بصیرت:تحولات خاورمیانه این روزها براساس تحرکات کشورهای عربی و غربی برای آغاز روند سازش در حال اجرایی شدن است بگونه ای که موجی از رایزنیهای منطقه ای و فرامنطقه ای را در این عرصه میتوان مشاهده کرد. نکته بسیار مهم در تحولات کنونی تاکید مقامات آمریکا از جمله جرج میچل نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه مبنی بر لزوم حل مسئله فلسطین ظرف دو سال آینده است. مقامات آمریکایی ادعا کردهاند که روند صلح فلسطین ظرف دو سال آینده باید اجرایی شده و سپس سازش اعراب و صهیونیستها نیز محقق گردد. البته آنها بر این ادعایند که کشورهای عربی باید با کنار نهادن پیش شرطها و در اصل کنار نهادن تمام حقوق ملت فلسطین بویژه عدم حق بازگشت آوارگان فلسطینی به وطن، عدم آزاد سازی اراضی اشغالی کرانه باختری وبیت المقدس را در دستور کار قرار دهند.این ادعا از سوی آمریکا در شرایطی مطرح شده که در حاشیه آن چند نکته قابل توجه است.
اولا آمریکا سال گذشته نیز فرصتی دو ساله را برای این امر در نظر گرفته بود به گونهای که اوباما سال 2011 را سال روند سازش اعلام کرده بود. تکرار وعده دو سال آینده به منزله شکست سیاستهای سازش کارانه و ناامیدی آمریکا از تحقق این امر است.
ثانیا آمریکا در حالی از شرایط صلح سخن میگوید که عملا اقدامی برای این مهم که اساس آن را مقابله با توسعه طلبی و شهرک سازی صهیونیستها، کمک به فلسطینیها برای بازسازی ویرانههای غزه و احقاق حقوقشان در قدس و اراضی اشغالی انجام نداده و صرفا از سازش سخن به میان آورده که دستاوردی نیز نداشته است.
ثالثا در حالی مسئله سازش در دو سال آینده مطرح میشود که در گذشته نیز فرصتهای زمانی برای این مسئله از سوی مقامات آمریکایی اعلام شده بود. کارنامه جرج بوش که بر اجرای صلح ابتدا تا سال 2005 و سپس 2009 تاکید کرده بود و یا وعدههای بیل کلینتون رئیس جمهور اسبق آمریکا که وی نیز جدول زمانی را برای این امر تعیین کرده بود. این زمانبندی در حالی صورت گرفته که حاصل تمام آنها، ایجاد شرایط زمانی برای توسعه طلبی صهیونیستها در اراضی اشغالی و بیت المقدس، اخراج بیشتر فلسطینیها، تشدید محاصره غزه و ... بوده و خواهد بود. به عبارتی دیگر تاریخ زمانی صرفا راه را برای توسعه طلبی صهیونیستها هموار میسازد تا در لوای انحراف افکار عمومی به تحولات حاشیه ای و غفلت از حقایق فلسطین را اجرایی کنند.
رابعا در شرایطی که اعراب به توسعه روابط با آمریکا و سازش با صهیونیستها روی آوردهاند تعیین جدول زمانی صرفا توجیهی برای عملکردهای اعراب خواهد بود. آنها با ادعای آغاز شدن فرآیندهای کوتاه مدت برای تحقق اهداف فلسطینیها به سیاستهای سازشکارانه خود ادامه میدهند در حالی که صرفا از نام فلسطین برای توجیه رفتارهایشان بهرهبرداری میکنند. این امر را در نشست آناپولیس (آذر 86) و نشستهای بعدی به صراحت میتوان مشاهده کرد. نقطه قابل توجه آنکه آنها با این اقدم به اعمال فشار فلسطینیها برای پذیرش روند سازش و کنار نهادن حقوقشان مبادرت میورزند. البته باید در نظر داشت که حفظ ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان به عنوان محور سازش نیز از ارکان این اقدامات است.
در مجموع میتوان گفت که تعیین فرصت 2 ساله برای صلح خاورمیانه تکرار بازی آمریکا برای حضور بیشتر در منطقه و استفاده از تمام ابزارها برای تحقق اهدافش است که به نام فلسطین شرایط را برای ادامه توسعه طلبی صهیونیستها و به سازش کشاندن اعراب فراهم میسازد در حالی که برای ملت فلسطین هیچ دستاورد و نتیجهای به همراه نخواهد داشت.