صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۵  ، 
کد خبر : ۱۳۷۴۳۲

جهانی شدن و پیامدهای آن


حسین احمدى‌سفیدان
جهانی شدن امری است که خیلی از صاحب نظران و متفکران در مورد آن به نظریه پردازی پرداخته اند. این امر از یک جهت نشانگر اهمیت این مسئله و از طرف دیگر بیانگر رضایت و خواست کشورهای صنعتی می باشد که به جهانی شدن خیلی بها داده اند و سرمایه گذاریهای کلانی صورت داده اند. جهانی شدن بیشتر از همه به نفع کشورهای امپریالیستی و شرکت های چند ملیتی است که تمام فعالیتهای اقتصادی و به تبع آن سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را در چنگ بگیرند و به کل دنیا حکومت کنند. یکی از اهدافی که برای جهانی شدن مطرح می کنند گسترش دموکراسی است در حالی که تا به حال جهانی شدن موجب تضعیف دموکراسی شده است. در نوشتار حاضر ابتدا رویکردهای مختلف جهانی شدن بیان می شود پس از آن با اتخاذ یکی از رویکردها به پیامدهای جهانی شدن به صورت گذرا اشاره خواهد شد.
1- رویکرد سنتی و مذهبی: رویکردی که غالباً از نگرشهای سنتی تر و مذهبی به جهانی شدن نگریسته می شود. در داخل این رویکرد از سه منظر می شود جهانی شدن را تحلیل کرد:1ـ آینده شناسی و غایت گرایانه، 2ـ استدلالی و کلاسی بینابینی هم به متون دینی برمی گردد و هم استدلالهای عقلانی، 3-فلسفه تاریخی، سرانجام تاریخ چه خواهد شد.
2- رویکردهای جامعه شناسانه: در این رویکرد چند نوع نظریه وجود دارد. 1/2- نظریه فرایندگرایانه واترز. 2/2- رویکرد سیبرنتیک با علم ارتباطات؛این رویکرد از سوی کاستلز در کتاب عصر اطلاعات جامعه شبکه ای ارائه شده است. 3/2- رویکرد نئومارکسیستی؛ نئومارکسیست ها با استخدام نظریه وابستگی یا نظریه نظام جهانی، سعی می کنند براساس منطق استشمار مرکز نسبت به پیرامون و فرایند غلبه شرکتهای چند ملیتی توضیح بدهند که در دنیا چه اتفاقی می افتد. شالوده این تحلیل ضد دیالکتیکی است.
4/2ـ رویکردهای مبتنی بر جنبشهای جدید اجتماعی؛ جنبشهای جدید اجتماعی هویت محور هستند.آلن تورن جامعه شناس فرانسوی از این نظریه استفاده کرده است.
5/2- رویکرد مبتنی بر فضای اجتماعی؛ یان آرت شولت در کتاب نگاهی موشکافانه بر پدیده جهانی شدن از این منظر به جامعه نگاه می کند و جهانی شدن را قلمروزدایی اجتماعی می داند.
6/2ـ رویکرد جامعه شناسی متأثر از چرخش پسامدرن؛ رویکرد جدیدی است، در این رویکرد، جهانی شدن با سیاست و فرهنگ پیوند خورده است.
3- رویکردهای جدید فرامدرن:1/3- رویکردهای گفتمانی و هرمنوتیک، هایدگری / دازاین
2/3- رویکرد جامعه گرایانه؛ جامعه گرایان انسانها را موقعیت مند می دانند و براساس آن به تحلیل جهانی شدن می پردازند.
با استفاده از رویکردهای فوق می شود نسبت بین جهانی شدن و مدرنیسم را در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیت تحلیل کرد. در اینجا با استفاده از رویکرد فضای اجتماعی، قلمروزدایی که یان آرت شولت مطرح کرده نسبت جهانی شدن و مدرنیسم بررسی خواهد شد. ابتدا لازم است که توضیحاتی در خصوص مدرنیته و جهانی شدن داده شود.
آنتونی گیدنز معتقد است که«برجسته ترین ویژگی و وجه تمایز دنیای ماقبل مدرن پیوند و انطباق زمان و فضا به واسطه مکان است. در چنین دنیایی هم زمان مکان مند است و هم فضا، بنابراین زمان و فضایی جدا از مکان معین متصور نیست. مکان مند بودن زمان و فضا اکثر فعالیت اجتماعی روزمره را نیز مکان مند می سازد. پس بر هم خوردن نظم سنتی زمان و فضا در واقع گسستی بنیادی بر تاریخ تحولات زندگی بشر و نقطه آغاز زندگی مدرن بود. گیدنز در شناسایی زمینه ها و چگونگی فروپاشی چنین نظمی، سه دسته از عناصر را مورد تأکید قرار می دهد:1- جدایی زمان و فضا، 2- بی بسترشدگی یا از جاکنده شدگی، 3- «رفلکسیویتی» یا بازاندیشی پایدار» در مورد جهانی شدن معانی مختلفی ذکر کرده اند: 1- بین المللی شدن، 2-جهان گستری، 3- آزادسازی، 4- غربی کردن یا نوگرایی، 5- قلمروزدایی . شولت خودش معنای پنجم را قبول دارد و براساس آن جهانی شدن را تحلیل می کند.
در مورد نسبت بین جهانی شدن و مدرنیته اختلاف وجود دارد. آنتونی گیدنز مدرنیته را پدیده ای ذاتاً جهانی می داند «مدنیت پدیده ای ذاتاً جهانی است و این قضیه در برخی از بنیادی ترین ویژگیهای نهادهای مدرن به ویژه از جاکندگی و بازاندیشی این نهادها، آشکار است.»
می توان سه عنصر جدایی زمان و فضا، بی بسترشدگی یا از جاکندگی و بازاندیشی پایدار را نقطه عزیمت گیدنز برای بحث از فرایند جهانی شدن دانست. «از دیدگاه او جهانی شدن و تجدد تفاوت ماهوی چندانی با یکدیگر ندارند و جهانی شدن در واقع گسترش ویژگیهای تجدد در قلمرو جهانی است.» البته این گسترش گریزناپذیر است چرا که سه پویش عمده نوسازی (جدایی زمان و فضا، بی بسترشدگی و رفلکسیویتی) ماهیتاً نیروهایی گسترش یابنده و عام ساز هستند. آنها شبکه های جهانی روابط(مانند نظام روابط بین الملل یا نظام جهانی مدرن سرمایه داری) را ممکن می سازند و در گسترش فاصله زمانی و فضایی روابط اجتماعی تأثیری بنیادی دارند. به بیان روشن تر، تجدد از آن رو گرایش به جهانی شدن دارد که عناصر مورد نظر خاصیت عام شوندگی و جهانگیری دارند. «گیدنز جهانی شدن را به عنوان تشدید روابط اجتماعی تعریف می کند.» وی جهانی شدن را اواخر مدرنیت می داند و معتقد است که جهانی شدن پدیده ای است که متأثر از مدرنیته می باشد. «مدرنیته ذاتاً پدیده ای جهانی است و پیامدهای بی ثبات کننده این پدیده در ترکیب با گردش خصلت بازاندیشانه آن، جهانی از رویدادها را می سازند که در آن، مخاطره و اتفاق کیفیت تازه ای را پیدا می کند.» رابرتسون معتقد است که جهانی شدن چونان یک مفهوم، معطوف است به فشردگی جهان و تشدید آگاهی از جهان به عنوان یک کل. ایشان می گوید با کاربرد واژه جهانی شدن به فرایندی کلی اشاره می کنم که به واسطه آن، همه مناطق و بخشها به طور فزاینده وابسته تر می شوند تا جایی که یک «مکان واحد» پدید می آید ما می توانیم حتی پیشتر رفته آن را یک «جامعه جهانی» بنامیم، البته نه تا جایی که از آن مفهوم، فروپاشی و ناپدیده شدن جوامع ملی را استنتاج کنیم.
با توجه به مطالبی که گفته شد. پژوهشگران در این موضوع هم عقیده اند که جهانی شدن جدا از جامعه جدید گسترش یافته است. البته تحلیلگران درباره جنبه های ویژه مدرنیته که موجب جهانی شدن می شود، اتفاق نظر ندارند. برای مثال مارکسیست ها تولید سرمایه داری نوین را عامل اصلی می دانند، در حالی که بسیاری از لیبرالها تکنولوژی صنعتی جدید را محرک اصلی تلقی می کنند. عده ای دیگر دانش عقل گرای نوین، یا حکومت دیوان سالار جدید را مورد توجه قرار می دهند. با وجود این، نظر اکثریت بر این است که جهانی شدن به هر طریق نتیجه نظام اجتماعی نوین است.
علاوه بر دیدگاههای فوق که گفته شد، عده ای هستند که جهانی شدن معادل مدرنیته را همگانی شدن نمی دانند. یان آرت شولت می گوید جهانی شدن معادل بین المللی شدن، آزادسازی، همگانی شدن یا مدرنیته نیست. شایان ذکر است که مفسرانی که تازگی و توان دگرگونی کننده جهانی شدن را رد می کنند تقریباً همواره این اصطلاح را با یکی از چهار نوع کاربرد زایدی که به آنها اشاره شد در هم می آمیزند.
در کل باید گفت که در مورد نسبت بین جهانی شدن و مدرنیته اختلاف وجود دارد. ولی با توجه به رویکرد تحلیلی که در اینجا انتخاب کردیم یعنی قلمروزدایی می شود گفت که مدرنیته زمینه ساز و پدیدآورنده فرایند جهانی شدن می باشد و جهانی شدن در تمام ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی متأثر از مدرنیته است. در این میان بعد اقتصادی جهانی شدن بر سایر ابعاد آن سایه افکنده و آن را تحت الشعاع قرار داده است. در حقیقت مدرنیته زمینه اقتصاد سرمایه داری و بین المللی را فراهم کرده و اقتصاد هم بعد جهانی به خود گرفته است. وقتی اقتصاد جهانی شد، این اقتصاد به تناسب خود فرهنگ و سیاست خاصی را می طلبد و کشورهایی که به اقتصاد جهانی می پیوندند به تناسب آن باید فرهنگ آن را نیز بپذیرند. برخی از تحلیلگران مانند هاروی البرو معتقدند که جهانی شدن بر ظهور عصر پسامدرن تأثیر گذاشته است. (هاروی، البرو) با استفاده از الگوی تحلیل قملروزدایی می شود گفت که جهانی شدن معاصر جایگاه ملیت را به عنوان چارچوب اصلی همبستگی جمعی، به طور بنیادی تضعیف نکرده، بلکه به سست شدن برخی از پیوندهای میان ملت ها و دولت ها کمک کرده است. همچنین رشد فضای فوق قلمرویی موجب تسهیل توسعه جوامع بی قلمرو گوناگون از جمله براساس طبقه، جنسیت، نژاد و مذهب شده است. گسترش روابط فراجهانی موجب تقویت و ظهور برخی پیوندهای جهان وطنی شده است و تماسهای گسترده میان فرهنگی در متن جهانی شدن هویت های دورگه را افزایش داده اند.
ظهور فوق قلمروگرایی موجب تقویت رشد دانش های ضد عقل گرایی مثل محیط زیست گرایی و پسامدرنیسم شده است.گسترش روابط فراجهانی موجب برخی دگرگونی ها در هستی شناسی، روش شناسی و زیبایی شناسی شده است.
وابستگی متقابل جهانی موجب عدم تمایل قابل توجه به جنگ شده است و حکومت جهانی امکان کنترل تسلیحات و حل و فصل تعارض ها را افزایش داده است. ولی تکنولوژیهای جهانی شدن توانایی های تخریب جنگ را افزایش داده است و جهانی شدن موجب تقویت خشونت در بافت احیای قومی و مذهبی شده است. مجاری فوق قلمرویی غیر رسمی (بازارهای جهانی، ارتباطات جهانی و جامعه مدنی جهانی) گاهی موجب تقویت ولی اغلب باعث تضعیف دموکراسی شده اند.
جهانی شدن هر چند که به دنبال گسترش دموکراسی است ولی در عمل باعث تضعیف آن شده است و کشورهای صنعتی و پیشرفته، به دنبال گسترش سلطه و نفوذ خود در کشورهای فقیر هستند. جهانی شدن عاملی شده است برای از بین بردن استقلال و اقتدار کشورهای جهان سومی و از این طریق ضربه جبران ناپذیری به آن کشورها وارد می کنند. وقتی که در آمریکا که مدعی و مبتکر جهانی شدن است بحران مالی بوجود می آید این بحران به کشورهای دیگر سرایت می کند و بیش از آمریکا به آن کشورها ضربه می زند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات