بسم الله الرحمن الرحیم
بصیرت:اظهارات تحقیرآمیز « هری رید » رهبر دمکراتهای سنای آمریکا در کتاب « بازی عوض می شود » زمزمه های نژادپرستانه در آمریکا را به شدت گسترش داده است . حتی عذرخواهی رسمی « هری رید » نسبت به اظهاراتش هم نتوانسته از تاثیر مواضعش چیزی را بکاهد. رهبر دمکراتهای سنای آمریکا رئیس جمهور کنونی آمریکا را « فردی سیاهپوست با پوست روشن » توصیف کرده که لهجه سیاه پوستان را ندارد ولی اگر بخواهد می تواند داشته باشد.
این اظهارات همزمان حاوی چند نکته است . اول آنکه حساسیت برروی رنگین پوستان را به رخ می کشد. دوم آنکه نشان می دهد « اوباما » فردی « دو رو » است که لهجه ندارد ولی می تواند داشته باشد. سوم آنکه « هری رید » علیرغم اینکه از رهبران دمکرات است و به همین دلیل قطعا خودش در انتخابات اوباما نقش داشته ولی اکنون علیه او موضع گرفته است .
با اینکه نژادپرستی با تاریخ استعماری آمریکا درآمیخته و یادآور خاطرات تلخی از دوران جنگهای داخلی این کشور است ولی به نظر می رسید که در تاریخ معاصر آمریکا تا حدود زیادی به فراموشی سپرده شده است . اگرچه انتخاب اوباما می توانست باعث دفن همیشگی نژادپرستی در آمریکا شود ولی دقیقا برعکس گویا نقطه آغازی بر احیای نژادپرستی در این کشور بوده است .
نکته ظریف اینست که دو حزب رقیب که گهگاه و تقریبا به نوبت به کاخ سفید راه می یابند برای جلب نظر سیاهان برخی از مقامات سیاسی ـ نظامی را از میان سیاهان انتخاب کرده اند. از جمله جرج بوش پدر ژنرال « کالین پاول » را بعنوان فرمانده نیروهای آمریکائی در تهاجم اول علیه رژیم عراق برگزیده بود و بوش کوچک نیز خود ژنرال کالین پاول را بعنوان وزیر امورخارجه اش در دولت اول انتخاب کرد و « کاندولیزا رایس » را به سمت مشاور امنیت ملی خود گماشت . وی در دولت دوم سمت وزیرخارجه آمریکا را برعهده داشت .
صرفنظر از این مسائل که در جای خود بسیار با اهمیت جلوه می کنند مسئله از دیدگاه دیگری هم قابل بررسی است که قاعدتا جاذبه های بیشتری هم دارد. مقامات آمریکائی اعم از سیاه و سفید وقتی به قدرت می رسند مجری سیاستهای جنون آمیزی می شوند که صرفنظر از رنگ پوست و جناح بندی سیاسی آنها تقریبا به یک اندازه شرم آور است و قابل دفاع و توجیه نیست . آمریکا در جنگ عراق همواره به جنایت و کشتار بعنوان وسیله ای در جهت تامین اهداف و برنامه هایش نگریسته و از هیچ جنایتی در حق مردم مظلوم عراق کوتاهی نکرده است .
بدین ترتیب اگرچه سیاهان در طول تاریخ آمریکا در معرض انواع ظلم و ستم قرار داشته اند ولی هرگاه خود به قدرتی دست یافته اند نیز از تکرار جنایات شرم آور علیه دیگران ابائی نداشته اند. ژنرال « کالین پاول » فرماندهی ارتش آمریکا در جنگ اول خلیج فارس را برعهده داشته و در طول این دوره ارتش آمریکا و نیروهای تحت فرمان وی به انواع جنایات جنگی متوسل شده اند و پرونده ای سیاه از عملکرد نیروهای متجاوز آمریکائی را برجا گذاشته اند. « کاندولیزا رایس » مشاور وقت امنیت ملی آمریکا در آغاز جنگ دوم خلیج فارس و پیش از حمله به عراق تمامی تظاهرات مردمی در آمریکا اروپا و کل جهان را یکسره نادیده می گرفت و تصریح می کرد که سیاست آمریکا در کوچه و خیابان و تحت تاثیر افکار عمومی اتخاذ نمی شود و بر اثر فشار مخالفین جنگ نیز تعدیل نخواهد شد.
کاملا آشکار است که رنگ پوست ژنرال کالین پاول و کاندولیزا رایس ابتدا انتظاراتی را برای « نوعی برخورد متفاوت » در ذهن ها القا می کند ولی در میدان عمل با کمال تعجب احساس می شود که رنگ پوست و حتی جناح بندی سیاسی افراد تاثیر قابل توجهی بهمراه ندارد. با اینحال انتظار می رفت که رنگ پوست اوباما چنین تفاوتی را ایجاد کند. البته وی نیز با توسل به انواع حیله های تبلیغاتی و فریبکاریهای انتخاباتی در القای چنین شبهه ای موثر بوده است . اوباما سعی کرد با شعار « تغییر » به میدان مبارزات انتخاباتی وارد شود. او حتی در مقام رقابت درون حزبی یا هیلاری کلینتون هم خواستار پایان جنگ در افغانستان و عراق بود. این دور رقیب انتخاباتی حتی آن روزها خواستار پایان جنگ قبل از برگزاری انتخابات بودند تا میراث شوم این دو جنگ به آنها نرسد و پیش از ورودشان به کاخ سفید هر دو جنگ افغانستان و عراق فیصله یابند. اصرار بر همین مواضع بود که نشان می داد اگر بوش کوچک و دستیارانش مایل و یا قادر به اعلام پایان جنگ نیستند دستکم اوباما و دستیارانش در اولین فرصت وارد عمل خواهند شد و به این دو جنگ خونبار خاتمه خواهند داد.اما تجربه نشان داد که اوبامای سیاهپوست نیز در نظامی گری و توسل به سیاستهای جنگ افروزانه دست کمی از اسلاف سفیدپوست خود ندارد و به همان اندازه برای شرارت و جنایت استعدادهای نهفته اش را به کار می گیرد. درک این پدیده های عینی و ملموس به افکار عمومی آمریکا و جهان می فهماند که امید بستن به اوباما که خود را سمبل تغییر معرفی می کرد نیز ساده لوحانه و شعارهایش قویا فریبکارانه بوده است .
بدین ترتیب وقتی میان اوبامای سیاهپوست و جرج بوش سفیدپوست فرقی نیست و هر دو به تداوم جنگ و استمرار وقوع جنایات جنگی می اندیشند مسائل مرتبط با احیای نژادپرستی به موضوعی فرعی و پیش پا افتاده مبدل می شود و مسائل اصلی را تحت الشعاع خود قرار می دهد. در چنین شرایطی وقتی سایتهای اینترنتی به تغییر چهره « میشل اوباما » همسر او می پردازند و چهره وی را در قالب چهره یک میمون بازسازی می کنند چندان جای اعتراضی باقی نمی ماند. اوباما این روزها تهدید به قتل شده است . بعلاوه برخی عناصر نژادپرست در محافل عمومی علیه او و همسرش اظهارات نژادپرستانه ای داشته اند که « تهاجمی » تعبیر شده است . با وجود این با در نظر گرفتن واکنش های همیشگی نسبت به روسای جمهور جنایتکار آمریکا این واکنش ها نیز امری طبیعی بدیهی و کاملا قابل انتظار ارزیابی می شود. قهرا از این دیدگاه باید دوران اوباما را دوره احیای نژادپرستی در آمریکا نامید اما نه بخاطر اهانت به اوباما بلکه به خاطر آنکه سفیدپوستان نژادپرست حتی سیاهان را هم شریک جرم خود ساخته اند و آنها را به جنایاتی وادار کرده اند که تا این اواخر خودشان قربانی همین جنایات محسوب می شدند و اکنون نقش امر کننده و اجرا کننده همین جنایات را عهده گرفته اند!