قرنهاست که اندیشمندان و متفکران در پى پاسخگویى به این سوال بنیادین هستند که «فرهنگ چیست؟» از متون فلسفى و مذهبى باستان گرفته تا حوزه مطالعاتى شاخههاى جدید علوم انسانى نشانههایى از این دغدغه همیشگى یافت مىشود که آدمى همواره در پى شناخت آن کلیتى بوده که ارزشها، آداب و سنن و زبان مشترک را در برمىگرفته و هویت معنوى و وجه ممیزه حیات اجتماعى ملتها را مشخص مىکرده است. گرچه این تلاش فکرى در تاریخ اندیشه اجتماعى انسان سابقهاى دیرینه دارد ولیکن در دهههاى اخیر بیش از پیش در کانون توجه قرار گرفته است. در کشور ما نیز بسیارى از مباحث جاری، چه در حوزه اقتصاد و چه در حوزه سیاست، رنگى فرهنگى پیدا کرده و بخش فرهنگ از یکسو تحت تاثیر تحولاتى چون رشد اقتصادى یا توسعه اجتماعى و از سوى دیگر به دلیل دگرگونىهاى درونى آن همچون افزایش تولید و مصرف و یا تفکیک اجتماعى درون فرهنگ و ... وضعیت متفاوتى پیدا کرده است. بر این مجموعه باید گسترش ارتباطات را نیز افزود که مفهوم مرزهاى فرهنگى را دگرگون مىکند. چنین تحولاتی، مقوله فرهنگ را به صورتى روزافزون بسط مىدهد و از درون همین گسترش است که مسائل تازهاى پیش روى جامعه و دست اندرکاران فرهنگى قرار مىگیرد...
انقلاب اسلامى ایران در سال 1357 بیش از هر چیزى متکى بر شاخصهاى فرهنگى و ارزشى جامعه به پیروزى رسید و اصولا دغدغههاى حقیقى و اولویتهاى حیاتى آن در حوزه مباحث فرهنگى خلاصه مىشدند. هر چند ارزش و اهمیت پیشرفتها و دستاوردهایى چون انرژى هستهای، سلول هاى بنیادین و پیشرفتهاى پزشکی، خودکفایى نظامى و ... غیر قابل انکار است و اینها خود، مقدمه برخى کارهاى بزرگ و خطیر در کشور هستند و تعالى یک جامعه را رقم مىزنند اما مسئله اصلى انقلاب اسلامى چیز دیگرى بوده است. انقلاب اسلامى و آرمانهاى پیشروان نهضت ملت مسلمان ایران، مبتنى بر استقرار یک جامعه تمام عیار مبتنى بر آموزههاى شریعت اسلام و آنگاه دستیابى به کارآمدى همه جانبه و پایدار در سایر زمینهها بوده که در این بین مباحث فرهنگى و زیر شاخههاى آن بسیار تعیین کننده بودهاند.
در یک ارزیابى کلان، مىتوان گفت مهمترین و کلیدىترین مقولهاى که رهبر فرزانه انقلاب طى سالهاى زعامت خویش مورد اشاره و تذکر جدى قرار دادهاند مقوله فرهنگ بوده است. در اوایل دهه 70 و در اوج فعالیتهاى رسانهاى و تبلیغاتى غرب علیه ایران اسلامی، از «تهاجم فرهنگی» و آنگاه با تعبیر «شبیخون فرهنگی» یاد کردند. طى چند سال اخیر هم از جنگ نرم فرهنگى و یا «ناتوى فرهنگی» دشمن سخن به میان آوردهاند و اخیرا هم در دیدار با هیئت دولت، نسبت به مظلومیت فرهنگ هشدار دادهاند. در سلسله مقالاتى که ارائه خواهد شد تلاش مىکنیم به سوالات ذیل پاسخ دهیم:
1- فرهنگ چیست؟ فرهنگ عمومى داراى چه عناصر و اجزائى است؟
2- چه اتفاقاتى روى داده و چه عواملى باعث شدهاند که امروز رهبرى نظام از لزوم زدودن غبار مظلومیت از چهره فرهنگ سخن بگویند؟
3- در نقطه مطلوب براى فرهنگ اسلامى ایرانی، چه شاخصها و مولفههایى متصور است؟
همچنین در این سلسله نوشتار، 2 فرضیه اصلى خواهیم داشت:
1- نهادها و دستگاههاى متولى فرهنگ در کشور در روند فعالیتها و سیاستگذارىهاى خود دچار تداخل، تعارض، موازىکارى و ... در انجام وظایف و رسالتهاى خود مىشوند.
2- دولت در بودجهریزى و اختصاص بودجه براى حوزههاى فرهنگى یا کم توجهى مىکند یا بودجه اختصاص داده شده با دقت و هدفگذارى صحیح هزینه نمىشود. یعنى هزینهها و کارهاى صورت گرفته، اثربخشى ندارند. در قسمت بعدى ضمن بررسى مقوله فرهنگ از ابعاد گوناگون، به سوالات اصلى پاسخ خواهیم داد و در مقام اثبات در فرضیه، استنادات و شواهد متعددى ارائه خواهیم داد. این مقالات را دنبال کنید .