روزنامه الحیات چاپ لندن در تاریخ 29/9/2007 در مقالهاى به قلم آقاى حازم صاغیه با استناد به سخنرانى دکتر احمدىنژاد در دانشگاه کلمبیا به طرز ناشیانهاى سعى نموده است تا این اظهارات را مغایر با مواضع قبلى ایشان قلمداد نموده و برداشتهاى نادرست خود را به ایشان منتسب نمایند.
لذا لازم است جهت تنویر افکار عمومى مطالب زیر مورد توجه قرار گیرد.
رئیس جمهورى اسلامى ایران در ارتباط با هولوکاست نه اظهارات قبلى خود را رد نمود و نه بر وجود هولوکاست صحه گذاشت. ایشان که در یک مکان علمى سخنرانى مىنمود با توجه به جایگاه شایسته تحقیق در مراکز علمى و دانشگاهی، این نکته را مورد تاکید قرار داد که اگر فرض بر وقوع هولوکاست نیز باشد، چرا مانع از تحقیق در این زمینه و اطلاع جامعه جهانى از واقعیات امر مىشوند. ظاهرا مخالفین اظهارات رئیس جمهور منطق قوى براى اثبات یک موضوع تاریخى ندارند و با هوچىگرى سعى مىکنند تا مانع از بررسى واقعیت موضوع شوند که در هر صورت انگشت اتهام نه به روى احمدىنژاد که به سمت آنان نشانه رفته است. روزنامه الحیات نیز چنانچه در پى کشف تناقضات موجود پیرامون مواضع اعلامى مقامات جمهورى اسلامى ایران در ارتباط با موضوع هولوکاست است، از این راه طرفى نخواهد بست. این روزنامه چنانچه صداقت دارد علت عدم موافقت با کنکاش و بررسى پیرامون را مورد نقد و بررسى قرار دهد تا سیه روى شود هر که در او غش باشد.
در خصوص حادثه 11 سپتامبر، شخصیتهاى مستقل آمریکایى تاکنون دهها فیلم و گزارش مستند و تحلیلى منتشر کردهاند که همگى موید دست داشتن دولت آمریکا در این حادثه ناگوار بوده است.
رئیس جمهورى اسلامى ایران با استناد به گزارشات و تحلیلهاى به عمل آمده معتقد است اراده عملیاتى با این حجم و وسعت نمىتوانست در چارچوب تفکرات گروهى قرار گیرد. لذا این دولت آمریکا است که به دلیل عدم ارائه پاسخ صحیح به افکار عمومى دنیا مبنى بر عدم دخالت آنان در این حادثه تاسف بار در معرض اتهام قرار گرفته است. اگر غیر از این بود، چرا دولت آمریکا مانع تحقیق گروهها، سازمانها و اشخاص مستقل درخصوص این حادثه مىشود. آیا 11 سپتامبر، هولوکاست دیگرى است که کسى حق بررسى پیرامون آن را ندارد!؟
در خصوص اظهارات احمدىنژاد مبنى بر اینکه همجنس باز در ایران وجود ندارد، باید گفت: غرب در ارتباط با موضوع همجنسگرایان دچار سقوط اخلاقى و ارزشى چندشآور شده است به گونهاى که در برخى از کشورهاى غربى حتى ازدواج آنان با یکدیگر رسمیت یافته است. جمهورى اسلامى ایران به لحاظ عرف، دین، اخلاق و قانون اساسى همجنسبازى به مفهومى که در غرب از این پدیده و رفتارها و ناهنجارىهاى آن وجود دارد، را به رسمیت نمىشناسد اما اینکه برخى رفتارهاى نابهنجار در سایر جوامع نیز وجود داشته باشد، امرى محال تلقى نمىشود. سوال خبرنگار از احمدىنژاد وجود همجنس بازى به مفهوم و معنى آنچه در غرب وجود دارد، بود که ایشان موضوع را صرفا از ناحیه نابهنجارى اجتماعى مورد توجه قرار دادند.
الحیات در بخش دیگرى از مقاله مقام ریاست جمهورى دکتر احمدىنژاد را زیر سوال مىبرد. نویسنده این روزنامه به تبع بسیارى دیگر از هم کیشان خود ابتدا باید اصول و آداب دموکراسى را یاد بگیرد و بعد متوجه این نکته گردد که ریاست جمهورى از سوى کسى به ایشان واگذار نشده و احمدىنژاد در فرآیند یک انتخابات دموکراتیک (چیزى که در بسیارى از کشورهاى منطقه وجود ندارد) و با راى قاطبه ملت ایران به این سمت نایل آمده است. مشکل نویسنده و عدم شناخت و ناآگاهى وى از موضوع و مفهوم دموکراسى علت اصلى ناراحتى وى از انتخاب مردم ایران بوده است. نویسنده در ادامه تناقض نامه خود، دکتر احمدىنژاد را فاقد اطلاع از دیپلماسی، عرف سیاسى و قوانین بینالمللى مىداند. اینکه یک استاد دانشگاه داراى تحصیلات عالى اطلاع از مفاهیم فوق نداشته باشد، منطق و استدلال ضعیف نویسنده و پیش داورى و گمانه زنى خاص به دور از شان و رفتار خبرنگارى را مىرساند، ضمن اینکه باید گفت در ایران کنونی، حتى بچههاى دبستانى نیز به دلیل پویایى جامعه، با قواعد و مفاهیم سیاسى آشنایى کافى دارند و این موضوع را در اشکال و جاهاى مختلف ثابت کردهاند.
البته مقاله نویس الحیات ناچار به اعتراف بزرگى مىشود که خود سند محکمى بر باطل بودن اباطیل وى است. اعتراف الحیات به اینکه احمدىنژاد نزد مردم کشورهاى عربى و بسیارى دیگر از نقاط جهان محبوبیت دارد، بر کسى پوشیده نیست. آیا نویسنده از خود پرسیده است که چگونه مىشود مردم دنیا به فردى علاقه و ارادت داشته باشند که به زعم وى داراى برخى مواضع خاص است؟ آیا آنها در انتخاب خود دچار مشکل شدهاند یا نویسندگانى از قبیل مقاله نویس الحیات دچار مشکل هستند آیا این قبیل افراد مصداق اشاره قرآنى “صم بکم عمى فهم لا یرجعون” نیستند؟