درحالى که افراد ى مانند”ابومازن” و” ملک عبدالله” به هیزم کشان آتش طرح صلح خاورمیانه تبدیل شدهاند و “تونى بلر” درکمیته کوارتت تلاش گستردهاى راجهت حذف حماس از معادلات سیاسى فلسطین انجام مىدهد هنوز یک مسئله ذهن عموسام و عروسکهاى خیمه شببازى وى را آزار مىدهد! آیا کنفرانس صلح خاورمیانه کارآمد خواهد بود؟ پاسخ این سوال را مىتوان در قالب سه فاکتور عینى بیان نمود:
1- بافت فعلى خاورمیانه را مىتوان به “بافتى درحال گذار” تعبیر نمود. مطابق این تعبیر زیرساختها وگسلهاى سیاسى منطقه به سوى چینش وباز تعریفى دوباره پیش مىروند. مطابق این باز تعریف که سرعت آن پس از پیروزى حزبالله درجنگ 33 روزه شدت گرفته است ،عوامل، مهرهها،مصادیق، دستورات وراهکارهایى که به نوعى به مصدر امپریالیسم نوین وابسته هستند فضاى تنفسى درخاورمیانه نخواهند داشت. به عبارت دیگر ،هرآنکه بخواهدخود را درتقابل با اسلامگرایى وبیدارى ملتهاى منطقه قرار دهد محکوم به شکست خواهدبود. حال ممکن است واشنگتن واتحادیه اروپا مطالبات خود از خاورمیانه امروز را در بستهبندىهایى مزین به رنگ ولعاب دموکراسى غربى ارائه نمایند، اما ملاک ارزیابى دولتهاى آگاه وملل بیدار خاورمیانه از این طرحها ماهیت ومحتواى آنهاست.
2- نسل جدید همراهان واشنگتن درمنطقه اعرابى هستند که دو خصلت متناقض “انزواگرایی”و “عملگرایی” به گونهاى مخدوش ونامتوازن درچهره سیاسى آنها ترکیب شده است.بر این اساس “نزدیکى به واشنگتن “ همان اندازه آنها را فریفته مىسازد که “ترس از ملتها” آنها راهراسان !درطول دهههاى اخیر اعراب طرفدار آمریکا هیچگاه نتوانستهاند خود را به عنوان یک “جزء” ازکل خاورمیانه تعریف کنند. از اینرو راهبرد واستراتژى جایى در این کشورها ندارد. درجریان جنگ 33روزه حزبالله و رژیم اشغالگر قدس شاهد بودیم که فرزند حسنى مبارک مجبور شد به نمایندگى از پدر خود حمایت ظاهرى خود را از مقاومت اسلامى لبنان اعلام کند. که وى این اقدام را متعاقب فشار ملت مصر انجام داد. در اردن نیز پادشاه این کشور تحت فشار افکار عمومى حمایت خود را از حزبالله اعلام کرد. از اینرو “مهرههاى واشنگتن” دیگر حکم بازیگران اصلى منطقه را ندارند. مطابق این حقیقت بلاانکار طرح صلح خاورمیانهاى که بخواهد با ضمانت اجرایى افرادى مانند ملک عبدالله و ابومازن تصویب شود حکم ورق پارهاى بىارزش را دارد که جاى آن در زبالهدان شوراى امنیت سازمان ملل متحد خواهد بود.
3- “ملت فلسطین” از سال 1948 میلادى تا کنون تحت تاثیر عواملى مانند دخالت امپریالیسم، فشارهاى اسرائیل ،حضور سیاستمداران خودفروخته در تشکیلات خودگردان، کارشکنى برخى دولتهاى منطقه و... موفق به تعیین حق سرنوشت وحاکمیت خود نشدهاند. دکتر احمدىنژاد رئیس جمهور کشورمان در دانشگاه کلمبیا برحق تعیین سرنوشت فلسطین از سوى فلسطینیان صحه گذاشت. نکتهاى که مانور در حول آن کارآمدى کنفرانس صلح خاورمیانه را به خیالى باطل تبدیل خواهد ساخت.
ملت فلسطین هیچگاه نمىتواند علقه خود نسبت به حماس و مقاومت اسلامى راتحت تاثیر تهدیدهاى اخیر ملکه جنگ آمریکا ومجامع صهیونیستى از دست بدهد. این قاعدهاى است که تاریخ فلسطین آن را اثبات نموده است. “اسماعیل هنیه” و “خالد مشعل” همچنان محبوبترین سیاستمداران ورهبران فلسطین محسوب مىشوند. این در حالى است که سازشکاران “فتح” از سوى ملت فلسطین طرد شده وسرنوشتى سخت در انتظار آنهاست.سرنوشتى که سرانجام ابومازن را به سبب خیانتهایش درحق آرمان فلسطین به زمین خفت خواهد افکند.