صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۳۶۷۰۳

هدف دشمن گسستن پیوند نظام و مردم


بصیرت:چیستی جنگ نرم
اما همان طور که در ابتدا نیز اشاره شد گستره مفهومی جنگ نرم وسیع تر از تهاجم فرهنگی است و با توجه به پیشرفتهای تکنولوژیک و در هم تنیده تر شدن روابط اجتماعی، جنگ نرم محدوده عملیاتی بزرگتری را شامل می شود.
در محدوده ی عملیاتی جنگ نرم علاوه بر حوزه فرهنگ، حوزه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی بیولوژیک و محیط زیست نیز قرار می گیرند. جنگ نرم نبرد همهجانبه، تدریجی، متناوب، متنوع و منعطفی است که اهداف داخلی آن دربرگیرنده فروپاشی، براندازی از درون، استحاله و بی ثبات سازی است.
در بعد داخلی جنگ نرم از تاکتیک های متنوع و منعطفی استفاده می شود که برخی از آنها شامل نافرمانی مدنی، مشروعیت زدایی، بی اعتبارسازی، اعتمادزدایی از نظام، اختلاف افکنی، ناکارآمد جلوه دادن نظام، ایجاد نارضایتی، القای غم و یاس و وحشت، بحرانی جلوه دادن کشور و ... می گردد که در فازهای کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت صورت می پذیرد.
در بعد بین المللی هدف جنگ نرم، مهار و منزوی سازی جمهوری اسلامی از طریق اعمال محدودیت و تحریم های سیاسی، اقتصادی و اجماع سازی جهانی علیه ایران است. ضمن آنکه تصویرسازی های غلط و شیطانی از اسلام و انقلاب در افکار عمومی جهان در قالب سناریوهای اسلام هراسی و ایران هراسی را نیز باید به آنها اضافه کرد. هرچندکه در فصل های بعدی کتاب به تفصیل به ابعاد مختلف جنگ نرم پرداخته خواهد شد.
الف) تعاریف
تفاوتهای «تهاجم فرهنگی» با «تبادل فرهنگی» 21/5/1371
«تهاجم فرهنگی»، با «تبادل فرهنگی» متفاوت است. تبادل فرهنگی لازم است. هیچ ملتی بی نیاز نیست از اینکه در همه زمینه ها، از جمله در زمینه مسائل فرهنگی - آن مجموعه مسائلی که به آنها نام فرهنگ داده می شود - از ملتهای دیگر بیاموزد. همیشه تاریخ هم همین بوده است. ملت ها در رفت و آمدهایشان، آداب زندگی را، خلقیات را، علم را، لباس پوشیدن را، آداب معاشرت را، زبان را، معارف را و دین را، از یکدیگر فراگرفته اند. این، مهمترین تبادله ای ملّتها با هم بوده است. حتّی مهمتر از تبادل اقتصادی و کالا. بسیار اتفاق افتاده است که این تبادل فرهنگی، به تغییر مذهب یک کشور انجامیده است! مثلاً در شرق آسیا، بیشترین چیزی که اسلام را به این کشورها - از جمله به کشور اندونزی، به کشور مالزی و حتی به قسمتهای مهمی ازشبه قاره - برد، دعوت مبلّغین نبود بلکه رفت و آمد آحاد ملّت ایران بود. تجّار، سیّاحان ایرانی راه افتادند؛ رفتند؛ آمدند. و در سایه این رفت و آمدهاست که شما می بینید ملت بزرگی که امروز شاید بزرگترین ملّت اسلامی در آسیاست - یعنی اندونزی - مسلمان شده اند. این اسلام را اول بار، نه مبلّغین دینی برای آنها بردند، نه شمشیر و جنگ! اسلام را همین رفت وآمدها برد. خود ملّت ما هم، در طول زمان، خیلی چیزها از ملتهای دیگر آموخته است. و این، یک روند ضروری برای تروتازه ماندن معارف و حیات فرهنگی در سرتاسر عالم است. این، تبادل فرهنگی ست، و خوب است.
تعریف تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی این است که یک مجموعه - سیاسی یا اقتصادی - برای مقاصد سیاسی خودشان و برای اسیرکردن یک ملت، به بنیان های فرهنگی آن ملّت، هجوم می برند. آنها هم چیزهای تازه ای را وارد این کشور و این ملّت می کنند؛ امابه زور؛ امّا به قصد جایگزین کردن آنها با فرهنگ و باورهای ملّی. این، اسمش تهاجم است. در تبادل فرهنگی، هدف، بارورکردن فرهنگ ملّی و کامل کردن آن است. اما در تهاجم فرهنگی، هدف، ریشه کن کردن فرهنگ ملّی و ازبین بردن آن است. در تبادل فرهنگی، آن ملّتی که از ملّتهای دیگر چیزی می گیرد، می گردد چیزهای مطبوع و دلنشین و خوب و مورد علاقه را می گیرد. فرض بفرمایید، دانش را از آنها تعلیم می گیرد. فرض کنید، ملّت ایران می رود به اروپا. می بیند که اینها یک ملّتی هستند اهل سختکوشی و روح خطر کردن. اگر این را از آنها یاد بگیرد، خیلی خوب است! می رود به اقصای شرق آسیا. می بیند که اینها مردمی هستند دارای وجدان کار، علاقه مند به کار، مشتاق کار. اگر این را از آنها یاد بگیرد، خیلی خوب است! می رود به فلان کشور. می بیند اینها ملّتی هستند وقت شناس، دارای نظم و انضباط، دارای محبّت، حسّ ادب، حسّ احترام. اگر یاد بگیرد، اینها چیزهای خوبی ست!
در تبادل فرهنگی، قضیه چنین است. آن ملّت فراگیرنده،
می گردد نقاط درست و چیزهایی را که فرهنگ او را کامل می کند، از دیگران تعلیم می گیرد. درست مثل یک انسانی که ضعیف است، و دنبال غذای مناسبی می گردد. دوا و غذای مناسب را مصرف می کند، تا سالم شود و نقصش از بین برود. در تهاجم فرهنگی، چیزی که به ملّت مورد تهاجم می دهند، چیزهای خوب نیست. بلکه چیزهای بد است. فرض بفرمایید اروپایی ها، وقتی تهاجم فرهنگی را در کشور ما شروع کردند، نیامدند روحیه وقت شناسی شان را، روحیه شجاعت و خطر کردن در مسائل را، یا تجسس و کنجکاوی علمی را، در ملت ما منتشر کنند، و با تبلیغات و تحقیقات، سعی کنند ملت ایران، ملّتی دارای وجدان کاری یا وجدان علمی شود. این کارها را که نمی کنند! مسئله لاابالی گری جنسی را وارد کشور ما می کردند. ملّت ما، در طول هزاران سال، ملّتی بود دارای مبالات جنسی. یعنی رعایتهای مربوط به زن و مرد و این، در تمام دوران اسلامی بوده است. نه اینکه کسی خطا و تخلف نمی کرده! خطا همیشه هست. در همه دورانها و در همه زمینه ها، افراد بشر، خطا می کنند. خطا هست. خطا غیر از این است که چیزی بشود عرف جامعه ...
در تهاجم فرهنگی، دشمن می گردد آن نقطه ای از فرهنگ خود را به این ملت می دهد و وارد این ملت می کند که خودش می خواهد. و معلوم است که دشمن چه می خواهد! اگر در تبادل فرهنگی، ملّتی که از فرهنگ بیگانه چیزی می گیرد، تشبیه بشود به آدمی که در کوچه و بازار، غذا و دوای مناسب می خرد که مصرف بکند، در تهاجم فرهنگی، ملتی را که تحت تهاجم قرار گرفته است، باید به بیماری که افتاده و خودش کاری نمی تواند بکند تشبیه کنیم. آن وقت دشمن، آمپولی به او تزریق می کند. و معلوم است آمپولی که دشمن تزریق کند، چیست! این، فرق دارد با آن دارو و درمانی که خود شما بروید و آن را با میل انتخاب کنید و وارد بدنتان کنید. این، تهاجم فرهنگی ست.
پس، تبادل فرهنگی، به انتخاب ماست. امّا تهاجم فرهنگی، به انتخاب دشمن است. تبادل فرهنگی انجام می دهیم تا کامل بشویم. یعنی فرهنگ خودی را کامل کنیم. اما تهاجم فرهنگی انجام می گیرد تا فرهنگ خودی را ریشه کن کند. تبادل فرهنگی، از چیزهای خوب است. تهاجم فرهنگی از چیزهای بد است. تبادل فرهنگی در هنگام قوّت و روزگار توانایی یک ملت انجام می گیرد؛ ولی تهاجم فرهنگی، در دوران ضعف یک ملت است. لذا، دیدید که استعمارگرها، در آسیا و آفریقا و امریکای لاتین، هر جا خواستند وارد بشوند، قبل از آنکه سیاستمدارها و سربازها و قزاقهاشان وارد شوند، میسیون های مسیحی و هیئتهای تبشیری مسیحی شان وارد شدند. سرخپوست ها و سیاه پوست ها را اول مسیحی کردند، بعد طناب استعمار را به گردنشان انداختند. بعد هم از خانه و کاشانه شان، آواره شان کردند. پدرشان را در آوردند!
تفاوت تهاجم فرهنگی با تحمیل فرهنگی 19/4/1374
این را هم بارها عرض کرده ایم که، فرهنگها تبادل دارند. وقتی که بحث تهاجم فرهنگی را مطرح و بر آن پافشاری می کنیم، به آن معنا نیست که یک فرهنگ نباید چیزی را از خارج خود، به خود بیفزاید. متأسفانه در ایران اواخر قاجار، که به فرهنگ غرب توجه شد، و بویژه در دوران منحوس پهلوی، که این توجه شدت گرفت، آنچه که واقعاً تبادل، تلقی، تعاطی و تکامل فرهنگی بود، در ارتباط با غرب، انجام نگرفت. بلکه نوعی تحمیل فرهنگی رخ داد.
گاهی انسانی هوشمند و عاقل، به اختیار خود، چیزی را گزینش می کند و می پذیرد؛ و گاهی به عکس، به یک انسان مست و غافل و بیهوش، به زور، چیزی را تزریق و تحمیل می کنند. مسلماً این دو، یکسان نیستند. در کشور ما، تحمیل فرهنگی کردند. یعنی آمدند و بدون اینکه گزینش صحیحی در کار باشد، چیزی را در کالبد فرهنگ و ذهنیات این مردم، تزریق کردند.
اصل مطبوعات تهاجم فرهنگی نیست 13/2/1375
مطبوعات، وارداتی است. یعنی جزو بخش های مثبت فرهنگ غرب است که ما از آنها گرفتیم. یک وقت من درباره «تعاطی فرهنگی» - نقطه مقابل «تهاجم فرهنگی» - بحث مفصلی کردم؛ که از مصادیقش، یکی همین مطبوعات است. خوب، ما مطبوعات را از غرب گرفتیم. غربی ها سابقه زیادی در حرفه روزنامه نگاری داشتند.
ما نمی گوییم تمام فرهنگ غرب منفی است 26/2/1375
ما که می گوییم «فرهنگ غرب»، نمی خواهیم بگوییم که این فرهنگ، همه اش از بای بسم اللّه تا تای تمّت، بدی و زشتی و خرابی است. شما دیده اید که بنده مکرر راجع به غرب و تهاجم فرهنگ غربی حرف می زنم. معنای صحبت های بنده، صرفاً این نیست که فرهنگ غرب از بای بسم اللّه تا تای تمت، همه اش خراب و خرابی و بدی است. که اگر این گونه بود، شهروندان ممالک غربی، از اول آن را نمی پذیرفتند و اصلاً تحمّل نمی کردند. بنابراین، فرهنگ مذکور، نقاط مثبتی که آن نقاط مثبت، چشم مردم را گرفت، و جوامع را به خود جذب کرد.
اشکالات فرهنگ غرب علی رغم نکات مثبت 26/2/1375
... ]فرهنگ غرب[ عوامل حفظ رشد حقیقی انسان را در خود نداشت. آنها غافل بودند، و متوجه این نکته نشدند. مثلاً - فرض بفرمایید - شما حوضچه یا منبع آبی برای شرب مردم، در محلی ایجاد کنید. در و دیوارش را محکم سازید، تمام منافذش را ببندید، دریچه ورود و خروج آب منبع را تعبیه کنید، و دیگر هیچ نگرانی ای از این بابت که آب وارد محفظه خواهد شد و در آنجا باقی خواهد ماند، نداشته باشید. اما در مجاورت قرار گرفتن منبع آب را، با فلان ماده مسموم کننده، پیش بینی نکنید. مسلماً این آب، زلال و خنک هم خواهد بود؛ و انسان وقتی بنوشد، لذت هم خواهد برد. اما در این آب، به سبب مجاورت با ماده مسموم کننده، میکروب و آلودگی وجود خواهد داشت. شما که منبع آب را تهیه کرده بودید، همه نکات سلامت آب را در نظر داشتید؛ اما اینجایش را دیگر نخوانده بودید. یک طرف را دیده بودید؛ اما طرف نامشهود قضیه را ندیده بودید.
آنچه ما آن را تهاجم فرهنگی دشمن می نامیم... 28/12/1377
آنچه ما آن را تهاجم فرهنگی دشمن می نامیم و پیوسته مردم هوشیار خود و بیش از همه جوانان را به مجاهدت در برابر آن
فرامی خوانیم، همانا کوشش همه جانبه ی دشمنان ما با استفاده از همه ی ابزارهای تبلیغی و خبری و سیاسی و امنیتی برای برانگیختن همین دشمن درونی است.
معنای تقابل نظری امریکا با جمهوری اسلامی 22/2/1382
امریکا بعد از این که سالهایی را در مقابل جمهوری اسلامی و ملّت ایران، با این روش عمل کرد، به این نتیجه رسید که تقابل عملی کافی نیست و باید در کنار آن، تقابل و تخاصم و مبارزه نظری را هم شروع کنند. معنای تقابل نظری چیست؟ یعنی مبارزه با جمهوری اسلامی در صحنه اعتقاد، در زمینه فرهنگ و در زمینه مسائل اخلاقی. البته قبلاً هم یک مبارزه ی جدّی بود؛ منتها احساس کردند باید نقطه ثقل این باشد. فکر کردند با مبارزه اعتقادی می توانند بخش عظیمی را فلج کنند و یک مانع را بردارند. فکر کردند با مبارزه در زمینه های اخلاقی، یک بخش دیگر از امکان و سلاحی را که در اختیار جمهوری اسلامی است، بگیرند؛ یعنی این سیاست امریکا شد.
عرصه های تقابل نظری با جمهوری اسلامی 22/2/1382
نقش فعالیت های تبلیغاتی و تقابل نظری امریکا با جمهوری اسلامی، از نظر آنها چقدر نقش مهمی است. آنها به تبلیغات و تقابل نظری احتیاج دارند، به بی ایمان کردن مردم نسبت به مبانی نظام احتیاج دارند؛ همچنان که به بی اعتقاد کردن مردم نسبت به فضائل اخلاقی و پایبندی های اخلاقی احتیاج دارند. اینها چیزهایی است که مردم را از نظام اسلامی جدا می کند و پیوند مستحکم بین نظام و مردم را از هم می گسلد؛ اینها به این احتیاج دارند. امروز دشمنان ما همه نیرویشان را روی این گذاشته اند.
تفاوت بین تهاجم و تعامل فرهنگی26/9/1382
اندیشه ترجمه ای برای یک ملت، سرنوشت بسیار سختی را به وجود می آورد 26/9/1382 البته هرکدام از ملت ها فرهنگی دارند که می توانند از یکدیگر استفاده کنند و فرهنگ خود را با گرفتن تجربه و درس از دیگران تکمیل کنند؛ ما با این مخالفتی نداریم و صددرصد موافقیم؛ اما آنچه در دنیا پیش آمد، این نبود. تفاوت بین تهاجم و تعامل فرهنگی در این است که تعامل فرهنگی مثل این است که شما بر سر بساط میوه یا غذا و سبزی فروشی می روید و آنچه را که میل تان می کشد، چشم شما و کام تان می پسندد و با مزاج شما مساعد است، انتخاب می کنید و می خورید. در عالم فرهنگ هم همین است که آنچه دیدید و پسندیدید و مناسب خود دانستید و در آن ایرادی مشاهده نکردید، از مجموعه و ملت دیگر می گیرید؛ هیچ اشکالی هم نداد. «اطلبوا العلم ولو بالصین»؛ این را هزار و چهارصد سال پیش به ما یاد دادند. در تهاجم فرهنگی به شما نمی گویند انتخاب کن، بلکه شما را می خوابانند، دست و پایتان را می گیرند و ماده یی را که نمی دانید چیست و نمی دانید که برای شما مفید است یا نه، با آمپول به شما تزریق می کنند. البته دنیای غرب نگذاشت ما حس کنیم که دست و پایمان را گرفته اند و دارند به ما تزریق می کنند؛ صورت قضیه را طوری قرار داد که ما خیال کردیم داریم انتخاب می کنیم، در حالی که انتخاب نمی کردیم؛ بر ما تحمیل کردند. آن وقت اینها همان کسانی هستند که اگر اندک خدشه یی به فرهنگ رایج و مورد قبولشان وارد شود، جنجال راه می اندازند. شما ببینید در فرانسه که آن را مهد آزادی می دانند، برای سه چهار دختر روسری دار مسلمان چه سر و صدایی راه انداخته اند!
فرهنگ ستون فقرات حیات و هویت یک ملت است 28/02/1383
فرهنگ مایه اصلی هویت ملت هاست. فرهنگ یک ملت است که می تواند آن ملت را پیشرفته، عزیز، توانا، عالم، فناور، نوآور و دارای آبروی جهانی کند. اگر فرهنگ در کشوری دچار انحطاط شد و یک کشور هویت فرهنگی خودش را از دست داد، حتی پیشرفت هایی که دیگران به آن کشور تزریق کنند، نخواهد توانست آن کشور را از جایگاه شایسته یی در مجموعه بشریت برخوردار کند و منافع آن ملت را حفظ کند. من به حوادث دوران استعمار که نگاه می کردم - دوران استعمار تقریباً از اواخر قرن هجدهم میلادی شروع شد، در قرن نوزدهم به اوج رسید و تا اواسط قرن بیستم هم ادامه پیدا کرد. حرکت استعمار یعنی حضور قدرت های مسلط نظامی و سیاسی دنیا در کشورهایی که می توانستند با استفاده از زور در آنها حضور پیدا کنند و منافع خودشان را از آن جاها تأمین کنند و در واقع از موجودی مادی و معنوی آن کشور سرمایه یی برای خودشان بسازند، همان چیزی که آنها اسمش را استعمار گذاشتند و امروز هم اطلاق می شود - می دیدم هرجا که اینها وارد شده اند، اگر این توانایی را پیدا کرده اند که فرهنگ آن ملت را مضمحل کنند و تحت تأثیر قرار دهند و تضعیف کنند، پایه های قدرتشان در آن جا مستحکم شده و اگر در جایی فرهنگ ملی و بومی به خاطر کهنسال بودن، ریشه دار بودن و برجسته بودن مضمحل نشده و از بین نرفته، استعمارگرها و اشغالگرها نتوانسته اند مدت زیادی از آن جا منافع خودشان را تأمین کنند و ناچار شدند که آن منطقه را رها کنند. این در مورد همه جهانگشایی ها و
کشورگشایی های دورانهای گذشته ی تاریخ هم - که ما در تاریخ می خوانیم - صادق است. آن کشورگشاهایی توانسته اند در سرزمینهای گشوده شده با شمشیر، با زور پایدار بمانند و مقاصد و سلطه خودشان را در آن سرزمین ها اعمال کنند، که توانسته باشند فرهنگ آن کشور را در مشت و در اختیار بگیرند. حالا گاهی یک فرهنگ را ریشه کن
می کنند؛ مثل این که زبان یک کشور را به کل از بین می برند... فرهنگ ستون فقرات حیات یک ملت و هویت یک ملت است.
تهاجم فرهنگی غیر از تبادل فرهنگی است 28/02/1383
تعریف تهاجم فرهنگی28/02/1383
تعریف تبادل فرهنگی28/02/1383
این که من همیشه می گویم تهاجم فرهنگی، تهاجم فرهنگی این است. تهاجم فرهنگی غیر از تبادل فرهنگی است؛ غیر از گرفتن برجستگی ها و زبده گزینی از فرهنگ های دیگر است؛ این، چیزی است مباح، بلکه واجب. اسلام به ما دستور می دهد، عقل هم به طور مستقل از ما می خواهد که هر چیز خوب، زیبا و باارزشی را که در هر کجا می بینیم، آن را فرا بگیریم و از آن استفاده کنیم. این جملات معروف متداول در زبانهای مردم ما که «اطلبوا العلم ولو بالصین» یا «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»؛ نگاه نکن حرف خوب، سخن حکمت آمیز، دانش و معرفت را چه کسی می گوید، اگر سخن خوب است، آن را فرابگیر، این گرفتن، گرفتن فرهنگی است و اخذ فرهنگی، تبادل فرهنگی و زبده گزینی فرهنگی، یک چیز لازم است و این، غیر از تهاجم فرهنگی است. من بارها گفته ام که یک وقت هست که یک انسان با میل خود و بر طبق نیاز و اشتها و ضرورت زندگی اش یک نوع غذا، یک نوع دارو یا ماده لازمی را انتخاب می کند و آن را داخل جسم خودش می کند؛ این، گزینش است، که چیز خیلی خوبی است؛ اما یک وقت هست که یک نفر را می خوابانند و ماده ای را که نه برای او لازم است و نه او به آن میل و اشتهایی ی و نه برایش مفید است، به زور در حلقش می ریزند، یا به او تزریق می کنند؛ این، نامطمئن است؛ این، تهاجم فرهنگی است.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات