بصیرت:از هوشمندی رسانه، یکی آن است که تحلیل واقعی از جامعه داشته باشد و براساس اتفاقات جاری، کنشمندی پدیدهها را بشناسد. رسانهای که ماهیت اتفاقات را در نمییابد، حرکت «رو به فردا»یش به نوعی تبدیل به حفاری گذشته و نبش قبر تحلیلهایی میشود که امکان راهگشاییشان به صفر رسیده است. سیمای جمهوری اسلامی از چند هفته گذشته، برنامهای با درونمایه رویکردی به عقب و تکرار حرفهایی که بارها در کف خیابانها، مردم – طرفداران هر جناح و اقلیت یا اکثریت – از روی آنها عبور کردهاند،به نمایش گذاشته است. این برنامه با نام «رو به فردا» که خوشبختانه به یمن صراحت در حفاری مخاطبان فراوانی هم یافته، به نوعی تبدیل به اظهار تألمات و درد دلهای جناحها از اتفاقات و گلهمندی از روند هفت ماه گذشته شده است.
به نظر میرسد سیمای جمهوری اسلامی و طراحان برنامه «رو به فردا» هنوز تحلیل جامعی از شرایط جامعه ندارند؛ جامعهای که در هفت ماه گذشته، گفتمانش با آنچه در قبل از 23 خرداد بود، کاملاً تفاوت کرد. آرمانهای این جامعه و آرزوهایش و همچنین مطالبات و زبان بیان مطالباتش به طور کامل دگرگون شد؛ چه آنها که سالها کینه «جمهوری اسلامی» را در دل پروراندند و سرانجام به دستور غیر ایرانیان یک «ایرانی» به جای اسلامی نشاندند. و چه آنها که سالها در سکوت خانههایشان و به تصور «واجب کفایی» کشور و نظامشان را به مدیران رسمی سپردند تا به خیال خام، نظام انقلابیشان را تبدیل به یک «جمهوری» مثل همه جمهوریها کنند.
رسانه ملی با رویکرد «پشت به فردا»یش – متأسفانه – هنوز با گفتمان تازهای که از دل هفت ماه کشمکش متولد شده است، آشنا نیست. شاید هنوز نام این طفل نوپا را هم نمیداند. این غفلت در شرایطی روی میدهد که «رسانهها» در عصر ارتباطات،هزاران طفل نامشروع را روی دست جوامع جهان سوم میگذارند و با تعیین دایهها در دامن وسیع دموکراسیشان از خون مردم به این اطفال شیر مینوشانند. مباحثات رایج که این شبها در سیمای جمهوری اسلامی جریان دارد، اگر چه سرگرمی خوبی برای تغییر مسیر مخاطبان از آنتنها و شبکههای مسموم است، اما بدسلیقگی است که از این امکان و اقبال فقط برای یک تغییر مسیر بهرهبرداری شود.
خوب است طراحان سیما – در همه برنامههای اینچنینی – بدانند که امکان بازگرداندن مردم – اعم از موافق و مخالف و معاند و منافق و ... - به شرایط قبل از انتخابات وجود ندارد. به همین دلیل تکرار گلهگذاریهای پیشین و حرفها و تحلیلهایی که چرخ صدها هزار خودروی داخلی و خارجی از روی آنها عبور کرده، چه امکان راهگشایی دارد؟ آیا بهتر نیست به جای فرصتسوزی رسانهای، چشمانداز برنامه را به درستی و واقعاً «رو به فردا» کنیم؟
آیا صدا و سیما نباید تحلیل کند چگونه از یک برنامه زیبا و آگاهیدهنده انتخاباتی – فقط به علت عدم مدیریت پس از برنامه – دیگران سود بردند و نطفههای کینه و نفاق و درگیری را در ذهنها و مغزهای آماده شده، کاشتند؟ آیا سیمای جمهوری اسلامی نباید برنامه میساخت و حاصلش را میدید و میچید؟ آیا اکنون هم - مطابق چشمانداز رو به گذشته مناظرههای انتخاباتی – سفره رایگان برای سورچرانی دیگران پهن نشده است. آیا نمیتوان این برنامه را به خاطر جلب نخبگان و آنان که طرحی برای اداره جامعهای با جمعیت 40 میلیون رأی دارند، «رو به فردا» کرد؟ آیا تجربه گذشتگان را نداریم یا تقوا را؟ که این چنین در دام شبهات میافتیم؟
ابراهیم زاهدی مطلق