بصیرت:کارخانه احیاء فولاد خراسان دیروز با حضور رئیسجمهوری، وزیر صنایع و معادن، استاندار خراسان و جمعی دیگر از مسوولان سیاسی و صنعتی کشور به بهرهبرداری رسید و گام دیگری در تحقق خودکفایی در تولید فولاد برداشته شد، گامی که رسیدن به نقطه پایان را نوید میدهد، پایانی بر واردات.
آنچه در این نوشتار البته مدنظر است، اهتمام جدی دولت برای به پایان رساندن پروژههای نیمهتمام و نیز احداث صنایع بالادستی برای تکمیل زنجیرههای تولید است، اما در این میان زنجیره اول صنعت، فولاد میباشد که با تغذیه سایر بخشها، رشد ارزش افزوده بالایی به همراه خواهد داشت.
نکته مهم دیگر توجه ویژه دولت به طرح آمایش صنعت و معدن و ایجاد زنجیرههای تولید با توجه به پتانسیلهای هر منطقه است. این رویکرد نوین باعث شده تا هزینه تولید محصولات صنعتی کاهش و توان رقابتی افزایش یابد که احداث کارخانه احیاء فولاد خراسان از آن جمله است.
بحث بعدی در اینباره دگرگونی در جایگاه تولیدی کشور بویژه در تولید فولاد است. در حالی که امروز جهان در حوزه تولید کالاهای پایهای در رکودی عمیق فرو رفته است و آمارهای جهانی نیز آن را تایید میکنند، ایران توانسته از موج بحران بجهد. به گزارش سازمان جهانی فولاد در حالیکه در سال 2009 میلادی، مجموع تولید جهانی فولاد کاهش ۱۱ درصدی را تجربه کرده است، جمهوری اسلامی ایران با رشد ۱۰ درصدی تولید فولاد، رکوردی بیسابقه را به ثبت رسانده است. رشد ۱۰ درصدی فولاد ایران جایگاه کشورمان را در بین مدعیان جابهجا کرد، در حالی که ایران تا حدود دو سال پیش حائز جایگاه بیستم بود، اما با پایان سال ۲۰۰۹ توانست مدعیان قدرتمندی را پشتسر گذاشته و با صعود چهارپلهای در رتبهبندی جهانی، جایگاه شانزدهم را تصاحب کند؛ جایگاهی که با بهرهبرداری از طرحهای جدید باز هم جابهجا خواهد شد.
موضوع مهم دیگری که در ادبیات اقتصادی بسیار حائز اهمیت است، بحث خواب سرمایههای انباشته در زمین در قالب طرحهای نیمهتمام است. کندی در اجرای پروژهها، هزینه تمامشده آنها را افزایش میدهد و این برای اقتصادی که میخواهد وارد عرصه رقابت شود چندان زیبنده نیست. به گفته وزیر صنایع و معادن متوسط زمان اجرای پروژهها در استان خراسان رضوی- بهعنوان نمونه کشوری- از بیش از ۳۷ ماه به کمتر از ۲۷ ماه کاهش یافته است. پیامد این امر تسریع در روند صنعتی شدن کشور است، اتفاقی که میمون شمرده میشود.
نکته پایانی این گفتار توصیهای است به کسانی که خارج از دایره منافع ملی و تنها در چارچوب تفکرات اقتصادی و سیاسی خود در پی بیاعتنایی به روند توسعهای کشور هستند. اینان با تحلیلهای خود و زیر سوال بردن دستاوردها بجز تزریق روحیه یأس در مردم طرفی نخواهند بست، در حالی که در همه کشورهای جهان، همه گروههای سیاسی در یک نقطه اشتراک دارند: «منافع ملی و بهبود امنیت کشور» این امر باید به گرانیگاه بحثهای روز کشور تبدیل شود تا با ذکر موفقیتها، جوانه موفقیتهای دیگر سر برآورد زیرا هیچ چیز مثل موفقیت، موفقیت نمیآورد.