صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۲  ، 
کد خبر : ۱۳۶۵۹۶

زنده باد آرامش (یادداشت روز)


بصیرت:شیخ مصلح الدین سعدی شاعر و حکیم نامدار ایرانی در «گلستان» خویش از مردی روایت می کند که نزد پدر نشست و از او پند خواست. پدر فرزانه در پاسخ، از مروت و گذشت و خلق نیکو گفت اما برای نیک مردی حد و حریم گذاشت به اقتضای درک وی.
شبانی با پدر گفت ای خردمند- مرا تعلیم ده پیرانه یک پند
بگفتا نیک مردی کن نه چندان- که گردد خیره گرگ تیزدندان
سعدی همان جا کار جراح را مثال می زند که دنبال آرامش و تسکین آلام بیمار است اما ناچار دست به چاقو می برد و رگی را پاره می کند. کار او با تیغ جراحی از جنس حیات بخشی است به همین خاطر هم تیغ و مرهم را به هم می آمیزد.
درشتی و نرمی به هم در، به است
چو فاصد که جراح و مرهم نه است
انتخاباتی که 7 ماه پیش در اوج سرزندگی و نشاط عمومی برگزار شد، یک جشن و سرمایه بزرگ ملی بود. این هم از صدقه سر جنبش بیداری اسلامی است که ملت ایران 31 سال پیش در چنین روزهایی رقم زدند وگرنه ایران کجا و نشاط انتخابات و حق تعیین سرنوشت کجا؟ از برکت انقلاب، جشنی بزرگ برپا شد اما این جشن به تلخی و رنج و تأسف آلوده شد. به یقین جز دو طیف دشمنان و فرصت طلبان، همه ملت ایران و نخبگان دلسوز آن از این عارضه پرمرارت رنج کشیدند و از عمق جان مایل بودند این درد نابهنگام هرچه زودتر پایان پذیرد. البته به فضل پروردگار و فرزانگی قاطبه ملت، این عارضه تا حدودی مرتفع شد اما اقتضای عقل و مصلحت آن است که عارضه، علاج اساسی شود. باید نقطه پایان بر این ماجرا گذاشت و روح آرامش و الفت و همدلی و تفاهم و تعامل را در جامعه به ویژه نخبگان سیاسی- اجتماعی تقویت کرد؛ این مسئله روز ماست. اما چگونه و با کدام مکانیزم؟ هر کس نسخه ای می پیچد، کسانی از سر آزردگی و دلسوزی و خیرخواهی، و دیگرانی که اصرار دارند خیانت نیمه تمام و ناکام را به نام مسالمت و آشتی به پایان برسانند. باید بین این دو طیف فاصله گذاشت همچنان که طیف اول باید مراقب باشند ناخواسته فرصت و پوششی برای طیف دوم نشوند و متهمان، با شلوغ و غبارآلود کردن دوباره فضا، فرصت خنجر کشیدن و زخم زدن پیدا نکنند.
درمان جستن و نسخه پیچیدن خوب است اما مقدمه این کار، شناسایی درد و علت آن است. درد با همه تلخی، از بیماری خبر می دهد. درد ظاهر ماجراست، پس باید باطن و علت آن را جست و درمان کرد. مسکّن برای درد خوب است به شرط آن که موقت باشد و جای درمان را نگیرد و بیمار را معتاد خود نکند تا کار از کار بگذرد. درمان برای تسکین است اما مسکّن به تنهایی درمان نیست. درمان گاه به دارویی تلخ است تا بیماری و عفونت را مهار کند و گاه به جراحی است تا عامل عفونت و مانع سازوکار طبیعی بدن را برطرف کند. فراوان نسخه پیچانی بوده اند که بیمار دردمند را با مسکّنی به خانه فرستاده و رنج او را جدی نگرفته اند تا خبر آمده بیمار به خاطر یک بیماری قابل علاج جان باخت. برای درمان ابتدا باید علت درد و کانون تولید آن را بازشناخت و سپس از سر ضرورت و منطق- و نه جوزدگی یا صرف عواطف و هیجانات- چاره جست.
در آسیب شناسی حوادث پس از انتخابات می توان عوامل گوناگونی را برشمرد. از پروژه مهندسی شده جبهه استکبار تا ضعف در اطلاع رسانی و آمیختگی حق و باطل در راستای غبارآلودگی فضا. اما آنچه در این میان تمام عوامل و ظرفیت های دیگر را برای ایجاد فتنه و آشوب به حرکت درآورد، جرئت یک حلقه سیاسی جدید در «زدن زیر همه چیز» و به هیچ صراطی مستقیم نشدن بود. آنها ذاتاً سرشان برای چنین آشوبی درد می کرد. این جریان در یک نقطه مهم با موج بیگانه هماهنگ شد و آن نقط کانونی، رویکرد همه جانبه و بی پروا به آنارشیسم مبتنی بر ترویج شکاکیت (Scepticism) و مغالطه در کنار اباحی گری و لاقیدی مطلق بود. منطق «بزن زیر همه چیز» اگرچه پس از انتخابات، هویت خود را تماماً نشان داد اما قبل از انتخابات، رگه هایی از ماهیت خود را عیان کرده بود. جریان مذکور آخرین متد سفسطه و مطالعه را در مجادلات انتخاباتی به کار بست اما تصرف انتخابات همه ماجرا نبود. تسخیرطلبی آنارشیستی، قانون اساسی و ولایت فقیه، اسلام و امامت و ولایت، امنیت و منافع عمومی، و حتی عقلانیت و خرد جمعی را یکجا نشانه رفته بود. به ویژه طی 7 ماهه پس از انتخابات همه سرمایه ها و داشته های یک ملت، از سوی جریان ائتلافی نفاق مورد انکار یا تردید و تشکیک قرار گرفت. مردم به تدریج با این یورش مغولی فاصله گذاری کردند اما لایه های اصلی فتنه (سران داخلی آن، اطرافیان سران، نفاق قدیم و جدید، و جریان مرتبط با بیگانگان) در این 7 ماه مدام بر غلظت تخریب افزودند تا اینکه فضاحت ماجرا به شعارهای جانبدارانه نسبت به آمریکا و اسرائیل، تخطئه ولایت فقیه و حذف اسلام از جمهوری اسلامی، گستاخی به بنیانگذار انقلاب(ره) و حرمت شکنی امام حسین(ع) در روز عاشورا (همین 3 هفته پیش) کشید. آیا کسی در این روند 7ماهه، کورسویی از انصاف و تعدیل و عقلانیت و تدبیر و مسالمت جویی و خیرخواهی می بیند؟ دیگر کدام خیانت و حرمت شکنی مانده که مرتکب نشده باشند و نگران باشیم آن خیانت را نیز انجام بدهند؟! آنها کدام ظرفیت خیانت و جنایت را عملی نکرده اند؟! اگر کسی ظرفیت خالی نشده برای فتنه گری سراغ دارد بگوید؟ یعنی تشدید ساختارشکنی و انجام رفتارهای انتحاری تا آنجا که ضدانقلاب حرمت شکن و محارب روز عاشورا را مردم خداجو (یکی از نامزدها) و مردم نجیب (نامزد دیگر) لقب دهند، سیگنال ها و علایم پشیمانی است؟! آیا ابراز محبت به اشخاصی که خون به دل امام امت(ره) کردند و آلت دست دشمنان برای انتقام کشی از ملت ایران شدند، نشانه توبه است؟! یا فراهم کردن فضای فتنه و ترور و لطمه برای دشمن بوی مسالمت جویی می دهد؟
البته که باید تفاوت گذاشت بین رجال سیاسی بازیگر در فتنه پس از انتخابات. اگر کسی اصرار ندارد قانون اساسی به ویژه محکمات آن را انکار کند بلکه نامه و پیغام هم می دهد که من منتقدم اما از اول هم رویکرد فلان نامزد را تندروی در بن بست می دانستم، حساب او را باید از آن دیگری جدا کرد. راه بازگشت و جبران را باید باز گذاشت. این، هم اقتضای رحمت و عطوفت اسلامی است و هم اقتضای حکمت و مصلحت. این همان رویکردی است که مقتدای فرزانه انقلاب، بیش از همه به آن اهتمام کرد. بانیان اصلی فتنه در آن سوی مرزها، در حوادث پس از انتخابات بیش از همه نقطه کانونی «ولایت» را نشانه رفتند و از هیچ توهین و افترا و ترور شخصیتی مضایقه نکردند و متأسفانه برخی عناصر داخلی نیز همراه شدند. عقده های انباشته چند دهه بود که فرصت بیرون ریختن پیدا کرده بود. «و ما تخفی صدورهم اکبر. بغض و دشمنی از دهان هایشان آشکار شد و آنچه از کینه پنهان می کنند، بزرگ تر است». اما همین مقتدا بیشترین حلم و عطوفت را نسبت به برخی سران راه گم کرده فتنه نشان داد، که این اقتضای جایگاه والای ولایت و سرپرستی امت است. و خداوند بهتر می داند که رسالت هدایت امت را کجا به امانت گذارد.
اما در عین حال همان مقتدای فرزانه بارها به درستی و به اقتضای قانون و عقل تصریح کرده اند «جرم بزرگ» در حوادث پس از انتخابات نباید لوث شود. با ماشین حساب معمولی نمی توان برآورد کرد که مرتکبان اصلی این جرم بزرگ چه قدر هزینه به کشور و ملت و نظام و روند قانون گرایی و عقلانیت و همدلی تحمیل کردند و چه سودهای کلانی به آغوش دشمن ریختند. پشیمانی و توبه را نمی توان با فریب- و زمان گرفتن برای خیانت های بعدی- یکی انگاشت. حربن یزید ریاحی در اوج قدرت سپاه یزید و در حالی که سردار آن لشکر بود توبه کرد و به سپاه کم شمار و در محاصره امام حسین(ع) پیوست. باید دید در میان گردانندگان فتنه- بخوانید رجال بازی خورده از غرور و جاه طلبی و حسادت خویش یا از مهره های استکبار- کدام ها می توانند حریت پیشه کنند و در حالی که هزیمت تمام عیار فتنه را می بینند، به اردوگاه ملت و انقلاب برگردند. هیچ خرجی هم ندارد جز یک برائت لفظی از جبهه استکبار و گروهک های معاند و منافقی که در این فتنه نقش آفرینی اصلی را برعهده داشتند. یک جمله بگویند ما از اینها برائت می جوئیم و پای قانون اساسی و ولایت فقیه- که آن را ضامن کشور در برابر دیکتاتوری و انحراف و کودتا معرفی کردیم- می ایستیم و البته مجرمان و خیانت پیشگان حساب جداگانه ای دارند و باید مجازات قانونی خیانت خود را ببینند.
ملت اما یک خانواده بیشتر نیست، یک خانواده بزرگ و همدل با انواع سلیقه ها و ذوق ها و گرایش ها. مگر در یک خانواده سالم، بحث و انتقاد درنمی گیرد یا تفاوت ها انکار می شود؟ و مگر تفاوت ها و بحث و نقدها در یک خانواده سالم، بهانه عداوت با هم و دوستی با دشمنان کلیت آن خانواده است؟ قانون گرایی، پاسداشت فضیلت های اصلی انقلاب، و تقویت مودت و روحیه جمعی در کنار روشنگری و گفت وگو، مایه قوام مضاعف خانواده بزرگ ملت ایران است. اگر با مجرمان باید سخت گرفت و کوتاهی نکرد- که چنین باید باشد- در کنار آن باید به تقویت روحیه امید و اعتماد و همدلی اهتمام کرد. این همه زیر سایه قانون گرایی فراهم می آید که حق و حد- حقوق و حدود- را با هم تعریف کرده است.
به قول سعدی، نیک مردی باید اما نه با گرگ تیزدندان. برای درد باید درمان جست اما نه با مداهنه و مصانعه و باقی گذاشتن استخوان لای زخم. طبیب صادق استخوان از لای زخم بیرون می کشد نه آن که لای زخم باقی گذارد و اسباب ارتزاق خویش از این زخم را فراهم کند! و طبیب صادق حاذق به پیامبر اکرم(ص) اقتدا می کند که امیرمؤمنان(ع) درباره آن حضرت فرمود «پیامبر طبیبی بود که مرهم هایی می گذاشت چه محکم و داغ هایی سوزان، هرجا که به داغ حاجت می افتاد، از دل های نابینا و گوش های ناشنوا و زبان های گنگ» (خطبه 108 نهج البلاغه)
زنده باد قانون. زنده باد مسالمت. زنده باد آرامش. ملت نستوه و بزرگوار ما اهل قانون بود، اهل آرامش، اهل دموکراسی. چاره تفاوت سلیقه های سیاسی را هم نهایتاً در صندوق رأی می دانست و می داند. اما کسانی زیر میز قانون و آرامش و دموکراسی و رأی اکثریت زدند و کار را به اردوکشی و آشوب خیابانی کشاندند. ملت ما جز برای انزجار از دشمنان به خیابان نیامد و نمی آید. دشمن خیال کرده بود، خیابان خالی است اگر که سخن از جمهوریت و انتخابات است. عمله دشمن روز عاشورا آمدند و رعد و برقی زدند و قیام 9 دی ماه 88، پاسخ یک ملت به غرش نابه جای دشمن بود. ملت ما اهل مسالمت و آرامش و قانون است و نمی گذارد کسی این نرخ را بشکند و مجازات مجرمان نیز مرّ قانون است و تضمین کننده آرامش.
محمد ایمانی
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات