منشأ مشروعیت نظام سیاسی
در بررسی این پرسش از منظر شیخ، دیدگاه وی درباره منشأ قدرت و مشروعیت دستورهای پیامبر اکرم (ص) و امامان را ذکر می کنیم که معتقد است: «پیامبر از سوی خداوند عزوجل ثابت الطاعه است و لذا نیازی به بیعت یا اختیار و انتخاب از سوی دیگران ندارد» و اطاعت از او بر همه واجب است.
پس از پیامبر اکرم (ص) نیز فقط ائمه مشروعیت و استحقاق امامت و ریاست بر امت اسلامی را دارند و تنها ایشان حجت خداوند در میان مردم محسوب می شوند. ائمه نیز از سوی خداوند متعال و به نص الهی امامت و ریاست یافته اند و تنها اطاعت از ایشان در ردیف اطاعت از خدا و رسول خداست. بنابراین خاستگاه مشروعیت امامان بعد از پیامبر نیز نص الهی بوده نه انتخاب یا اختیار از سوی مردم، که از این طریق امامت محقق نمی گردد. شیخ مفید برای اثبات الهی بودن منشأ مشروعیت امام به دلایل زیر استناد می کند:
1- امام باید از عصیان و خطا معصوم باشد و ریاست فرد غیر معصوم بر مردم به دلایلی چون غفلت از حق و حقیقت و نیازمندی به تنبه، وجوب انکار امام غیر معصوم که خود منجر به عدم اطاعت پذیری از سوی مردم و ترک امر به معروف و نهی از منکر می شود و امکان دخل و تصرف فرد غیر معصوم در شرع، فاسد است.
2- امام باید عالم به جمیع علوم دین و حکم همه موضوعات مورد نیاز امت باشد وگر نه خود محتاج امام می شود و تسلسل باطل لازم می آید.
3- امام باید افضل از همه مردم عصر خود باشد، زیرا مقدم داشتن مفضول بر فاضل و انسان ناقص بر کامل خلاف حکم عقل و شرع است.
4- امام باید شجاع ترین، زاهدترین، صالح ترین، بصیرترین و حکیم ترین شخص در سیاست و تدبیر مردم باشد.
البته این مطالب بدان معنا نیست که از نظر شیخ، ریاست سلطان عادل نیازمند رضایت و مقبولیت مردم نباشد، زیرا همچنان که شیخ از امام صادق (ع) روایت کرده، امامت یک قوم بدون رضایت ایشان هرگز مطلوب نبوده و نیست.
ولایت فقها و شرایط و اختیارات ولی فقیه
به اعتقاد شیخ مفید در المقنعه، مطلوب ترین نظام سیاسی در عصر غیبت، نظام مبتنی بر ریاست حاکمان فقیه و عادل و مأذون از سوی امام عصر (عج) است. از این رو در اینجا به بررسی اصل ولایت و شرایط و اختیارات ولی فقیه و چگونگی روابط متقابل مردم و ایشان از منظر شیخ مفید می پردازیم.
از تعبیرات شیخ مفید بر می آید که وی ولایت فقیه را نیز در ادامه سلطان عادل (امام معصوم (ع)) دانسته و در دایره مفهوم عام «سلطان اسلام» قرار داده است. از این رو زمانی که از سلطان اسلام و گستره مسئولیت ها و اختیارات او سخن می گوید، به گونه ای مفهوم سلطان را تفسیر می کند که مجموعه اختیارات سلطان عادل به فقیه صاحب رأی و عقل و فضل تفویض می گردد. شیخ مفید در باب وصیت نیز با عبارتی عام فقهای شیعه را در همه اموری که امام (ع) صاحب اختیار است، دارای ولایت دانسته و در المقنعه می نویسد: «زمانی که سلطان عادل حضور نداشته باشد، فقهای عادل، ذوی الرأی، عاقل و فاضل شیعه متولی آنچه ایشان در آن ولایت دارند، هستند.»
شیخ مفید در آثار خود فقهایی را دارای ولایت می داند که از شرایط خاصی برخوردار باشند. ازجمله این شرایط می توان به دو شرط اساسی فقاهت و عدالت و نیز شرایط دیگری چون مأمون بودن، صاحب عقل و رأی و افضل بودن اشاره کرد. البته مقصود وی از عقل و رأی، روشن بینی، تدبیر و زیرکی خاص رهبری امت است.
در خصوص دامنه اختیارات ولی فقیه نیز شیخ مفید به دو طریق در آثارش به آن اشاره کرده است، یکی از طریق مواردی که شیخ در آنها به اختیارات فقهای شیعه تصریح کرده است که بیشتر در کتاب المقنعه و دیگر در الاشراف به آنها اشاره می کند و این قبیل موارد که به صراحت جزء اختیارات ولی فقیه در عصر غیبت محسوب می شود عبارتند از: اقامه حدود و تعزیرات، دریافت و جمع آوری زکات، اقامه نمازجمعه و جماعات، قضاوت و داوری در میان مردم و اجرای وصیت کسی که وصی او مرده است.
و طریق دیگر استفاده از کلیت و عمومیت اشارات، عبارات و استدلالات شیخ مفید در خصوص صاحب اختیار بودن فقهای شیعه مانند سلطان اسلام (امام) است. از این طریق هم می توان مواردی مانند، سرپرستی ایتام و محجورین، نظارت بر اجرای امر به معروف و نهی از منکر، اجبار محتکر به فروش کالای احتکار شده، ولایت بر زنی که شوهر او غایب شده و نظارت و نگهداری از اموال و اشخاص گمشده (لقیط) را به موارد فوق در فهرست اختیارات ولی فقیه اضافه کرد.
و در آخر در خصوص تعامل حاکمان و مردم، شیخ مفید مطابق با احادیثی از پیامبر (ص) مبنی بر برادری بین مومنان، به رابطه ای دو سویه میان حاکمان و مردم معتقد است و برای هر کدام حقوق و وظایفی در قبال دیگری قائل است. برخی از این حقوق و وظایف در آثار وی عبارتند از: تأمین مصالح دینی و دنیوی مردم، رعایت عدالت و اجتناب از زورگویی به مردم، امام شناسی، فرمانبری و خیرخواهی و نصیحت حاکمان. شیخ مفید با اغتنام از فرصت پیش آمده به دلیل شرایط سیاسی و فرهنگی خاص عصر خویش، درحوزه اندیشه سیاسی شیعی نوآوری های زیادی مبتنی بر تفسیر عقلانی از اندیشه امامت به وجود آورد و اندیشه سیاسی حاکم را به چالش کشید و میراث گرانقدری به یادگار گذاشت.