بصیرت:در دهه30 و40 در ایران یک حقه فکری باعث شد شمار زیادی از جوانان کشور جذب ایدئولوژی بشوند که مبنای درست و عقلانی نداشت. این حقه فکری این بود که علم مبارزه با امپریالیسم، “سوسیالیسم” است. مبتنی بر همین تفکر افراد زیادی اسلام را رها می کردند و جذب مارکسیسم می شدند. حتی برخی بچه مسلمان ها هم به زعم اینکه این حرف درست است شروع به یادگیری آموزه های مارکسیسم می کردند و می گفتند ما با اندیشه های فلسفی مارکسیسم کاری نداریم - آن را از اسلام می گیریم- ما با دیدگاه های اجتماعی و سیاسی واقتصادی مارکسیسم که کمر امپریالیسم را در نیمی ازکشورهای جهان شکسته کار داریم. لذا در یک پروسه6 ماهه یا یکساله به تدریج اسلام را رها می کردند و مارکسیست می شدند اما چون خجالت می کشیدند بگویند ما مسلمان نیستیم، آن را مخفی می کردند که بعدها همین جماعت با عنوان “منافقین” توسط مردم شناسایی شدند. ضربه ای را که منافقین به نهضت اسلامی امام خمینی(ره) زدند، مارکسیست ها نتوانستند بزنند.
در دهه30 و40 در ایران یک حقه فکری باعث شد شمار زیادی از جوانان کشور جذب ایدئولوژی بشوند که مبنای درست و عقلانی نداشت. این حقه فکری این بود که علم مبارزه با امپریالیسم، “سوسیالیسم” است. مبتنی بر همین تفکر افراد زیادی اسلام را رها می کردند و جذب مارکسیسم می شدند. حتی برخی بچه مسلمان ها هم به زعم اینکه این حرف درست است شروع به یادگیری آموزه های مارکسیسم می کردند و می گفتند ما با اندیشه های فلسفی مارکسیسم کاری نداریم
- آن را از اسلام می گیریم- ما با دیدگاه های اجتماعی و سیاسی واقتصادی مارکسیسم که کمر امپریالیسم را در نیمی ازکشورهای جهان شکسته کار داریم. لذا در یک پروسه6 ماهه یا یکساله به تدریج اسلام را رها
می کردند و مارکسیست می شدند اما چون خجالت می کشیدند بگویند ما مسلمان نیستیم، آن را مخفی می کردند که بعدها همین جماعت با عنوان “منافقین” توسط مردم شناسایی شدند. ضربه ای را که منافقین به نهضت اسلامی امام خمینی(ره) زدند، مارکسیست ها نتوانستند بزنند.
بعد از فروپاشی شوروی و سپردن مارکسیسم به موزه های تاریخ، امپریالیست ها نامردی نکردند و مارکسیست ها را تحت عنوان نئومارکسیست ها بازپروری کردند و به نوعی آنها را در اردوگاه خود ادغام کردند. الان هر دو ایدئولوژی با هم زندگی مسالمت آمیزی دارند. سوسیال دموکراسی یا لیبرال دموکراسی اکنون دو روی سکه ایدئولوژی غرب محسوب می شوند.
پس از سقوط مارکسیسم این سوال در جوامع تحت ستم امپریالیسم پدید آمدکه آیا واقعا مبارزه با امپریالیسم یک علم است؟
پاسخ این سوال این است که اگر امپریالیسم به مثابه آخرین شکل و شمایل شیطان در عصر ما تصور شود، طبیعی است ادیان الهی بویژه دین اسلام علم مبارزه با امپریالیسم می تواند باشد.
پرچم علم مبارزه با امپریالیسم در ایران در نهضت های یکصد سال اخیر به عهده علمای عامل دین بوده است. متاسفانه در انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت و نهضت امام خمینی(ره) هر وقت که ملت به پیروزی دست می یافتند، سوسیال دموکرات ها و لیبرال دموکرات ها دست به دست هم می دادند و از پشت به ملت خنجر می زدند و به صورت دور بر گردان به جاده امپریالیسم عمل می کردند.
حال ببینیم این علم مبارزه با امپریالیسم چیست؟ این علم همان “فقه” است. علم فقه مسیر انسان را در رسیدن به خدا و دستورات الهی با مسیر شیطانی متمایز می کند. لذا فقها پرچمداران مبارزه با شیطان بزرگ یعنی همان امپریالیسم هستند. البته هر فقیهی توفیق مبارزه با امپریالیسم را پیدا نمی کند. تنها فقهایی که موفق به سیر و سلوک الهی و طی مراحل “اسفار اربعه” می شوند به این مقام می رسند. غیر از دو ویژگی یاد شده، فقیه باید فیلسوف هم باشد یعنی از نحله های فکری و فلسفی عصر خود و نقد هوشمندانه آن با خبر باشد. اگر صفت شجاعت، مدیریت و تدبیر و آگاهی به زمان را به این ویژگی ها اضافه کنیم رهبری مبارزه با امپریالیسم شکل می گیرد.
یک فقیه با صفات و ویژگی فوق را نمی شود ترساند، فریب داد و یا خرید. شکست همه نهضت ها از خرید و فروش رهبران شروع می شود. زیربنای فروپاشی شوروی فروش کادرهای اصلی نظامی، امنیتی، فرهنگی و رسانه ای به ثمن بخس به امپریالیسم بود. صدام قبل از سقوط تمام کادرهای سیاسی و امنیتی و نظامی خود را در معرض فروش دید.
طی سه دهه گذشته امپریالیسم هر چه سعی کرد در بازار سیاست منطقه و جهان به معامله و خرید و فروش کادرهای وفادار به نظام دست یازد، موفق نشد. طی30 سال گذشته همواره کسانی بوده اند که از رسانه های دشمن برای ملت ایران شکلک درآورند و پولی بگیرند. اما این ادا و اطوارها شیوع نداشته است و گاهی مورد خنده و تمسخر هم واقع شده اند.
اما ظهور امپریالیسم در دهه چهارم در اندازه ای متفاوت بود، که رهبری معظم انقلاب قبل از این ظهور با هشدارهایی چون تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و شکل گیری “ناتوی فرهنگی” چون چشمی بیدار همه را رصد کرده بود.
برخی نخبگان از همان ابتدا نمی خواستند این هشدارها را جدی بگیرند چون خود آنها در دام فریب دشمن بودند و یا قیمت فروش خود را دریافت کرده بودند. یادم می آید وقتی مقام معظم رهبری بحث تهاجم فرهنگی را مطرح فرمودند همین عطاء الله مهاجرانی که اکنون یکی از افسران تهاجم فرهنگی امپریالیسم علیه ملت ما در تلویزیون بی بی سی است می گفت، “تهاجمی” در کار نیست، بحث “تبادل” فرهنگی مطرح است! امپریالیسم روی کسانی که فساد اخلاقی و فساد مالی دارند حساب باز کرده است و اکنون جمعی را در رسانه های استکباری علیه ملت ساماندهی کرده است و وقتی در پیشینه آنها مطالعه می کنیم می بینیم تعداد اندکی از آنها فریب خورده اند و بقیه یا مشکل مالی داشته اند یا اخلاقی!
امپریالیسم در ایران طی30 سال گذشته بارها شکست خورده است. چرا؟ برای اینکه نتوانسته است امام(ره) یا رهبری را بخرد. چرا؟ برای اینکه امام فقط با خدا معامله می کند و هر گونه معامله با شیطان را حرام می داند!
وقتی “امامت” شکل گرفت “امت” هم شکل می گیرد. اگر امام خود را نفروخت،پس محال است “امت” خود را به دشمن و شیطان بفروشد.
آنچه امام و امت را به هم پیوند می دهد، “بصیرت” است. افق دید انسان بصیر آن دورها را می بیند. پشت هر اندیشه و تفکری را به درستی می بیند که خدا هست یا شیطان. انسان بصیر عقل خود را در مسیر صحیح به کار می گیرد. انسان بصیر یک قرائت از اسلام را به رسمیت می شناسد آن هم قرائت امام و قرائت های دیگر را قرائت شیطان می داند لذا در شناخت اسلام اشتباه نمی کند.
انسان بصیر در اطاعت از خدا و رسول و اولوالامر دچا خطا نمی شود. لذا شیطان را به جای ولی امر متابعت نمی کند.
انسان بصیر محکم را از متشابه و اصل را از فرع تشخیص می دهد و به دنبال کشف حقیقت است و انگیزه حقیقت یابی دارد.
امروز ما در ایران70 میلیون بصیر داریم، اینها همه اهل بصیرت هستند خدا را خوب می شناسند، شیطان را هم خوب می شناسند. حقیقت ولایت فقیه را - حداقل سه دهه- درک کرده اند و حقیقت ولایت امپریالیسم را هم مورد شناسایی قرار داده اند. این وسط عده ای عرض خود را می برند و زحمت ملت را زیاد می کنند. موسای ما همواره در میان امت خود بوده و اجازه نمی دهد سامری با صدای گوساله ای که از رسانه های امپریالیستی شنیده می شود امت را فریب دهد. امت هم گوشش به موسیقی الهی قرآن عادت کرده است و هیچ صدایی را جز صدای خدا بر نمی تابد. احکام قرآن، علم مبارزه با امپریالیسم یعنی شیطان است. ولایت فقیه این مبارزه را مدیریت می کند. جهان اسلام امروز به این علم دست یافته است. روزی چهره منطقه و جهان در سایه این مبارزه مقدس دگرگون خواهد شد. آن روز خیلی دور نیست.
محمد کاظم انبارلویی