بصیرت:1ـ "اشتون "در حالی از عدم همراهی ایران با خواست جهانی سخن میگوید که اولا جمهوری اسلامی ایران با ارائه طرحی جامع و فراگیر به 1+5 بر همکاری گسترده در تمام زمینهها تاکید کرده بود که غرب هنوز پاسخی در این زمینه ارائه نکرده است ثانیا جمهوری اسلامی ایران به رغم حقوق هستهای خود مبنی بر دستیابی به توان صلحآمیز هستهای و غنیسازی اورانیوم، با دیدی اعتمادساز و تعاملی با 1+5 و آژانس - ضرورتی نیز بر اساس NPT برای این همکاری وجود ندارد- طرح تبادل سوخت 5/3 درصد با 20 درصد را حتی در کشور ثالث مطرح و صرفا خواستار تضمین صددرصدی برای اجرای این مهم و احترام 1+5 به حقوق هستهای ایران شد. کشورهای غربی حتی این پیشنهاد را نیز که با استقبال جهانی همراه شده بود، نپذیرفته و حاضر به پاسخگویی به این مسئله نشدند. جالب توجه آنکه آنها حتی پاسخ مثبت و منفی خود را به مسئله کشور ثالث اعلام نکردند. ثالثا خانم اشتون که کار خود را تازه در سمت وزیر خارجه اتحادیه اروپا آغاز کرده در حالی ادعای خواست بینالمللی و جهانی را مطرح میکند که به اعتراف آژانس بینالمللی انرژی اتمی، 118 کشور عضو عدم تعهد و حتی بسیاری از کشورهای دیگر از حقوق هستهای ایران حمایت و خواستار پایان سیاستهای خصمانه علیه ایران شدهاند. خانم اشتون با این موضعگیری نشان داده که وی نیز جهان را در قالب چند کشور غربی (انگلیس، آلمان و فرانسه) در کنار آمریکا میشناسد در حالی که حقیقت جهان بیانگر وجود بیش از 190 کشور میباشد. با توجه به سمت وی که ریاست سیاست خارجی اروپا را بر عهده اسمترار این تفکر انحصارطلبانه در آینده، وی را با چالشهای بسیاری مواجه میسازد چرا که جهان دیگر پذیرنده این دیدگاه نمیباشد و به مقابله با آن بر خواهد خواست.
2ـ "اشتون" در حالی به اصطلاح به نمایندگی از ساختار سیاست خارجی اروپا خواستار افزایش تحریمها علیه ایران شده که کارنامه یک ماهه اش بیانگر ناکامیها و عدم کارایی وی در این سمت میباشد. شاهد این امر را میتوان در انتقادهای علنی پارلمان اروپا از سیاستهای وی مشاهده کرد که او را فردی ناکارآمد و سیاستهای وی را مغایر با اهداف و منافع اروپا اعلام کردهاند. با توجه به اینکه وی در فعالیتهای خود حتی در جلب رضایت اعضای اتحادیه اروپا ناتوان بوده میتوان گفت که او با برجستهسازی مسئله ایران تلاش کرده تا به اصطلاح بر سایر ناکامیهایش سرپوش گذارد.
3ـ از نکات قابل توجه در مورد خانم اشتون، تابعیت انگلیسی وی است. با توجه به اینکه انگلیسیها همواره چنان رفتار میکنند که کشورهای دیگر باید منافعشان را فدای خواستههای آنها کنند، میتوان مواضع اشتون را ادامه سیاستهای انگلیس برای دخالت در امور ایران دانست. سران لندن که در ماههای اخیر برای غبارآلود کردن فضای داخلی ایرانی به هر ابزار و ترفندی متوسل شدهاند پس از شکست سایر طرحهایشان این بار بحث افزایش تحریمها علیه ایران را مطرح کردهاند. آنها با ایجاد فضای منفی تبلیغاتی در مورد فعالیتهای هستهای ایران و ادعای احتمال افزایش تحریمها برآنند تا به اصطلاح خودشان، فضایی منفی را در داخل ایران ایجاد تا در لوای آن اهداف مداخلهجویانه خود را اجرایی کنند.
در مجموع در باب تهدیدات مطرح شده از سوی «اشتون»رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا در قبال ایران میتوان گفت که اظهارات وی برگرفته از ادامه دیدگاه کشور متبوع وی انگلیس، برخی کشورهای اروپایی، آمریکا و رژیم صهیونیستی است که با چشم بستن به حقایق عرصه جهانی، همچنان بر طبل توخالی تحریم میکوبند. با تمام این تفاسیر این نکته قابل ذکر است که خانم" اشتون" که چند هفته ای از آغاز به کارش نگذشته، اگر بخواهد به تکرار مواضعی نظیر آنچه در موارد تحریم علیه ایران اتخاذ کرده، ادامه دهد، مسلما در آینده نه تنها برای دولت انگلیس بلکه برای کل اتحادیه اروپا چالشهای بسیاری را ایجاد خواهد کرد چرا که از یک سو ملت و دولت ایران همچنان بر حقوق خود تاکید و حاضر به تسلیم شدن در برابر خواستههای دشمنان ایران اسلامی نمیباشند و با تحقق حقوق هستهای خود شکستی دیگر را بر آنها تحلیل میکنند و از سوی دیگر جامعه جهانی دیگر پذیرنده نگاه تک قطبی و تهدید آمیز برخی دولتهای غربی (مدعی ابرقدرت بودن) نمیشوند و در نهایت انزوای این کشورها را رقم میزنند.
بر این اساس خانم «اشتون» برای آنکه بتواند به حیات سیاسی خود ادامه داده و با شکست این پست را ترک نکند، باید از رویاهای خود مبنی بر استمرار زورگویی غرب به سایر کشورها دور شده و به جای سیاست تهدید، اصل گفتوگو و مذاکره بر اساس احترام به حقوق سایر کشورها را در پیش گیرد چرا که سیاستهای کنونی وی صرفا انزوای وی و اتحادیه اروپا را به همراه خواهد داشت.