بصیرت:در پی التهابات نگرانکننده چند ماهه اخیر، نشانههای امیدوارکنندهای از استیلای آرامش بر فضای سیاسی کنونی و تلطیف اظهارات و گفتههای کنشگران سیاسی دیده میشود.
اینکه آرامش یافتن فضای سیاسی و در نیام شدن زبانهای آخته و تافته بر رقیبان و مخالفان، نیازمند چه کوششها و پویشهایی بوده و هست، یک موضوع است و حفظ و تداوم آرامش و افزایش آن، نکتهای دیگر است.
مثلی است معروف که میگوید: «حفظ یک پیروزی از کسب آن سختتر است.» در این مقام، اگر کسب آرامش پیروزی تلقی شود، بیگمان حفظ آن پیروزی و دستاورد، سختتر و مهمتر میشود.
در واقع افکار عمومی تابعی از متغیر گفتمان سیاسی است؛ «نرم گفتاری» در عرصه سیاست، «نرم رفتاری»در عرصه کنشهای افکار عمومی را نیز در پی دارد. همین است که حاکمیت عقلانیت «نظاممحور» میتواند، چشماندازهای موجود را از تیرگی و غبارآلودگی به سوی روشنی و شفافیت، رهنمون شود. رسیدن به ضرورت، امعان نظر به عقلانیت «نظاممحور» در هر دو سوی طیفهای رقیب، الزامآور مینماید. در چنین فضایی است که تعادل، اعتدال و در نهایت عدالت امکان بروز و بالیدن مییابند و به منصه ظهور میرسند.
امیدها به تداوم و افزایش آرامش و تعادل رو به تزاید است، از آن رو که نیروی تندروی، همچنان که از نیروی رقیب میکاهد، نیروی خویش را فرو میهلد. گفتمان تندروی، گفتمان پیش یا پس رفتن این یا آن طیف و جریان نیست، گفتمان اصطکاک و احیانا استهلاک است، اما گفتمان «عدالت» و «اعتدال»، گفتمان زایش و تزاید نیروها، گفتمان تجمیع قوا و گفتمان در یک سو و صف قرار گرفتن نیروهای درونگفتمانی در برابر تهدیدهای احتمالی و بهرهگیری مشترک و خردورزانه از فرصتهای موجود و پیش رو برای تحکیم عقلانیت «نظاممحور» است.
با این حال میباید تاکید کرد که بهرغم روشن شدن تدریجی و بطئی افقها و چشماندازها، هنوز برخی مقاومتها و ای بسا لجاجتها بر سر راه روشنی بخش حاکمیت عقلانیت «نظاممحور» مشاهده میشود. «استیضاح» اینگونه مقاومتها و لجاجتها، خالی از فایده نیست. چه این روشنطلبی در برابر «نهان روشی» برداشتهای افراطگرایانه یا تفریطگرایانهای است، که پیش از آنکه به «نظام محوری» گفتارها و رفتارها پایبند باشند، در پی «صید» هرچه بیشتر از «آب گلآلود» هستند. به عنوان مثال باور به اینکه «مناظره» و «گفتوگوی» رودررو میتواند بخشهایی از گرههای ناگشوده را بگشاید و به ایضاح درونگفتمانی کمک کند و در این میان ثمره تعاطی افکار و تضارب آرا را نصیب نظام و مردم سازد، میباید کنشگران را به سوی تشویق و ترغیب به گفتوگو سوق دهد، اما مخالفت و گاه ضدیت با «گفتوگو» اگر فاقد استدلال و استعلال و تنها مبتنی و متکی بر تهییج احساسات باشد، از بن و اساس، امری غیرعقلانی است؛ دست کم اینگونه رفتار با عقلانیت «نظاممحور» در تضاد و تعارض است.
آری، کنشگران به جای آنکه به گفتمان کینتوزانه و پرخاشگرانه روی آورند، مطلوب است که آرا و اندیشهها، مواضع و دیدگاههایشان را به آزمون قبول یا رد داوران (در اینجا افکار عمومی) بگذارند.
فرصت گفتوگو و مناظره، فرصت بیبدیلی است. فارغ از هرگونه خشونت زبانی یا رفتاری میتوان حریف را به رقابت طلبید و این رقابت میباید مبتنی بر باور و اعتقاد به بینش «نظاممحور» کنشگران باشد. آرامش رخ مینماید، گرچه آرام و بطئی، اما درست به علت همین آرام و بطئی روی دادن آن است که میتوان به پایدار بودن آن نیز امید بست و مهمتر کور شدن چشم دشمن که چشم فتنه است و خواب پریشانی ملتی را میدید اما «پریشان» خواب میدید. این مهم است و از آن نکتههاست که میباید به تفصیل بدان پرداخت، اما اجمالا روبه رو نشستن و گفتوگو را بر رویارویی ارجح بدانیم و آن را ارج نهیم.
حسامالدین کاوه