صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۳  ، 
کد خبر : ۱۳۷۰۷۱

رویکرد گفتمان اسلامی در فرهنگ ملی

مصطفی حسینی مقدمه: دستاوردهای انقلاب در زمینه های گوناگونی قابل پژوهش و بررسی است. اما با توجه به ماهیت دینی انقلاب اسلامی، آثار تربیتی و فکری آن بیش از همه اهمیت پیدا می کند. انقلاب اسلامی با رویکرد گفتمان اسلامی با قرائت شیعی، با بازگشت به حقایق فراموش شده فطری، دین را در منظر اندیشه بشری پررنگ و برجسته نمود، به طوری که گفتمان اسلامی انقلاب در دو سطح ملی و جهانی، فرهنگ ها و باورهای ارزشی تحت تأثیر خود قرار داد. لذا این گزارش سعی دارد تا رویکرد گفتمان اسلامی در انقلاب بر فرهنگ ملی را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.

انقلاب اسلامی ؛ کارکرد ارزشی در فرهنگ ملی
انقلاب اسلامی در حقیقت نوعی اندیشه بر مبنای جهان بینی معنوی و متفاوت با علم و تکنولوژی رایج بر پایه جهان بینی مادی را از مغرب تاریخ حقیقت و مشرق جغرافیای گیتی به طلوع کشاند و انسان، جهان، جامعه و تاریخ را با روی و نمای الهی موضوع فرهنگ، دانش و اندیشه قرار داد.
این انقلاب، تنها تحولی در جامعه و نظام سیاسی و اقتصادی آن نیست، بلکه دگرگونی در کیفیت حیات فردی، فرهنگی و اجتماعی، اصلی ترین شاخص انقلاب اسلامی است که با گشودن راه هدایت و ایجاد معرفت متعالی و راستین، صورت واقعی خود را می یابد و می بالد. امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نیز در این خصوص می فرماید: «این پیشرفتی که ملت ایران کرد، مرهون آن تغییری بود که در نفوس پیدا کرد... تا این تغییر حاصل نشده بود - تغییر نفسانی حاصل نشده بود - این قوم مورد تغییر واقعی که رفتن یک رژیم طاغوتی و آمدن یک رژیم اسلامی باشد، این معنی حاصل نمی شد.»
حجت الاسلام والمسلمین علی محمدی کارشناس مسائل اسلامی و فرهنگی در خصوص کارکرد دینی و ارزشی انقلاب در بعد فرهنگی معتقد است: اگر بخواهیم از این جهت، یعنی مسئله فرهنگی به تحولات پس از پیروزی انقلاب بنگریم، ضروری است که توجهی به پیش از انقلاب داشته باشیم. شاید بتوان گفت، از دلایلی که مردم ایران را به قیام و انقلاب وا داشت، شیوه و روش رژیم گذشته در تغییر ارزش های دینی بود که با ارزش های اصیل اسلامی فاصله داشت: برای نمونه می توان به سخت گیری بر روحانیون و نیروهای مذهبی، کشف حجاب، انتشار مفاسد اخلاقی و مواردی از این دست اشاره کرد. به همین دلیل، چون مردم ایران اعتقاداتی اسلامی و دینی داشتند و جامعه آن روز را از فرهنگ و هویت خویش دور می دیدند، در پی مقابله با آن برآمدند.
از آنجایی که جامعه ایران پیش از انقلاب، دچار یک نابسامانی در نظام ارزشی خود شده بودند که مردم علت را در نظام فرهنگی و عمل حاکمان سیاسی رژیم طاغوت مشاهده می کردند؛ پیروزی انقلاب اسلامی نشان داد که فرهنگ اسلامی، ریشه های عمیقی در درون ملت ایران دارد. محمدی می افزاید: در حقیقت این انقلاب برای تحقق و احیای دوباره اسلام در جامعه ایران آغاز شد و هدف اصلی آن، احیای فرهنگ معنوی اسلام بود.
همچنین شهید محمدباقر باهنر در این خصوص می نویسد: «در انقلاب اسلامی ما، انقلاب فرهنگی مطرح است و اگر انقلاب اقتصادی و انقلاب سیاسی است بر بنیان انقلاب فرهنگ است. ریشه انقلاب را دینی و فرهنگی می دانیم.»
به هر حال شکی نیست که انقلاب اسلامی ایران، بعد اسلامی فرهنگ و هویت اسلامی را برجسته نمود، اما سوال مطرح شده در اینجا این است که آیا این رویکرد به فرهنگ و هویت پس از اسلام (هویت اسلامی)، به معنی عدم توجه به فرهنگ پیشین یا هویت باستانی است؟ در پاسخ به این سوال حجت الاسلام والمسلمین دکتر پیروزمند از شورای عالی انقلاب فرهنگی می گوید: فرهنگ ملی بعد از انقلاب اسلامی دارای سه مولفه فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی می باشد. البته فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی با یکدیگر یک تلفیق مسالمت آمیز پیدا کرده اند، به ویژه بعد از انقلاب اسلامی، به طوری که نقطه تعارض و ستیزی بین فرهنگ ایرانی فرهنگ اسلامی نمی توان پیدا کرد. علت آن این است که فرهنگ اصیل ایرانی خودش یک فرهنگ توحیدی بود و ایرانیان باستان انسان هایی کافر نبوده اند، بلکه موحد هم بوده اند.
به همین دلیل سنت های ریشه دار ایرانی عموماً در ستیز با آموزه های اسلامی نبوده است. اگر هم وجود داشته باشد آن بخش خرافی و انحرافی بوده که در طول زمان در اثر تعامل با فرهنگ اسلامی به میزان زیادی حذف یا هضم شده است.
نقش گفتمان اسلامی در فرهنگ ملی
انقلاب اسلامی با بهره گیری از نظام ارزشی و اندیشه الهی بدیع توانست طی یک فرایند تاریخی، با وصل کردن خود به ریشه های تاریخی مشخص در حافظه قوی، به صورت بدیل و زنده در نظام فرهنگی و سیاسی جلوه نماید. لذا گفتمان و هویت انقلاب اسلامی همانند هویت پیش از انقلاب نه یکسونگر و نه اقتباس گرا بود، بلکه بر آموزه های گذشته در شکل نوین و بدیع استوار بود و برای تشخیص هویت خودش در جهان معاصر تلاش دارد.
هر چند در این خصوص، برخی پژوهشگران خواسته اند چنین وانمود کنند که انقلاب اسلامی با تأکید بر گفتمان اسلامی، به فرهنگ و هویت باستانی ایرانی خود بی توجهی می کند. از این رو خود این انقلاب، موجب گسست هویتی شد و به نوعی به بحران هویت دچارند. دراین زمینه حسین بشریه یکی از نظریه پردازان جبهه اصلاحات می گوید: «می توان گفت، به همان شیوه ای که دولت پهلوی آگاهانه دولت اسلامی را غیریت بخشید، جمهوری اسلامی ایران نیز هویت ایرانی را غیریت بخشید و با تحفیف هویت ایرانی و حملات غیر رسمی به فرهنگ قدیم ایران و مظاهر و نمادهای فرهنگ ایرانی، نظیر شاهنامه، به انکار بخشی از تمامیت وجودی ایرانیان می پرداخت. همچنین ما شاهد غیریت سازی از سوی دولت جمهوری اسلامی هستیم.»
در پاسخ به عقاید چنین نظریه پردازانی باید گفت که با مراجعه به فرهنگ و آداب و رسوم پس از انقلاب، این غیریت سازی یا تقابل به نحوی که فرهنگ و هویت انقلاب اسلامی هویت گذشته را مورد انکار قرار دهد، مشاهده نمی شود؛ برای مثال هنوز هم در تقویم تعطیلات رسمی، تعطیلات باستانی چون نوروز بیشتر از اعیاد مذهبی و اسلامی مورد توجه قرار گرفته و یا برگزاری همایش ها جهت بزرگداشت شعرا، ادبا و مشاهیر ایران باستان چون سعدی، حافظ و... گواهی بر این مدعا است.
دکتر پیروزمند از شورای عالی انقلاب فرهنگی در این رابطه معتقد است: پس از انقلاب اسلامی، میان فرهنگ اسلامی و فرهنگ ملی، تعامل، ترکیب، وحدت و یکپارچگی حاصل شده، به طوری که گفتمان اسلامی در فرهنگ ملی توانسته با فرهنگ غرب که داعیه جهانی سازی، تمدن سازی و جامعه پردازی دارد به تقابل بپردازد.
با این تفاسیر، نقش و تأثیر گفتمان اسلامی در ساختار بدنه فرهنگی و فرهنگ ملی نظام به خوبی روشن و واضح است. در این خصوص حجت الاسلام والمسلمین دکتر پیروزمند چنین اظهار می دارد: در دوره پیش از انقلاب، فرهنگ غربی در بدنه اجتماعی و فرهنگی ایران رسوخ کرده بود، به طوری که نمادهای فرهنگی غربی به طور علنی در بازار، مدرسه، دانشگاه، کتاب های درسی و علمی و حتی در نیروهای نظامی و انتظامی و در جای جای این کشور نفوذ کرده بود. انقلاب اسلامی با رویکرد گفتمان اسلامی یک نگرش نوینی را در فرهنگ ملی کشور ایجاد کرد، البته این نگرش نو تا بیاید و تبدل فرهنگی در کشور ایجاد بکند، زمان می برد.
دکتر پیروزمند در رابطه با نقش گفتمان اسلامی انقلاب در فرهنگ ملی می گوید:پس از انقلاب گفتمان اسلامی به تدریج توانسته برتری خود را در عرصه داخلی نسبت به فرهنگ غرب افزایش دهد و میزان تأثیرگذاری خود را در شکل گیری فرهنگ ملی ارتقا دهد. طی این دوران گفتمان اسلامی، علاوه بر اینکه سهم بسزایی در ترسیم فرهنگ ملی داشته در فرهنگ جهانی نیز حرف هایی برای گفتن داشته است.
جان مایه کلام در نزاع فرهنگی غرب و ایران اسلامی بر سر این موضوع بوده است که عقلانیتی که اداره این کشور را بر عهده می گیرد کدام عقلانیت است؟ عقلانیت مدرن و پست مدرن یا عقلانیت دینی؟
در عقلانیت مدرن و پست مدرن، اقتصاد سرمایه داری، تسامح و تساهل، تکثر فرهنگی و... وجود دارد، اما در عقلانیت دینی برخلاف تصور طرفداران عقلانیت مدرن که گفتمان اسلامی را بر نمی تابند و فکر می کنند که انقلاب اسلامی آمده و می خواهد ساختمان فرهنگی کشور را رنگ کند، باید گفت عقلانیت دینی براساس رویکرد گفتمان اسلامی انقلاب، به دنبال آن است تا جامعه را از لحاظ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی زیر و رو کند، به طوری که می توان انقلاب اسلامی را یک انقلاب فرهنگی نامید.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی می افزاید: انقلاب اسلامی با تبعیت از پیام انبیا، پیامبر خاتم (ص) و اولیا و ائمه معصومین (ع)، عقلانیت خود بنیان غرب را طرد و عقلانیت ارزشی را براساس آموزه های دینی جایگزین نموده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات