فرقهگرایی مقدمه انحرافات اجتماعی
نگاهی به تاریخ معاصر ایران، نشان می دهد که جامعه ایران همواره از ناحیه فرقه ها و گروه های مذهبی نما مانند بابیگری، عرفان کاذب یا صوفی گری مورد تهدید قرار گرفته است. از آنجایی که جمهوری اسلامی ایران براساس آموزه های دینی شکل گرفته و اداره می شود، این موضوع سبب شده تا دشمنان اسلام و خصوصاً صهیونیسم با نفوذ در بین گروه ها و فرقه های مذهبی و یا حتی تأسیس فرقه های منحرف مذهبی در راستای اهداف خود، نظام را با چالش دینی، امنیتی و سیاسی مواجه سازند. در این رابطه «خلیل آقاخانی»، کارشناس مسایل دینی و فرهنگی معتقد است: فرقه گرایی مقدمه ای بر انحرافات اجتماعی است چرا که رفتار انحراف افراد فرقه گرا،متعصب و تجزیه طلبانه است و آنان بر خلاف حرکت جامعه درصدد تشکیل فرقه، گروه و دسته ای جدا از هنجارهای پذیرفته شده جامعه هستند. انحراف مذهبی و فرقه گرایی در واقع یکی از موانع اساسی تحقق امنیت ملی، یعنی حفاظت از ارزش های بنیادی و حیاتی نظام دینی است که بر حسب شرایط اجتماعی، انحرافات مذهبی در جامعه ارزشی و دینی به عنوان تهدید، آسیب پذیری و یا هر دو تلقی می شود، اما آنچه مسلم است انحراف مذهبی به خصوص فرقه گرایی در جامعه دینی به عنوان سلب کننده امنیت اخلاقی و دینی و کاهش دهنده اقتدار معنوی، از یکسری عوامل اجتماعی درونی و بیرونی در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نظیر فرآیند توسعه سیاسی و اقتصادی و انقلاب اطلاعاتی تأثیر می پذیرد. بنابراین، فرقه گرایی در جهان معاصر با استفاده از ابزار و فناوری اطلاعات که در حال گسترش است، درصدد مقابله با اندیشه های ناب و اصیل اسلامی می باشد.
آیت الله شهید مرتضی مطهری معتقد بود: طرز تفکر مسلمین در عصر حاضر درباره اسلام آسیب دیده است... ما اگر بخواهیم این طرز تفکر را بررسی کنیم باید مثل طبیبی که بیمار را بررسی می کند، بررسی کنیم.
عرفانهای کاذب، ریشه اباحی گری
حجت الاسلام والمسلمین «حسینعلی رحمتی» پژوهشگر فلسفه و کلام در این خصوص اظهار می دارد: بخشی از معارف اسلامی مربوط به حوزه عرفان است و یکی از ابعاد وجودی پیشوایان دینی هم بعد عرفانی آنها بوده است، که در این باره تردیدی وجود ندارد.همچنین این موضوع هم روشن می کند که از بدو پیدایش تمدن اسلامی همواره عارفان مسلمانی بوده اند که در عرصه عملی و نظری یا هر دو فعال بوده اند. از طرفی دیگر وجود نحله های تصوف و افراد اهل تصوف در ایران هم سابقه دیرینه ای دارد که نشان می دهد در کشور ما محیط و شرایط گرایش به تصوف وجود داشته است، اما آنچه که در جامعه امروز ایجاب می کند که این مسئله مورد توجه و آسیب شناسی قرار گیرد، پیامدها و تبعات ناگواری است که از رهگذر پیدایش و گسترش عرفان های کاذب و عرفان نمایی ها، دامنگیر مکتب، فرد و جامعه می شود. رحتمی درخصوص پیامدهای عرفان های کاذب در جامعه معتقد است: مخدوش شدن چهره عرفان اصیل دینی و حتی ایجاد بدبینی به خود دین، ایجاد روحیه انزواطلبی و جامعه گریزی در افراد و دور کردن آنها از انجام وظایف و تعهدات فردی و اجتماعی ، تشویق و ترغیب افراد به انجام افعال خلاف شرع، عقل یا عرف و همچنین بی توجهی به دستورات و مناسک شرعی، یا ارتکاب اعمال و رفتار خلاف اخلاق، از هم پاشیدن کانون خانواده و ایجاد نزاع و درگیری بین افراد و اقوام، اختلال در نظم جامعه، میدان یافتن افراد شیاد و فریبکار، ایجاد یأس، انفعال و سرخوردگی در جامعه از پیامدهای این عرفان نمایی ها است.
در همین رابطه شهید سید مرتضی آوینی درخصوص عرفان های کاذب و شیطانی اعتقاد دارد: آنچه که این جن زدگان به نام عرفان می خوانند، هیچ نیست جز سخت ترین مراتب اغوای شیطان و سفری نفسانی تا آسمان دروغین وارونه ای که از انعکاس آمال موهوم در سراب سحر و فتنه شیطان معنا گرفته است. اینان مصداق اتم این آیات هستند که در آخر سوره «شورا» آمده است: «آیا خبرتان کنم که شیاطین بر که فرود می آیند؟ بر دروغ پرداز گناهکار ( شیاطین) گوش به ابنای غیب می سپارند، اما بیش تر دروغ می بافند و ازشعرا جز اغواشدگان تبعیت نمی کنند،آیا نمی نگری که چگونه در هر برهوتی سرگردانند و می گویند آنچه را که به آن عمل نمی کنند؟»
همان طور که ملاحظه شد عرفان های کاذب و تصوف، منشأ انحرافات و کشف و شهود شیطانی است.
این فرقه ها با تبلیغ مسئله تساهل و تسامح و همچنین گسترش ادعای جدایی دین از سیاست، اباحی گری را در جامعه ارزشی و اعتقادی توسعه می دهند، مراسم سما و آواز و غنا ، عرفان تحت «تأثیر مواد افیونی و مخدر»،آسیب های اخلاقی و حتی انحرافات جنسی و فاصله گرفتن از شریعت نیز از اندیشه های انحرافی این فرقه ها است که جز مقاصد سیاسی و سودجویانه رهبران این فرقه ها چیزی نیست.
مصادیق انحرافات مذهبی و فکری
امروزه دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی با ناامید شدن از حربه های نظامی جهت مقابله با ایران اسلامی، با ایجاد خطوط جدید انحرافی در زمینه های دینی، مذهبی و فرهنگی در کشور در ضدیت با نظام گام برداشته است. این فرهنگ به صورت هدفمند، ارزش ها و اندیشه ها و باورهای اصیل اسلامی را نشانه گرفته است، بطوریکه غرب و صهیونیسم بین الملل با ترویج تساهل و تسامح و تکثرگرایی فرهنگی، به رشد این فرهنگ وارداتی کمک کرده است.
در این راستا درخصوص ماهیت چنین فرهنگی، «محمد حمیدیان» ، کارشناس انحرافات دینی معتقد است: این فرهنگ عمدتاً از سوی مدعیان دروغین و با حمایت غرب در جامعه تسری پیدا می کند.عمده ادعاهای مطرح شده از سوی چنین مدعیانی، دیدن خواب ( خواب نما شدن) ، ادعای الوهیت و ربوبیت، پیامبری، امام زمان و نایب امام زمان بودن، آشنایی با علوم ماوراء الطبیعه، درمان بیماری ها و مواردی از این قبیل است. آمارها نشان می دهد این افراد بیشتر خانم هستند که به راحتی تحت تأثیر القائات پوچ مدعیان قرار می گیرند. در این مقوله گاه به ادعاهایی برمی خوریم که در طول تاریخ ادیان مختلف چنین ادعاهایی مطرح نبوده است. برای نمونه یکی از این مدعیان به صراحت در سخنرانی های خود می گوید: جز من و حضرت خضر (ع) ، هیچ کس دیگر اجازه ورود به ملکوت را ندارد و کسی وجود ندارد که مقام او همانند مقام من باشد و کسی را توان پشت سر من آمدن نیست و اگر کسی بخواهد با من به ملکوت سیر کند، مجنون خواهد شد.
حمیدیان درخصوص اهداف و روش های این فرقه ها می گوید: گاه این اهداف، شخصی و گاه نیز فرهنگی و سیاسی است.
در اهداف شخصی بیشتر خودنمایی، خودبینی، تأثیرگذاری و در اذهان و حتی به نوعی فخرفروشی به دیگران را شاهد هستیم. در بعد فرهنگی، سیاسی و تشکیلاتی هم مدعیان قصد مقابله با دین و نظام را دارند. به هر حال مدعیانی که تشکیلاتی فعالیت می کنند، به طور قطع از ابزارهای لازم نیز بهره می برند، مانند اینترنت، وبلاگ، فیلم، نمایش، کتاب، کلیپ ها و حتی آگهی های تجاری و ... سعی در زمینه سازی افکار و اندیشه های جامعه برای سوق دادن به سمت و سوی خواسته های خود را دارند، به طوری که رد پای مدعیان و فرقه های آنها را علاوه بر فرهنگ، در ورزش مانند باشگاه های هنری و رزمی هم مشاهده می کنیم و در برخی از اوقات نیز طریقت و عرفان های کاذب از سوی این افراد جایگزین مذهب و اعمال شرع شده است. برای نمونه شاهد هستیم امروزه فلسفه اپیکوریسم توسط این افراد در ذهن جوان ها به عنوان فلسفه و هنر زیستن، زندگی و هنر خود را نمایان کرده است و چنین القا می کنند که نباید به معاد فکر کرد، زیرا اندیشه در خصوص معاد، تأثیر منفی از خود باقی می گذارد و مردم دچار افسردگی خواهند شد.
محمد حمیدیان می افزاید: این مدعیان با رمالی، کف بینی، ارائه طلسم و ادعیه غیر ماثوره و استفاده از اشیایی مانند نعل اسب، مهره مار ، عاج فیل و ... با استفاده از علم حروف و اعداد و استفاده از موکل (اجنه) که در دین جایگاهی ندارند، سعی در کلاهبرداری از مردم دارند.
«رضا کریمی»، کارشناس مسایل اجتماعی درخصوص روش های این فرقه ها و مدعیان چنین اظهار می دارد: بررسی ها نشان می دهد در حال حاضر دو روش از سوی مدعیان وجود دارد؛ یکی روش فردی و یکی روش تشکیلاتی. در روش های فردی کسی که مدعی است یک به یک مرید جذب می کند، اما در روش های گروهی با چارت تشکیلاتی برای جذب مرید اقدام می کنند و ابتدا یک عضو را به عنوان سر کرده فرقه انتخاب می کنند و او را صاحب کرامات و ارتباط با اولیا معرفی می کنند و مریدان جذب شده هم همواره او را در پشت پرده مشاهده می کنند و شرایطی را ایجاد می کنند تا همه تحت تأثیر قرار گیرند.
آثار مخرب خرافهگرایی
ترویج و گسترش خرافه گرایی به عنوان یک پدیده اجتماعی، علاوه بر اینکه ارزش ها و اعتقادات دینی یک جامعه را در معرض تهدید و چالش قرار می دهد، از طرفی سبب سطحی نگری در فرهنگ عمومی و نهادهای آن در اجتماع می شود.
در این خصوص رهبر معظم انقلاب می فرمایند:« با تنبلی، بی حالتی، اظهار ذلت، ضعف و ناتوانی و پایبندی به خرافات و بی اعتنایی به ارزش های والای اسلامی نمی توان یک کشور را بر طبق خواسته خداوند و فرهنگ قرآنی تجدید بنا کرد.»
از دیگر آثار و پیامدهای مخرب خرافه گرایی و فرقه گرایی در جامعه می توان ترویج اعمال و رفتارهای غیراخلاقی، هنجارشکنی، تضعیف اعمال و تعهدات شرعی و قانونی، ترویج بی عفتی، انحرافات جنسی، تخریب موضع خانواده، به چالش افتادن و اعتقادات و ارزش های دینی و فرهنگی و... را نام برد.