بصیرت:فتنهای که چندی کشور را به خود مشغول کرد، از کجا آغاز شد، کدام نکته «کلیدی» را باید مورد بررسی قرارداد تا از رازهای این فتنه «رمزگشایی» شود.
چرا واژههایی چون «رأی ملت»، «دموکراسی»، «آزادی»، «اکثریت»، «حقوق بشر» و... که زمانی برای برخی خواص از «وحی منزل» بالاتر بودند در چشم
به هم زدنی «به هیچ» پنداشته شدند و «آشوب، شورش، اغتشاش، ترور و...» به شعارهای جدید این خواص بدل شد. «رای مردم» تا جایی برای این «خواص دیکتاتور» ارزش دارد که اکثریت با آنها باشد؛ اگر نه، «زندهباد دیکتاتوری»؛ اگر نه «اهل و عیال» این خواص روز رأیگیری جلوی چشم خبرنگاران برای ملت خط و نشان میکشند که اگر فلانی رأی نیاورد گریزی از «شورش» نیست، شورش علیه چه کسی؟«شورش علیه ملت»؛ و همین «خواص دیکتاتور»فرمان شورش علیه ملت را جلوی چشم ملت صادر کردند، جلوی چشم این ملت، همه دیدند! گناه این ملت چه بود که چندماه «میلیشیای سبز» دمار از روزگارشان درآورد تا باردیگر هوس «نه» به این «خواص دنیاپرست» را از سر بدر کنند؟جمله «میزان رأی ملت» که پیش از این زینتالمجالسشان شده بود را فراموش کردند و پس از انتخابات حتی یکبار نشد از زبان این «خواص» بشنوند که «میزان رأی ملت» است. ملت به این خواص نه گفته بود و تاوانش را باید میداد که داد!
با «شال سبز» به جنگ با «جمهوریت» آمده بودند و میخواستند کار «جمهوریت» را یکسره کنند اما آیا «شورش علیه جمهوریت» این «خواص دیکتاتور» به همینجا ختم میشد و اینها فقط مخالف «جمهوریت» بودند یا نه، ماجرا سر دراز داشت؛ از شورش علیه جمهوریت که راه به جایی نبردند، دنبالههایشان وارد تقابل با «اسلامیت» شدند، عکس حضرت روحالله که نماد «حقیقت همیشه زنده» برای این ملت بود را ...
.... به آتش کشیدند تا نشان بدهند مشکلشان فقط «ملت» نیست، به «امام ملت» هم هیچ اعتقادی ندارند، اما روز عاشورا به نماد «اسلام ناب محمدی(ص)» حضرت سیدالشهدا حمله کردند تا بیاعتقادی به دین و اسلام را در عمل هم نشان داده باشند. بعد هم چند خارجنشین حامی فتنهسبز حرفهای «خواص دیکتاتور» را در داخل تکمیل کردند و با صراحت از «نفی عصمت امامت» و اینکه هیچ دلیلی بر وجود امام زمان (عج) وجود ندارد سخن گفتند. «خواص دیکتاتور» چه کردند در قبال این حرمتشکنی، هیچ فقط سکوت! اما این فتنه ابعاد دیگری هم داشت که باید به فراخور زمان جلو میرفت اما اینبار با حضور «واسطهها». سران فتنه که در «شورش علیه جمهوریت» و «خروج دنبالهها علیه اسلامیت» ناکام مانده بودند، پرده جدید «سناریو» را رو کردند؛ «آشتی، حکمیت، فراموش کردن گذشتهها، بیایید همه با هم باشیم ما دشمن زیاد داریم! و...». همان کسانی که علیه جمهوریت شورش و آشوب به پا کرده بودند، حالا سراغ «حکمیت و آشتی» رفتهاند، «اشرافیت سیاسی» اگر در اقتصاد تجویز «رانتخواری و ویژهخواری» را میدهد، اما به سیاست هم که میرسد جمهوریت را برنمیتابد و پیشنهاد میدهد، بیایید برای عدهای از «خواص» حق «ویژه» قائل شویم، کمیتهای تشکیل بدهیم، دور هم جمع بشویم، از گروهها و باندها هم باشند تا حق کسی ضایع! نشود و تکلیف، نتیجه جمهوریت را روشن کنیم و برای اینکه از کاروان پیشرفت هم عقب نیفتند پیشنهاد «لویی جرگه» افغانستان را میدهند! و کمی برایش فلسفه و منطق هم میتراشند. بازی همان بازی است، فقط مراحل این سناریو با هم فرق میکند، «سناریو» از «یک مرکز» صادر میشود. راهپیمایی میلیونی 9 دی «ملت»، قیامی بود علیه «دیکتاتوری خواص» و به رخ کشیدن قدرت ملت در برابر «اشرافیت سیاسی» که چشم دیدن «جمهوریت» را ندارند.

سلامابعضیهامیخواهنددوبارهاسلامامریکاییسرکاربیایدوبارهبرمخالفهستندنمیدانندکهامامزمانپشترهبرماست