، در پی آن است تا ساختارهای اقتصادی کشورها را براساس الگوهای اقتصادی خود سازماندهی کند. یعنی درعرصه بازار جهانی چنین القا می کند که اگر می خواهید عضو این بازار شوید باید اصلاحاتی را براساس فرهنگ اقتصاد لیبرالیستی (آمریکایی) در ساختار اقتصادی خود ایجاد کنید.
تأثیرات جهانی شدن بر گفتمانهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور
دکتر قلجی در خصوص نقش تأثیرات جهانی شدن بر ایران در سه بعد سیاست، اقتصاد و فرهنگ معتقد است: در بعد تأثیرات جهانی شدن و جهانی سازی آن هم با گفتمان فرهنگی باید گفت در این زمینه با تهدیدات مختلفی روبه رو هستیم. از جمله ما با کنوانسیون جهانی تنوع و تکثر فرهنگی روبه رو هستیم چرا که در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی، ایران این کنوانسیون را امضا کرد. البته به تصویب مجلس نرسیده است. در کنوانسیون تنوع فرهنگی، اصل اول آن رعایت حقوق بشر است که ما هنوز در اعلامیه حقوق بشر حرف داریم. اصل دوم آن اعتقاد به برابری تمام مذاهب، نژادها و زبان ها می باشد که جمهوری اسلامی در بعد مذهبی آن شدیداً با این کنوانسیون دچار تعارض است. ما با پذیرش کنوانسیون تنوع فرهنگی، این حق را به بهائیت خواهیم داد که در مسائل سیاسی و تصمیم گیری کشور مشارکت داشته باشند.
نکته جالب توجه اینجاست که خود آمریکا و رژیم صهیونیستی به دلیل خطرات و چالش های کنوانسیون تنوع فرهنگی تا به حال از پذیرش این کنوانسیون سرباز زده اند.
وی می افزاید: با توجه به الگوهای اعتقادی و فرهنگی مان ما نمی توانیم گفتمان تکثر فرهنگی را بپذیریم. چرا که دین اسلام یک دین کامل و جامع در تمام ابعاد انسانی، اجتماعی و... است. به طور کلی باید گفت در غالب این گفتمان که اعتقاد به برابری ادیان و مذاهب مختلف دارد ما نمی توانیم این مسئله را بپذیریم که در فرایند جهانی سازی، بهائیت یا فرقه های مذهبی دیگر با ما برابرند.
رضا صدوقی، کارشناس ارشد روابط روابط بین الملل در بعد تأثیرات سیاسی جهانی شدن بر فرهنگ سیاسی جمهوری اسلامی ایران چنین اظهار می دارد: در فرایند جهانی شدن و جهانی سازی، منافع ملی کشورها با حذف مرزها مورد تهدید قرار گرفته شده است. یعنی با مطرح کردن عنوان «دهکده جهانی» منافع ملی در راستای گفتمان سیاست جهانی شدن تعریف می شود.
البته باید گفت که این نظریه «دهکده جهانی» تا حدودی با شکست روبه رو شد و نظریه پردازان نسل جدید جهانی سازی، به این نتیجه رسیده اند که نمی توان مرزها را ناپدید کرد. بلکه کشور کنترل شان بر روی مرزهای سیاسی خود بیشتر شده است. به اعتقاد من آنها در تعریف مرزبندی در جهانی سازی، مرزهای سیاسی کشورها را به مرزهای شیشه ای تعبیر کرده اند، به طوری که در یک فضای خاص با کمک گفتمان تکثر فرهنگی، فرهنگ سیاسی کشورها را مورد توجه قرار داده اند. به طور مثال در بعد تأثیرات گفتمان سیاسی فرایند جهانی شدن بر ساختار سیاسی کشور می توان گفت که در این فرایند با تکثرگرایی فرهنگی و سیاسی، ارکان نظام جمهوری اسلامی مانند شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت باید حذف شود. چرا که این گفتمان چنین القا می کند که رأی نهایی مجلس، همان نظر و رأی نمایندگان مجلس است حتی اگر این نظرات با اصول اسلامی ما در تعارض باشد. البته خود آنها در آمریکا به این مسئله پایبند نیستند، اگر که رأی نمایندگان با اصول چهارگانه آمریکا در تعارض باشد، توجهی به این آرا داده نمی شود.
در صورت کلی می توان گفت در گفتمان سیاسی فرایند جهانی سازی، فضا را برای ما چنین نشان می دهند که با پذیرش الگوی گفتمانی تکثرگرایی با مشارکت همه اقوام و مذاهب و پذیرش الگوی سیاسی آنها، فرهنگ سیاسی خودمان را مانند یک کالای وارداتی فرض نموده و فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری را بر پایه این فرهنگ سیاسی وارداتی قرار دهیم.
در حوزه تأثیرات و تهدیدات گفتمان لیبرالیسم اقتصادی جهانی سازی دکتر حسین قلجی معتقد است: در اقتصاد کاپیتالیسمی و یا نئولیبرالیستی غرب که در قالب فرایند جهانی سازی به بدنه اقتصادی کشورهای حوزه بین الملل خورانده می شود، اساس بر مالکیت نامحدود فردی قرار داده شده است. اندیشمندان حوزه اقتصاد نئولیبرالیستی آمده اند و گرفتن اموال و محدود کردن مالکیت فردی را بزرگترین ظلم اعلام کرده اند و دولت ها را از مقابله با مالکیت گرایی فردی منع کرده اند.
بر این اساس دکتر قلجی معتقد است: ما در همین جا با این نوع مالکیت فردی مشکل داریم یعنی براساس تعالیم و موازین شرعی و اسلامی، راه کسب و درآمد فرد مورد توجه است یعنی اموال و دارایی های فرد از چه راهی و از کجا به دست آمده است و در چه راهی باید استفاده شود. اما در اقتصاد مبتنی بر اصول کاپیتالیسمی ابزار به دست آوردن ثروت و مسئولیت حفظ آن بر عهده فرد و براساس فردگرایی تعریف شده است.
البته ما در حوزه اقتصادی در کشور با یک مشکل اساسی روبه رو بودیم و آن عدم یک وضعیت و جهت گیری مشخص در اقتصاد کلان کشور است. البته بعد از ابلاغ سیاست کلی اصل 44 این مشکل تا حدودی برطرف شده است.
گفتمان اقتصادی حاکم بر فرایند جهانی سازی، اعتقاد به آزادی سرمایه داشته و مرزبندی برای آن قائل نمی شود. در این گفتمان این چنین ترویج داده می شود که دولت ها حق جلوگیری از حرکت سرمایه را ندارند و نمی توانند مرزهای شان را برای حرکت این سرمایه ها مسدود کنند یعنی فرد می تواند به راحتی سرمایه اش را بدون توجه هزینه های دولتی از مرز خارج کند. درست در همین جا است که این گفتمان اقتصادی به ساختار اقتصادی کشور و منافع ملی کشور ضربه وارد می کند. دکتر قلجی در این رابطه می گوید: فردی که در داخل ایران با استفاده از شرایط و امکانات دولتی نظیر امنیت، نیروی کار ارزان، سوخت و منابع ارزان و... به سرمایه و ثروت قابل توجهی دست پیدا کرده، اگر براساس اقتصاد آزاد لیبرالیستی با آن برخورد شود یعنی فرد بدون دادن مالیات و هزینه های صرف شده، سرمایه خود را به راحتی از کشور خارج کند، ساختار اقتصادی کشور دچار تهدید و چالش جدی خواهد شد.
از فاکتورهای دیگر گفتمان اقتصاد لیبرالیستی جهانی سازی می توان به بحث حذف تعرفه های گمرکی و آزادی مراودات اقتصادی اشاره داشت. غرب با نهادسازی سازمان هایی بین المللی چون سازمان تجارت جهانی (WTO) و بانک جهانی به دنبال ترویج آزادی مراودات اقتصادی در حوزه بین المللی است.
دکتر قلجی در این رابطه می افزاید: غرب با ایجاد سازمان های اقتصادی بین المللی مانند سازمان تجارت جهانی و عضویت این کشورها در این سازمان ها به دنبال آن هستند تا با حذف تعرفه های گمرکی کشور ما برای ورود کالاهای وارداتی، علاوه بر اینکه به راحتی فرهنگ مصرف گرایی الگوی اقتصادی خودشان را وارد کشور ما کنند، بدون دادن هیچ هزینه ای در رابطه با کالاهای صادراتی خود، سود بنگاه های اقتصادی شان را افزایش دهند.
وی معتقد است: شرایط اقتصادی این گفتمان، زیرساخت های اقتصادی و صنعتی کشور را به دلیل ضعف سیستم اقتصادی مان با چالش و تهدید فزاینده روبه رو کرده است، یعنی می توان گفت که وضعیت اقتصادی ما مثال گودالی است که از هر جا بارانی ببارد چه اسیدی و چه تمیز در این گودال جمع می شود. به طور مثال کالاهای چینی، اروپایی و حتی ترکیه ای، بازار مصرف ایران را تحت سیطره خود قرار داده اند و این یک معنی دارد و آن نابودی تمامی صنایع داخلی است. البته باید یک نکته مهم را مورد توجه قرار داد و آن، این است که این کالاها عمدتاً به طور قاچاق وارد کشور می شوند.
شما فرض کنید یک خودرویی با کیفیت بالا و ارزان تر از تولیدات داخلی وارد کشور شود، در نگاه اول می توان چنین توجیه کرد که این مسئله به نفع مردم است، چرا که مردم کالای ارزان تر با کیفیت بالا می خرند. اما در بلندمدت این نوع واردات چه نتیجه ای به دنبال خواهد داشت. آنها در فرایند جهانی سازی اقتصاد لیبرالیستی می گویند به مردم ظلم نکنید، بگذارید این کالاها به راحتی به دست مردم برسد و دولت هیچ مانعی بر سر راه این واردات کالایی نگذارد. اما در بلندمدت ما شاهد آن هستیم که کارخانه ما و صنایع ما از جمله صنایع خودروسازی مان سقوط کرده و ورشکست می شود که کمترین اثر آن بیکاری هزاران نفر است، یعنی فقر دسته جمعی به قیمت خرید یک کالای وارداتی ارزان تر.