بصیرت:1- استاد حسن زاده آملی درباره واژه "یوم" در قرآن مانند کل "یوم هو فی الشأن" و نیز "لمن الملک الیوم لله الواحد القهار" ، به این معنا اشاره دارند که "یوم" به معنای ظهور و تجلی است. هر "یوم" به معنای تجلی اختصاصی و کاری مهم و اساسی است.
2- رفتار سیاسی ملت ایران طی دویست سال اخیر از یک الگوی ثابت پیروی نموده است. بررسی دقیق تحولات تاریخ 200 ساله ایران نشان میدهد که تحولات سیاسی در ایران از الگوی تضاد میان وابسته گرایی و استقلال خواهی پیروی می کند. تاریخ 200 سال اخیر ایران تاریخ تماس و چالش ایران با نظام سرمایه داری جهانی است. مهمترین ویژگی نظام سرمایه داری که همه صاحبنظران بر آن اشتراک نظر دارند یکپارچه سازی و ادغام ملتها برای گسترش بازارهای مصرف است که از آن به عنوان جهانی شدن یا جهانی سازی یاد می شود. طی فرایند جهانی شدن ، یا به زعم برخی پژوهشگران پروژه جهانی سازی ، نهادهایی مانند سازمان ملل ، شورای امنیت ، بانک جهانی ، صندوق بین المللی پول و WTO فشار عطیمی بر ساختار سیاسی و اقتصادی کشورها وارد می آورند تا زمینه ادغام و هضم آنان در نظام بین المللی با سیادت امریکا و غرب فراهم آمده و به بیان شهید مرتضی آوینی شهروندان مطیعی برای دهکده جهانی شوند. هرچند که با ظهور فناوری های نوین ارتباطی روند جهانی شدن و ادغام در نظام جهانی شتابی زایدالوصف یافته است اما عمر این فرایند را باید به اندازه عمر نظام سرمایه داری تخمین زد . به زعم متفکرانی چون والرشتاین نظام سرمایه داری اگر در روند جهانی شدن توفیق نیابد دچار فروپاشی می شود .
موقعیت ژئوپولیتیک ایران باعث شده است که ایران همواره مورد توجه نظام سرمایه داری باشد و طی 200 سال اخیر رقابت سنگینی میان اقطاب نظام سرمایه داری بر سر سلطه بر ایران شکل گیرد. ابتدا دستیابی به آبهای آزاد از طریق ایران هدف روسها و حفاظت از مستعمرات شبه قاره هند برای بریتانیا اهداف اصلی برای رقابت قدرتها بر سر ایران را شکل میداد که کشف منابع نفت و گاز موضوع رقابت قدرتها را پیچیده تر ساخت. فشار جهانی شدن و طمع قدرتها بر ایران باعث شد تا طی 200 سال اخیر در ایران قشری خاص شکل گیرد که به لحاظ نظری و نیز به دلیل منافع خاص ، پروژه ادغام ایران در نظام جهانی را پی گیری نماید که آنان را باید وابسته گرایان خواند.در مقابل این گروه آحاد ملت قرار دارند که با پافشاری بر هویت ملی و اصل استقلال با وابسته گرایی مقابله می کنند.تاریخ معاصر ایران عرصه کشاکش این دو نیرو است.حاضران در این میدان از یک سو اقلیتی است که با تکیه بر حمایت خارجی تلاش دارد تا با ارائه الگوی توسعه برونزا ، ایران را به عنوان بخشی از اندام نظام بین المللی استحاله نماید و از سوی دیگر اکثریت ملت که با پافشاری بر الگوی درونزای رشد و توسعه ، در برابر ادغام و هضم شدن در نظام جهانی مقاومت می نمایند.بر این مبنا اصلی ترین شکاف و تضاد موجود در جامعه ایران تضاد وابسته گرایی با استقلال خواهی است که میتوان در تمام تحولات دویست سال اخیر آن را رصد نمود.
امام خمینی(ره) 22 بهمن 57 ، روز پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران را یوم الله نامیدند. 270 روز پس از این روز ، 13 آبان 58 و زمان تسخیر سفارت امریکا در تهران فرا رسید. امام خمینی(ره) این روز را نیز "یوم الله" و "انقلاب دوم" که انقلابی بزرگتر از "انقلاب اول" بود نامیدند.
22 بهمن 57 و 13 آبان 58 در یک نقطه اشتراک دارند و آن "دغدغه ملت برای دفاع از استقلال" که در قالب مخالفت ملی با نفوذ اجانب و بیگانگان درارکان اداره کشور متجلی شد.
ملت ایران در 22 بهمن 57 شعار نخست خود را "استقلال" انتخاب کرد. ملت با این شعار اعتراض خود را در برابر وابستگی محمدرضا پهلوی به دولتهای غربی آشکارا فریادزد و طومار سلطنت وی را در هم پیچید.هر چند در 22 بهمن 57 ، حکمرانان سلطنتی به عنوان "پایگاه داخلی غرب" از صحنه مدیریت کشور حذف شدند اما سفارت امریکا در تهران به عنوان ستاد فرماندهی و هدایت ضدانقلاب و پایگاه اصلی غرب در ایران همچنان فعال بود و تلاش می کرد تا با جریان سازی های آشکار و پنهان ، حاکمیت غربگرایان و سازشکاران با غرب را در ارکان اداری کشور حفظ و تثبیت نماید.
اینکه امام خمینی (ره) 13 آبان 58 را "انقلاب دوم" و انقلابی بزرگتر از انقلاب 22 بهمن 57 می خوانند ، در این معنا ریشه دارد که در بهمن 57 ، سلطنت پهلوی به عنوان یکی از پایگاههای داخلی غرب در ایران منهدم گردید اما در 13 آبان 58، ستاد اصلی فرماندهی امریکا در تهران که غربگرایان و هواداران امریکا در تهران را ساماندهی می کرد، برچیده شد.
3- اگر تاکید بر استقلال گرایی را به عنوان مبنای نامگذاری 13 آبان به "انقلاب دوم " بپذیریم ، تردیدی نباید کرد که خیزش ملی ایرانیان در 9 دی 88 را نیز باید "انقلاب سوم" خواند.
حوادثی که از فردای انتخابات 22 خرداد 88 عرصه سیاسی ایران را در هم نوردید، شدیدترین درگیری ثبت شده در تاریخ معاصر ایران میان دوجبهه وابسته گرایی و استقلال خواهی بود .در یک سوی این آوردگاه نبرد، جریان فتنه به عنوان پایگاه داخلی غرب و نماینده تابلودار جریان وابسته گرایی قرار داشت و در سوی دیگر آن آحاد ملت ایران با هدایت داهیانه رهبر معظم و مجاهد انقلاب اسلامی صف آرایی نمودند.
از 23 خرداد 88 ، وابسته گرایان با اسم رمز "تقلب" ، عملیات وسیع تخریب و براندازی نظام جمهوری اسلامی را با هدف بازتولید یک نظام سیاسی وابسته به غرب آغازکردند و پس از تهاجم به همه نمادهای استقلال خواهی ایران ، از امام تا شهدا و از ولایت فقیه تا جمهوریت نظام تا آنجا پیش رفتند که حتی هتک حرمت امام حسین(ع) به عنوان نماد ذلت ناپذیری و مقاومت را در دستور کارشان قرار دادند.
مجموعه کنش براندازانه و هتاکانه جریان وابسته گرا که اوج آن در عاشورای حسینی به نمایش درآمد ، کاسه صبر ملت ایران را لبریز کرد. ملت ایران که "استقلال" ، "ولایت فقیه" ، "امام و رهبری" و "عاشورا" را در زمره نوامیس خود می انگارد، در 9 دی 88 ، لباس رزم بر تن کرد و شهرهای ایران را به تسخیر خود درآورد.
خیزش ملی 9 دی 88 ، طومار جریان وابسته گرایی بازتولید شده در سالهای پس از انقلاب را در هم پیچید. وابسته گرایانی که آمده بودند در گام نخست دولت ملی و استقلال گرای دکتر احمدی نژاد را ساقط کرده و در گام بعدی جام زهر وابسته گرایی را به کام رهبری نظام بچشانند ، چنان ضربه ای از خیزش ملی 9 دی دریافت کردند که مشابه آن را جز در 22 بهمن 57 و 13 آبان 58 نمی توان رصد نمود.
همانطور که ضربه 13 آبان 58 حداقل یک دهه فضای تنفس و حیات را از وابسته گرایان دریغ نمود ، پیش بینی می شود که ضربه 9 دی 88 نیز حداقل به مدت یک دهه ، اثرگذاری جریان وابسته گرا در عرصه های حکومتی ایران را به تعویق بیندازد.این فرصت تاریخی می تواند برای گسترش و تعمیق آرمانهای انقلاب و تحکیم پایه های جمهوری اسلامی ، فرصتی مغتنم باشد و در برنامه ریزی های کلان کشور مورد توجه و اهتمام قرار گیرد.
فرصت "انقلاب سوم" را از دست ندهیم.
دکتر عبدالرضا داوری