صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۳۵۵۱۸

اندیشه سیاسی مسلمانان (بخش چهل و یکم)


فتح‌الله پریشان
دو عامل مهم در تکوین اندیشه سیاسی هر اندیشمندی نقش عمده و اصلی را برعهده دارد؛ زمینه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زمانه هم عصر وی و دیگری مبانی فلسفی، فکری و روش شناختی اندیشمند مورد نظر. اینکه دانشمند سیاسی در چه فضای اجتماعی و سیاسی بالیده، رشد کرده و با چه عوامل و حوادثی درگیر بوده و چه بحران هایی را از سر گذرانده است و همچنین از چه آبشخور فرهنگی و فکری سیراب شده، چه نگاهی به هستی، انسان و عالم دنیا و آخرت داشته و با چه ابزار و روشی این داده ها را کنار هم می گذارد و به نتیجه ای می رسد، تأثیر مستقیم بر فرایند شکل گیری اندیشه به ویژه اندیشه سیاسی اش خواهد داشت. در شماره پیش، بسترهای اجتماعی و سیاسی زمانه شیخ مفید مورد بررسی قرار گرفت و گفته شد که زندگی شیخ مفید در دوران اختناق مذهبی در هاله ای از تقیه سپری شد و از این رو، وی نیز همانند استادش شیخ صدوق به طور ضمنی در لابه لای مسائل عادی فقهی به مناسبت های نزدیک و دوری به اهم مسائل سیاسی پرداخته و دیدگاه های خود را در این زمینه بیان داشته است. البته در این خصوص یک تفاوت عمده بین شیخ مفید و شیخ صدوق وجود دارد و آن، این است که شیخ مفید در آثار کلامی خود به هنگام بحث از امامت به گونه ای استتار شده توانسته است نظام سیاسی مشروع از دیدگاه خود را در اندیشه امامت بیان نماید، چنانکه کتاب «الارشاد» وی در شرح زندگانی ائمه معصومین (ع) حاوی شناختی سازمان یافته از اندیشه سیاسی ائمه (ع) و راه سیاسی مکتب تشیع می باشد. حال در این شماره، با بررسی مفاهیم اساسی اندیشه سیاسی شیخ و مبانی روش شناختی وی، با عامل دیگر شکل دهنده به اندیشه سیاسی شیخ مفید آشنا خواهیم شد. رونالد چیلکوت در کتاب «سیاست های مقایسه ای»، روش شناسی سیاسی را مجموعه روش ها، مفاهیم، قواعد و عناصری می داند که برای هدایت پژوهش و یافتن راه حل هایی برای مسائل سیاسی به کار می رود. حال برای بررسی مجموعه روش ها، مفاهیم و عناصری که در نگرش شیخ مفید به مسائل سیاسی به کار گرفته شده و در واقع اندیشه سیاسی وی را سامان داده است، بایستی روش فقهی و کلامی شیخ مفید و همچنین تعریف وی از مفاهیمی چون سیاست، شریعت و انسان را مدنظر قرار داد.
روش فقهی - کلامی
شیخ مفید در کلام و فقه صاحب مکتب و سبک مستقلی بوده است، به طوری که علامه حلی، همه علمای پس از او را در هر دو زمینه فقهی - کلامی متأثر از مکتب وی می داند. شهر قم در سده سوم هجری کانون اصلی شیعیان اهل حدیث بود. از نمایندگان برجسته این مکتب می توان به شیخ صدوق مولف «من لایحضره الفقیه» اشاره کرد. اگرچه ایشان با تکیه بر همین مشرب حدیثی از هویت شیعه دفاع می کردند، اما ناکارآمدی این روش، ضرورت عقل گرایی و بازسازی عقلانی کلام و فقه شیعه را آشکار کرد. از این رو به رغم حضور مشرب حدیثی در دانش شیعه، روش عقلی در فقه شیعه در قرن چهارم هجری رواج یافت و در مقابل، مکتب حدیثی قم به افول گرایید. در این مقطع شیخ مفید توانست گرایش کلامی و فقهی عقلانی را در بغداد تقویت کند. وی برای گشودن راه استدلال و تعقل در کلام و فقه شیعه به انتقاد از «روش اهل حدیث» پرداخت و به رهیافت عقلی که از طریق خاندان نوبختی وارد اندیشه شیعه شده بود، نیرویی تازه بخشید. تلاش شیخ و شاگردانش در اندیشه و عمل سیاسی شیعه آثار زیادی از جمله به کار بستن خردگرایی در فهم مسائل فقهی و گرایش به اجتهاد اصولی را بر جای نهاد. شیخ مفید برخلاف اهل حدیث که به لزوم پیروی از هر گونه حدیثی و تقدم آن بر عقل تأکید می کردند، معتقد بود اگر حدیثی بر خلاف احکام عقلی باشد، هرگز مبنای حکم قرار نمی گیرد. به عبارت دیگر می توان گفت شیخ مفید عقل را به عنوان یکی از ادله احکام شرع در دانش سیاسی شیعه وارد ساخته و بین عقل و شرع ملازمه برقرار نموده است. ایشان با همین مبنای عقلانی به تفسیر اندیشه امامت و توضیح رابطه عقل و امامت در زندگی سیاسی شیعه پرداخته است.
البته علیرغم نقش مهم عقل در استنباط فروعات شرعی و زندگی سیاسی، از نظر شیخ هر عقلی هم مصون از خطا نیست و تنها عقل یا عقولی مشروعیت و اعتبار دارند که از ناحیه سمع (وحی) مساعدت و تقویت شوند. بنابراین عقول مردم در عصر غیبت بر دو نوع است؛ عقل عامه و عقل عالمانی که دانش دین دارند. در اندیشه شیخ مفید، عقل نوع دوم به دلیل اینکه بر فهمی از کتاب و سنت تکیه دارد، در موقعیت برتری است و بنابراین یافته های مجتهدان در زندگی سیاسی مشروعیت پیدا می کند. البته شیخ در این دوره از کاربرد لفظ «اجتهاد» با توجه به این که مشترک لفظی است اکراه دارد و آن را با «قیاس» اهل سنت مساوی دانسته و مشروعیت آن را رد می کند، اما با این حال در عمل، خود روش اجتهادی شیعی را در پیش می گیرد و بدین سان اجتهاد را در مرکز زندگی سیاسی قرار می دهد. شیخ در رساله «التذکره» استنباط احکام شرعی از سه منبع کتاب خدا، سنت پیامبر (ص) و اقوال ائمه طاهرین (ع) را از سه طریق عقل، زبان شناسی و اخبار رسیده از معصومین به سبک استدلالی و تحلیل عقلی ممکن می داند. بنابراین می توان گفت نظریه اجتهاد و جایگاه مجتهدان در زندگی سیاسی و اجتماعی شیعه گفتمانی است که از دوره شیخ مفید ظاهر شد و علم اجتهادی جایگزین علم امام (ع) در دوره غیبت و برای اداره جامعه تلقی گردیده و نهاد اجتهاد تنها بدیل مشروع در شرایط فقدان تقیه درآمد و مقدمات نظریه ای را که بعدها با عنوان «ولایت فقیه» بسط یافت، فراهم کرد. البته دگرگونی وضع سیاسی در قرون چهارم و پنجم هجری نیز در تقویت این عقیده و پذیرش مجتهدان به عنوان تنها رهبران مشروع و تنها حاملان علم دینی، نقش اساسی داشته است.
مفهوم سیاست در فقه و کلام سیاسی شیخ
شیخ مفید غالباً در آثار فقهی و کلامی خود مفهوم سیاست را همنشین مفاهیمی چون تدبیر، ریاست، امر و نهی، نظارت، ولایت، امامت و خلافت به کار برده است. بنابراین سیاست از نظر ایشان، تأدیب و تربیت انسان ها و تدبیر امور دینی و دنیوی مردم و ریاست، نظارت و ولایت بر ابعاد مختلف زندگی سیاسی و اجتماعی آنها و امر و نهی ایشان در جهت تأمین خیر و صلاح دنیوی و اخروی آنان است که از طریق رئیس و سلطان و امام عادل اعمال می گردد که شیخ نظر به اهمیت آن وجود چنین امام عادلی را واجب می داند.
در شماره بعد ضمن اشاره به رابطه دین و سیاست و انسان شناسی شیخ مفید، با ساختار نظام سیاسی مطلوب وی و رهبر آن که امام معصوم (ع) در دوران حضور و ولی فقیه در دوران غیبت است، بیشتر آشنا می شویم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات