صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۳۸۵۶۳
آشنایی با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (7)

احزاب سیاسی ایران (بخش چهل و پنجم)


م. سعیدی
در روزهای بعد از پایان یافتن هشت سال دفاع مقدس و مدتی بعد از ارتحال حضرت امام(ره)، انقلاب اسلامی در مرحله نوینی از مراحل خود قرار گرفت و مسئله سازندگی و توسعه در صدر برنامه ها مورد توجه مسئولان نظام واقع شد. در این تغییر وضعیت همه جانبه به نظر می رسید که فرصتی هم برای ایجاد تحولاتی در فضای سیاسی کشور فراهم شده باشد. هرچند تجربه اختلافات و انشعابات تلخ احزاب و گروههای سیاسی در دهه شصت، آغاز تحولاتی در این عرصه را برای فعال سیاسی تنگ می نمود و آنان را وا می داشت تا جانب احتیاط را نگه دارند، ولیکن اعضای موسس سازمان جدید که از تجربیات سیاسی لازم برخوردار بوده و از نوعی پشتکار و سماجت در فعالیت سیاسی بهره می جستند، در این بین پیشگام شده تا با راه اندازی تشکلی سیاسی، فعالیت رسمی و تشکیلاتی خود را در دوران سازندگی آغاز نمایند.
محمد سلامتی، دبیرکل سازمان فضای سیاسی آن روز را چنین توصیف می کند:«در سال 70 که می خواستیم سازمان را تشکیل دهیم، فقط دوستان خودمان اعلام آمادگی کردند. در آن زمان می خواستیم یک حزب گسترده تر تشکیل بدهیم، اما هیچ کسی اعلام آمادگی نمی کرد. ما با بسیاری از شخصیت های کشور صحبت کردیم؛ مثلاً من با آقای هاشمی رفسنجانی صحبت کردم؛ ایشان می گفت که تشکیل حزب خوب است، اما شما تشکیل دهید، ما حمایت می کنیم. با آقای کروبی، آقای عبایی خراسانی، آقای هادی خامنه ای و حتی رده های پایین تر صحبت کردیم. بعضاً می گفتند کار خوبی است، اما ما فقط حمایت می کنیم. بعضاً هم می گفتند که شرایط مناسب نیست.»
این اقدام از سوی کسانی شکل گرفت که روزگاری در «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» فعالیت داشته و در سال 1361 به خاطر اختلافات پیش آمده از سازمان استعفا داده بودند. این افراد در این فاصله (از سال 61 تا 70) توانسته بودند به نحوی ارتباطات خود را حفظ کرده بر مدار همگرایی فکری - سیاسی حرکت نمایند. محسن آرمین از اعضای این محفل در این رابطه می گوید: «ما ارتباط دوستانه خودمان را حفظ کردیم و هر هفته یا دوهفته یکبار دور هم جمع می شدیم، اخبار را رد و بدل و اوضاع و شرایط را تحلیل می کردیم. مدتها به همین شکل سپری شد، یعنی از سال 61 تا 70 که شروع مجدد فعالیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود.»
بهزاد نبوی نیز در گفت وگو با «رادیو گفتگو» تداوم کار گروهی خود را چنین بیان می دارد: « ما از سال 61 تا 1370 بطور منظم جلسات هفتگی داشتیم. مستعفیان سازمان قبلی که البته گروه فعالشان به قول برادر حجاریان همان فولکس واگن معروف بودند، جلسات هفتگی 5 ساعته روزهای دوشنبه 5 تا 10 شب در منازل دوستان برگزار می کردند و به بررسی اوضاع و احوال کشور و به تجزیه و تحلیل مسائل و تحولات می پرداختند.»
همچنین اعضای برجسته این سازمان از آنجا که از لحاظ سیاسی همسو با دولت میرحسین موسوی بودند در این ایام در قوه مجریه فعالیت داشته و پستهای متنوعی را اشغال کرده بودند. پست وزارت «مشاور در امور اجرایی» که از زمان دولت شهید رجایی برعهده بهزاد نبوی بود در دولت مهندس موسوی نیز ادامه یافت تا اینکه در 10 خرداد 1361 به وزارت «صنایع سنگین» نقل مکان نمود و تا سال 1368 در آن جایگاه ماند. مهندس سلامتی نیز در سالهای 62 تا 67 معاونت فرهنگی و امور مجلس وزارت کار و امور اجتماعی را برعهده داشت.
سرانجام سازمانی با نام «مجاهدین انقلاب اسلامی ایران» توسط این گروه شکل گرفت و در 11 مهر ماه 1370 مجوز فعالیت خود را از وزارت کشور کسب نمود که با سازمان منحل شده در سال 1365 تنها یک کلمه «ایران» در نام تفاوت داشت. علت چنین نامگذاری توسط دبیرکل آن چنین عنوان شده است:
« نام سازمان را به این لحاظ حفظ کردیم (البته با اضافه کردن «ایران» به انتهای آن)، چون سازمان قبلی خدمات ارزنده ای را انجام داده بود، نمی خواستیم آن خدمات به دست فراموشی سپرده شود.»
درباره تلاش مشهود و معنادار اعضای سازمان برای انتصاب سازمان جدید به سازمان قدیم که در انتخاب نام سازمان نیز بطور کامل قابل مشاهده است، ذکر این نکته قابل توجه است که بی شک اعضای سازمان از این مطلب آگاه بودند که انتخاب نامی مشابه می تواند این مطلب را به جامعه القا کند که این سازمان همان سازمان پیشین بوده که دوباره فعالیت سیاسی خود را آغاز نموده است و با توجه به اینکه سازمان اولیه همواره به عنوان بازویی برای انقلاب محسوب می شده و اقدامات مهمی برای حفظ و تثبیت انقلاب در کارنامه درخشان خود دارد، این انتصاب سازمان جدید به سازمان قدیم نوعی پشتوانه سازی برای عمل سیاسی امروز بوده و سازمان را از نوعی اصالت و پیشینه تاریخی برخوردار خواهد نمود. تیزبینی ماهرانه ای که در عمل نیز توانسته این موضوع را به مخاطب القا نموده و در نظر اذهان عمومی این خلط تاریخی مشاهده می شود. در حالی که این امر از حقیقت تاریخی برخوردار نبوده و اعضای شکل دهنده سازمان جدید تنها بخشی از سازمان قدیم بودند که نمی توان تمام سوابق پیشین سازمان را برای ایشان ثبت نمود و سازمان را ادامه دهنده همان سازمان قبلی دانست، همچنین دو سازمان از تفاوتهای جوهری و عرضی برخوردارند که به آن اشاره خواهد شد.
در واقع باید گفت هرچند این نامگذاری موجب گردید تا «خدمات سازمان پیشین به دست فراموشی سپرده نشود» ولیکن بیش از آن، این «خدمات» سازمان پیشین بود که به کمک سازمان جدید آمد تا بتواند با پشتوانه گذشته، سازمان جدید و نهال نوپا را درخت تناوری معرفی نماید که از مشروعیت و وزن لازم برای تأثیرگذاری در مسایل مهم سیاسی جامعه برخوردار است. ادعایی که بهزاد نبوی نیز بدان چنین اعتراف می کند: « پسوند ایران را گذاشتیم که نام، نام جدید باشد، در ضمن هر کسی این نام را می شنود بداند پیشینه این سازمان به کجا برمی گردد و شجره نامه ما مشخص باشد.»
از ویژگیهای مهم سازمان جدید که در جناح بندیهای سیاسی کشور جزء طیف چپ قرار می گیرد این است که در تقسیم بندی احزاب سیاسی مشابهت بیشتری به «احزاب کادر» دارد تا «احزاب عام»، زیرا مجموعه بسته و محدود است که در عضوگیری سختگیری داشته و بیشتر اعضای آن از بین نخبگان سیاسی - فرهنگی عضوگیری شده اند تا افراد عادی. همچنین از مکانیزمهایی برخوردار است که نسبتاً از ورود افراد متنوع در کادر اصلی و شورای مرکزی ممانعت می نماید. در واقع استفاده از عنوان «سازمان» به جای «حزب» به نوعی نشان از این سختگیری در گسترش و عضوگیری تشکیلاتی دارد که محمد سلامتی بدان اشاره می کند: «البته خصوصیت حزب و سازمان متفاوت است. سازمان از حزب برای عضوگیری سخت گیرتر است.»
اسامی زیر نیز به عنوان اعضای هیأت موسس سازمان جدید معرفی شدند: 1- محسن آرمین، 2- حسین صادقی، 3- محمد سلامتی، 4- فیض الله عرب سرخی، 5- پرویز قدیانی.
نبود نام بهزاد نبوی در بین هیأت موسس نیز قابل توجه است. فردی که به نظر می رسد بیشترین تأثیر را در تصمیم گیری های سازمان داشته ولیکن ترجیح می دهد بیشتر در پشت پرده نقش آفرین باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات