صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۳۷۰۲۵

اوباما پس از یک سال


سیامک باقری
یکسال پس از دوره ریاست جمهوری اوباما جا دارد که سیاست ها و اقدامات وی مورد ارزیابی و محک قرار بگیرد. رئیس جمهور آمریکا در دوران مبارزات انتخاباتی با شعار تغییر در همه موضوعات داخلی و رفتارهای خارجی آمریکا وارد صحنه شد و به جهت همین شعار هم توانست رأی مردم آمریکا را به دست آورد. بالطبع مردم آمریکا و جهانیان هم انتظار تغییراتی محسوس و بنیادی از سوی اوباما در عرصه های مختلف، به ویژه در حوزه روابط بین الملل و رفتارهای قبلی آمریکا در دوران بوش را می کشیدند. سیاست های خارجی آمریکا همواره تأثیر مهمی در نوع اقبال و ادبار مردم به یک کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا داشته است و از سوی دیگر تبلیغات و فعالیت های رسانه ها در این زمینه بی تأثیر نیست و نیز این که نظام سیاسی آمریکا یک نظام سیاسی دو قطبی است و مراکز بسیار قدرتمند و فراساختاری در آن وجود دارد و تنظیم کننده سیاست های بسیار کلان آمریکا می باشد و هر وقت آنها نیاز ببینند جهت تحول در حوزه سیاسی آمریکا اقداماتی را طراحی و انجام می دهند که منجر به پیروزی رئیس جمهوری باشد که بتواند منافع کلان آمریکا در روابط بین الملل را به پیش ببرد، شعار تغییر اوباما، در داخل آن کشور عمدتاً در دو حوزه کلان دور می زد. یکی در حوزه مسائل و مشکلات اقتصادی که اوباما تغییر و بهبود این مسائل را در شعار تغییر خود گنجانده بود و دیگری تغییر در مسائل و مشکلات اجتماعی لاینحل آمریکا، که مردم هم برای رفع این مشکلات به او رأی دادند. مسئله بعد در حوزه مسائل سیاست خارجی اوباما این گونه برداشت می شد که بحث تغییر یک بخش مهم آن در حوزه میلیتاریستی (نظامی گری) سیاست خارجی اوباما است که اوباما بنا دارد آن را دنبال کند و اساساً نگرش سخت افزاری نومحافظه کاران آمریکایی را از سطح سیاست خارجی و رفتار خارجی آمریکا، پاک نماید و نکته دیگر در شعار تغییر اوباما در حوزه بین الملل، بحث مناسبات آمریکا با جهان بوده که مناسبات یک جانبه گرایانه را مورد تغییر قرار خواهد داد و سیاست های چند جانبه گرایانه و دیپلماسی سازمانی را بیشتر مورد توجه قرار خواهد داد. یکی دیگر از مباحثی که در این حوزه بسیار مهم بود تغییر در مناسبات با ایران بود که به نظر می رسد که برداشتی که جهانیان از این شعار در حوزه روابط با ایران می کردند این بود که به نظر می رسد اوباما تغییرات محسوسی در ارتباط با ایران و متفاوت با آن چیزی که در دوره بوش اتفاق افتاد را به انجام می رساند، اما تا حالا که یک سال از دوران آن شعارها گذشته است، ارزیابی ها نشان می دهد که شعار تغییر اوباما نه تنها تغییری در سیاست های آمریکا ایجاد نکرده، بلکه احساس می شود که کار اوباما تقریباً اصلاح آن دیکته ای بوده که آقای بوش برای حوزه های داخلی و خارجی نوشته بود. تغییری در ماهیت و دگرگونی و تحول در دکترین کاخ سفید در حوزه های داخلی و بین المللی و همچنین در راهبردها و استراتژی ها و حتی تاکتیک ها و سیاست های کاخ سفید، نسبت به دوران قبل دیده نمی شود و می توان ادعا کرد که اوباما مسیری را دارد طی می کند که این مسیر تشدید شده پروژه های بوش و نومحافظه کاران در حوزه های مختلف، خصوصاً بین المللی است که مصادیقی هم دارد. به عنوان نمونه، اوباما در بحث تغییر خود، شعار کاهش ماهیت میلیتاریستی سیاست خارجی آمریکا را اعلام کرده بود و مصادیق آن را بازگشت نیروهای نظامی آمریکا از منطقه خاورمیانه بود، اما در عمل می بینیم که نه تنها برنگشته اند بلکه افزایش این نیروها را هم شاهد هستیم و این گسیل نیروها همچنان ادامه دارد و بلکه باز کردن جبهه های جدید نظامی را در خاورمیانه از سوی آمریکا را هم شاهدیم، مانند جبهه یمن و افزایش نیرو در افغانستان و حمله به پاکستان و حتی خارج از خاورمیانه مثلاً در کشور هائیتی .
این مطلب بیانگر افزایش نظامی گری در سیاست خارجی آمریکا است که خلاف شعار اوباما بوده است و کشته های این سربازان در دوران اوباما نسبت به دوره های قبل بسیار افزایش پیدا کرده است که گفته می شود حدود 50 درصد تلفات نظامیان آمریکا افزایش داشته است. در حوزه های دیگر هم شاهد عملکردی خلاف شعارهایی که اوباما داده بوده، نبز هستیم. از جمله در بحث مناسبات با کشورهای جهان ما شاهد دخالت های مضاعف دولت اوباما در کشورهای مختلف هستیم. دخالت آشکار در کشورهای آمریکای لاتین. مثل، دخالت در ونزوئلا، آرژانتین، کلمبیا، کوبا، بولیوی و... که به هیچ وجه تغییری نسبت به زمان دوران بوش پیدا نکرده و حتی حمایت آشکار از کودتاچیان در هندوراس را هم شاهد هستیم که نشان از حرکت اوباما و در همان مسیر گذشته را دارد. نکته بعدی در بحث ارزیابی سیاست های اوباما حمایت بی چون و چرای او از رژیم صهیونیستی است. او که در شعارهای خود به گونه ای القا می کرد که موضوع فلسطین را به صورت عادلانه حل خواهد کرد و این گونه القا شده بود که او در خاورمیانه یک تحول متفاوت را به انجام خواهد رساند، اما شاهد این بودیم که در طول یکسال ریاست جمهوری اوباما، کمک ها و حمایت های آمریکا در همه زمینه ها از رژیم صهیونیستی به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافت و فشارهای افزونتری به فلسطینیان را شاهد هستیم. حمایت از برنامه های غیرقانونی هسته ای رژیم صهیونیستی هم که در این دوران در مجامع بین المللی و آژانس انرژی هسته ای قابل ملاحظه است، مورد دیگری است که می توان به آن اشاره کرد که هیچ گونه تغییری در سیاست های اوباما نسبت به دوران بوش صورت نگرفته است. بحث اقدامات غیرقانونی و ایجاد زندان های مخوف و شکنجه گاههای مخوف و به اصطلاح قرون وسطایی است که علی رغم سردادن شعار تغییر توسط اوباما، نه تنها این زندان های غیرقانونی مثل گوآنتانامو را جمع نکرد که حتی در خود کشور آمریکا و در خارج از آن اقدام به تشدید این شکنجه ها نموده و آدم ربایی ها و زندان نمودن های غیرقانونی افراد را شدت بخشید. در همین ارتباط شاهد اقدامات غیرقانونی در دزدیدن شهروندان کشورهای مختلف ادامه پیدا کرد و هواپیماهای جاسوسی آمریکا هم در حریم هوایی سایر کشورها اقدامات خود را انجام دادند و باز شاهد محدودیت آزادی های مدنی در خود آمریکا بودیم. که شنودهای تلفنی و کنترل پیام ها و نامه های الکترونیکی و بازرسی های بدنی طولانی و زشت از این اقدامات است. نکته بعدی توسعه دادن به بحث اسلام هراسی است که به طور فوق العاده نسبت به دوران بوش توسعه داده شده است، به گونه ای که مسلمانان در سفر به آمریکا با توهین و تحقیر و محدودیت های مدنی زیادی روبه رو می شوند.
اما مهمترین بحثی که می توان در حوزه سیاست های اوباما در مسائل بین الملل مطرح نمود. در ارتباط با ایران است. شواهد و ادله اثبات می کند که تلاش های خصمانه صورت گرفته آمریکا در دوره اوباما نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه بسیار شدت پیدا کرده است. از جمله تشدید فعالیت های جاسوسی علیه ایران را که در این دوره شدت گرفت. دزدیدن شهروندان و دانشمندان هسته ای ایرانی و در دستور ترور قراردادن دانشمندان هسته ای ایران که صورت عملی به خود گرفت. تکرار ادبیات نظامی گرایانه آمریکا نسبت به ایران، دخالت ها و کارشکنی های آمریکا در زمینه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران. تشدید تحریم های اقتصادی علیه ایران علاوه بر تمدید تحریم های اقتصادی که در گذشته داشته اند. دخالت های آشکار اوباما و تیم او برای تغییر رژیم در ایران با حمایت های گسترده از آشوبگران پس از انتخابات ایران که کاملاً در مخالفت با شعار تغییر اوباما بوده است و حتی خروج منافقین از لیست تروریست ها به جهت افزایش حمایت های آشکار از این گروه برای دست یابی بهتر به دگرگونی در جمهوری اسلامی و دهها اقدام ضد ایرانی دیگر این ها گوشه هایی از مسائلی است که بیانگر این بحث می باشد که در دوره اوباما هیچ تغییری نسبت به استراتژی های سیاست خارجی وی نسبت به سایر روسای جمهوری آمریکا بوجود نیامده است. و اگر یک ارزیابی خلاصه ای را بخواهیم ارائه دهیم. در واقع اوباما روی دیگر سکه بوش هست. به عبارت دیگر نئومحافظه گران همچنان در لباس دموکرات ها در حال نقش آفرینی در جهان هستند و همان سیاست های استکباری و توسعه گرایانه را در نظام بین الملل دنبال می کنند. در حوزه داخلی هم اوباما نتوانست به موفقیتی دست پیدا کند و خیلی از شعارهایی که او در حوزه رفاه اجتماعی داده بود اصلاً محقق نشده و بحران مالی و اقتصادی آمریکا نه تنها بهبود نیافت که حتی بدتر از گذشته شد. این موارد و سایر سیاست‌های ناکارآمد اوباما در داخل و سیاست های استکباری وی باعث شده که محبوبیت اوباما در داخل آمریکا به طور چشم گیری کاهش پیدا کند و در نظرسنجی ها محبوبیت اوباما در واقع به زیر 50 درصد تنزل پیدا کرده که ادامه این روند، اوباما را در موقیعت بسیار شکننده و پرتگاه قرار خواهد داد که تاکنون هیچ رئیس جمهوری در آمریکا به آن دچار نشده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات