صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۳۷۴۳۶
آشنایی با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (6)

احزاب سیاسی ایران (بخش چهل و چهارم)


م. سعیدی
با استعفای عناصر کارکشته طیف چپ و کناره گیری عناصر باسابقه طیف راست به علت پیوستن به سپاه پاسداران، دوران جدیدی که حکایت از رکود فعالیتهای گسترده سازمان دارد آغاز می شود، حرکتی که سرانجام به انحلال سازمان می انجامد.
شرایط حاکم بر جنگ - که آن را در رأس امر قرار می دهد - عامل مهم دیگری است که معدود افراد باقی مانده در سازمان نیز رهسپار جبهه شوند و بدین ترتیب سازمان با کمبود نیرو روبه رو شود.
در این دوره اقدامات سازمان از تشکیل کلاسهای عقیدتی - سیاسی و صدور بیانیه به مناسبتهای مختلف فراتر نمی رود. تشکیل جلساتی با عنوان «حکومت اسلامی در دوران غیبت» توسط آیت الله محمد یزدی که مباحث آن با عنوان «ولایت فقیه یا حکومت اسلامی در عصر غیبت» منتشر گردید و انتشار کتاب «شیخ فضل الله نوری پاسدار خط فقاهت در جنبش مشروطیت» نمونه ای از اقدامات سازمان در این سالهاست.
در این دوره خط مشی سازمان نیز تغییر می یابد و به طور رسمی از فاز نظامی خارج می شود. در این باره در بیانیه 124 (7/6/62) آمده است:
«متذکر می شویم:
الف: سازمان، برخلاف گذشته، «نیمه مخفی، نیمه علنی» نبوده و در شرایط حاضر به صورت علنی فعالیت می نماید.
ب: اقتدار پرشکوه نظام مقدس جمهوری اسلامی و مصونیت آن از هرگونه تعرض نظامی(داخلی و خارجی) به خصوص بعد از فرمان تاریخی امام خمینی (مدظله العالی) در مورد عدم عضویت افراد احزاب و گروهها در نهادهای نظامی و انتظامی، ضرورت دارا بودن بعد نظامی را برای سازمان منتفی ساخته است. از این رو سازمان برخلاف گذشته فاقد بعد نظامی بوده و تنها یک تشکیلات عقیدتی - سیاسی معتقد به اسلام فقاهت است.
ج: از مورخه( 1/9/61 ) به بعد اطلاعیه ها، بیانیه ها، نشریات سازمان به دلیل منتفی بودن بعد نظامی بدون آرم منتشر می گردد.»
مواضع سیاسی - اقتصادی سازمان نیز که در برخی موارد در مخالفت با دیدگاههای حاکم بر دولت بود، قابل توجه است. مواضعی که سازمان را در انفعال قرار داده و بیش از پیش کار را بر متولیان آن تنگ می کند. جناح مقابل نیز که هیئت دولت و رسانه های عمومی را در اختیار دارد با موضعگیری اقدام به تضعیف چهره سازمان می نماید.
مسایل مذکور به همراه اختلافات مشابه ایجاد شده در حزب جمهوری (که به دودستگی و انحلال حزب انجامید) و جامعه روحانیت مبارز تهران (که سرانجام در سال 1366 به انشعاب مجمع روحانیون ختم شد) موجب گردید تا نگاهی بدبینانه نسبت به عملکرد احزاب و گروههای سیاسی بر افکار عمومی سایه افکند و جامعه به این باور رسد که گروهها جز ایجاد اختلاف و تنش در مقطع حساس جنگ - که وحدت بیش از هر زمان دیگر مورد نیاز است - کاری ندارند. در این شرایط حضرت امام(ره) تصمیم می گیرند تا نماینده خود از سازمان را بردارند و این مطلب به اطلاع آقای راستی می رسد. اعضای سازمان نیز این نظر امام را به معنای مخالفت حضرت امام با ادامه کار سازمان دانسته و آقای راستی طی نامه ای خطاب به حضرت امام ضمن استعفا، خواستار انحلال سازمان می شود؛ درخواستی که مورد قبول حضرت امام واقع می گردد. متن استعفا که در مهر ماه سال 65 نوشته شده بدین شرح است:
«بسمه تعالی - محضر مقدس رهبر کبیر انقلاب، بزرگ مرجع اسلام حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ادام الله ظله علی رئوس المسلمین)
با کمال احترام معروض می دارد با اینکه در اطاعت از امر مکرر حضرت امام نسبت به نمایندگی در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بحمدالله تاکنون انجام وظیفه شده است و لطف خداوند با توجه به نقطه نظرهای مبارک، خطر ضعف هایی که ممکن بود از جانب منحرفین ایجاد شود بر طرف شده است، ولی با اشتغالات درسی در حوزه و اطاعت از دیگر اوامر حضرت مستطاب عالی، فرصت لازم برای ادامه نمایندگی آن حضرت در سازمان مذکور نیست، استدعای استعفا دارم. ضمناً چون در پیروی از فرمایشات حضرتعالی عده ای از اعضای محترم سازمان به جبهه رفته اند و عده ای عازم هستند، استدعای انحلال دارند. از خداوند منان صحت و طول عمر آن بزرگوار را مسئلت دارم.
24 محرم الحرام 1407 - حسین راستی کاشانی »
حضرت امام چنین پاسخ می دهند:
«جناب حجت الاسلام آقای راستی - دامت افاضاته - با خصوصیات علمی و عملی و اخلاقی خوبی که در جناب عالی است، امید است چون گذشته به تربیت افراد صالحی برای اسلام و جمهوری اسلامی اشتغال داشته و موفق باشید، با استعفای جناب عالی و درخواست انحلال سازمان موافقت می نمایم. از خداوند تعالی توفیق همگان را برای خدمت به اسلام و مسلمین خواهانم.
والسلام علیکم و رحمه الله - 29 محرم الحرام 1407 - روح الله الموسوی الخمینی»
عبارت «... خطر ضعف هایی که ممکن بود از جانب منحرفین ایجاد شود بر طرف شده است» در نامه آقای راستی و پاسخ حضرت امام، خود موجب شبهه ای دیگر در جامعه شد و واکنش طیف چپ را به همراه داشت. بهزاد نبوی در همان ایام نامه ای به حضرت امام نوشت که در زیر می خوانید:
«بسم الله الرحمن الرحیم - محضر مقدس حضرت امام خمینی (مدظله العالی )
بعد از سلام و آرزوی طول عمر و سلامتی آن رهبر بزرگوار، عطف به استعفانامه اخیر حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای راستی کاشانی از نمایندگی جناب عالی در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و پاسخ آن حضرت که در جراید منتشر گردید، به استحضار می رساند از آنجا که متن استعفانامه همراه با پاسخ حضرت عالی که در واقع موافقت با استعفا بوده منتشر گردیده است و نامبرده در متن مزبور علاوه بر طرح استعفا مسایل دیگری نیز مطرح کرده بودند که مغرضین پاسخ آن حضرت را تائید تمامی مطالب استعفانامه مزبور تلقی می نمایند، از حضور مبارک استدعا دارد برای جلوگیری از هر نوع القای شبهه و سوء استفاده، در صورتی که مصلحت بدانید به نحو مقتضی و یا حتی در ذیل همین عریضه اعلام نظر فرمایید.
ملتمس دعا - بهزاد نبوی - 16/7/65»
پاسخ حضرت امام به این نامه پایان بخش ماجرای سازمان است:
«بسمه تعالی - جناب آقای بهزاد نبوی
اینجانب فقط با استعفای آقای راستی و انحلال سازمان مذکور موافقت نمودم و با مطالب دیگری که در استعفانامه بود به هیچ وجه موافقت نکردم.
روح الله الموسوی الخمینی - 17/7/65»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات