
بصیرت: براین اساس این رسانه ها با تنوعبخشی به سوژه های خبری و تبلیغی خود در این راستا گام برداشتند و تنها در چند گزارش و گفتگو آنهم در ساعتهای اولیه 24 ساعت گذشته سوژه عبدالمالک ریگی را بازتاب ومورد تحلیل و بررسی قرار دادند.
این رویکرد رسانههای بیگانه ناشی از شکست تلاشهای اولیه تبلیغاتی آنها برای به چالش کشیدن اظهارات مقامات جمهوری اسلامی ایران به ویژه اظهارات وزیر اطلاعات درباره چگونگی دستگیری عبدالمالک ریگی است (پس از تایید نحوه دستگیری ریگی از سوی مسئولان سازمان هواپیمایی قرقیزستان)، کوشیده است با برجسته کردن برخی موضوعات دیگر به نوعی این شکست و ناکامی خود را لاپوشانی و به نوعی آن از ذهنیت افکار عمومی دور نمایند.
رسانه های بیگانه "هفتمین اجلاس مجلس خبرگان رهبری"، "وضعیت برخی بازداشت شدگان پس از انتخابات" و "مناقشه هستهای ایران وغرب" را به عنوان سوژه های اصلی خود برگزیده و برمبنای این سوژهها به فضاسازی درباره جمهوری اسلامی ایران پرداختند.
در یکی از این موارد تبلیغاتی رسانههای بیگانه هفتمین اجلاس خبرگان رهبری و بیانیه پایانی آن را بازتاب وتحلیل نمودند. در این راستا رسانه های بیگانه که به نوعی از روند این اجلاس و به ویژه بیانیه پایانی آن دچار سرخوردگی شده تلاش کردند جایگاه مجلس خبرگان رهبری در ساختار جمهوری اسلامی ایران را به چالش بکشند و به نوعی در میان افکار عمومی، مجلس خبرگان را مجلسی کم اهمیت القاء نمایند از این منظر ادعا شده است که بیانیه پایانی مجلس خبرگان رهبری برخلاف انتظار افکار عمومی بوده است!
رسانه های بیگانه سپس در هجمه نسبتاً گسترده ای موضوع هسته ای ایران را مورد توجه قرار دادند براین اساس سفر آقای لاریجانی به ژاپن، اظهارات وزیر خارجه روسیه در قبال تحویل سامانه دفاع ضدموشکی اس 300 و همینطور بحث تشدید تحریم ها علیه ایران را بهانه قرار دادند و کوشیدند این گزاره را القاء نمایند که ایران در مسیر دوراهی؛ "پذیرش پیشنهاد مبادله اورانیوم" یا "تشدید تحریم ها" قرار دارد؛ این رویکرد رسانه ای بیگانه درحالی است که به زعم خود این رسانه ها چین همچنان بر موضع خود در قبال رویکرد تهدیدی و تحریمی غرب تاکید دارد و روسیه نیز اذعان کرده که مخالف اعمال تحریم های به اصطلاح "فلج کننده" علیه ایران است. براین اساس بوده که مجدداً طبل حمله نظامی غرب و رژیم صهیونیستی علیه ایران در صورت موفق نبودن رویکرد تحریمی (همراه نشدن روسیه و چین) به صدا درآمده، رویکردی که به نظر می رسد هدف اصلی آن متقاعد نمودن مسکو و پکن برای تشدید تحریم ها علیه تهران است.
نکته اول :
برگزاری هفتمین اجلاس مجلس خبرگان رهبری و حمایت اعضای نمایندگان این مجلس از مقام معظم رهبری و تجدید بیعت اعضای خبرگان با معظم له در بیانیه پایانی، موجب عصبانیت محافل رسانه ای بیگانه شده است. این رسانه ها که قبل از برگزاری اجلاس این دوره مجلس خبرگان به دلیل تحولات و اعتراض های انتخاباتی، هفتمین دوره اجلاس خبرگان رهبری را صحنه تقابل و رویارویی حامیان ومنتقدان وضع موجود القاء می نمودند در پی برآورده نشدن این خواسته و انتظار تبلیغاتیشان در رویکردی منفعلانه از سویی جایگاه مجلس خبرگان رهبری در ساختار حکومتی ایران را به چالش می کشند و از سوی دیگر تلاش میکنند به نوعی از این مجلس در میان افکار عمومی اعتبارزدایی نمایند .
نکته دوم:
دستگیری سرکرده گروهک ریگی که از سوی آمریکا و برخی کشورهای منطقه تغذیه مالی، نظامی و اطلاعاتی می شده، محافل رسانهای وسیاسی غرب را به واکنش واداشته است این محافل بیگانه از سویی مخدوشسازی توان نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران را پیگیری میکنند و از سوی دیگر در راستای مبراسازی غرب در حمایت از ریگی میکوشند.
از این منظر از سویی درباره چگونگی (زمان و مکان) دستگیری این تروریست شبههافکنی و ابهام آفرینی می شود و ادعا میگردد که اظهارات مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی ایران در این باره تناقض آمیز است و از سوی دیگر با بهره گیری از شگرد تبلیغی " فرار به جلو"، ضمن رد اتهام حمایت غرب به ویژه آمریکا و انگلیس از گروهک تروریستی ریگی، از این اقدام امنیتی و اطلاعاتی ایران استقبال میشود وحتی از آن به عنوان "پیروزی بزرگی در مبارزه با تروریسم" یاد می گردد و اعلام کرده اندکه دستگیری ریگی توسط ایران "ضربهای محکم" به تروریسم بوده است.
این رویکرد دوگانه و دووجهی محافل رسانهای و سیاسی غرب که به نوعی ناشی از نگرانیهای آنها درباره اعترافات احتمالی عبدالمالک ریگی در خصوص نقش سرویس های اطلاعاتی و امنیتی غرب و برخی کشورهای منطقه در فعالیت های تروریستی این گروهک در ایران است، به نوعی می کوشد تبعات و پیامدهای چنین روند احتمالی خنثی نمایند به این معنا که محافل غربی (رسانه ای و سیاسی) پیشاپیش تلاش می کنند اعترافات احتمالی ریگی درباره حامیان مالی، نظامی و اطلاعاتی خود (غربی ها و برخی کشورهای منطقه) را کماهمیت جلوه دهند از این منظر ضمن رد اتهام حمایت از ریگی، از بازداشت وی استقبال نموده و در تاییدی مصلحتی، "همراهی وهمسویی" را در این زمینه در پیش گرفته و ناچار به ستایش این اقدام ایران در مبارزه با تروریسم شدهاند.
نکته سوم :
نامه جمهوری اسلامی ایران خطاب به مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره تامین سوخت مورد نیاز راکتور تحقیقاتی تهران که به نوعی گوشزد کردن وظایف این نهاد بین المللی در قبال اعضای ان پی تی است، با واکنش محافل رسانهای و سیاسی غرب مواجه شده است. این واکنش محافل غربی که به نظر میرسد در راستای نگهداشتن تهران در موضع "انفعال وپاسخگویی" یا به تعبیری دیگر "به حاشیهراندن خواسته حقوقی تهران" در این زمینه است، همچنان ضرورت اعتمادسازی از سوی ایران در این باره را پیگیری می کنند و میکوشند از این طریق تهران را به پذیرش طرح مبادله اورانیوم مورد نظر غربی ها متقاعد نمایند براین اساس در برابر این خواسته حقوقی ایران، ترجیع بند تکراری: "زمان برای ایران محدود است" و "گزینه نظامی روی میز است" در دستور کار تبلیغی محافل غربی قرار گرفت.
از این منظر در فضای رسانه ای بیگانه به موازات طرح این ادعا که نامه ایران به آژانس بین المللی انرژی اتمی حاوی موضوع تازه ای نیست، رویکرد دو سویه " تهدید به تحریم و حمله نظامی" از سوی محافل رسانه ای، سیاسی و نظامی آمریکا در دستور کار قرار می گیرد و تلاش می شود از این ابزار به نوعی تهران را به پذیرش پیشنهاد مبادله اورانیوم وادار نمایند براین اساس ادعا می شود: " ایران با ادامه چنین روشی و شانه خالی کردن از بار مسئولیت ها باید پذیرایی عواقب اش هم باشد در هر صورت اوضاع تاکنون به این منوال پیشرفته است و ابراز نظرهای ما (سخنگوی کاخسفید)، روس ها و دیگران را شنیده اید که زمان وصبر در حال اتمام است!!"
در واقع در فضای رسانهای بیگانه و ادبیات مقامات غربی، "پذیرش پیشنهاد مبادله اورانیوم" به عنوان تنها راه پیش روی تهران در راستای اعتمادسازی در زمینه هستهای و حل این مناقشه القاء می شود وفضاسازی میگردد در صورت امتناع تهران از پذیرش پیشنهاد، تشدید تحریم ها علیه آن اجتناب ناپذیر است؛ رویکردی که به نظر میرسد با تداوم مخالفت چین با رویکرد تهدیدی و تحریمی غرب و همینطور اعلام مخالفت روسیه با اعمال تحریم های "فلج کننده" علیه ایران موجب شده که برای چندمین بار تهدیدات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان ابزاری برای متقاعد کردن پکن و مسکو به تشدید تحریمها علیه تهران در دستور کار رسانه ای بیگانه قرار گیرد از این منظر فضاسازی می شود: "بسیاری از مردم اسرائیل به برنامه هستهای ایران به چشم مسئله مرگ و زندگی مینگرند نه تهدیدی ناراحت کننده و بعید و از این رو ممکن است دست به حمله ای پیشگیرانه بزنند و با عملیات انتقامی از جانب ایران روبرو شوند!"
نکته چهارم:
"بازداشت گسترده" و" آزاد نمودن قطره چکانی"؛ رویکردی است که رسانههای بیگانه براساس آن برای وخیم القاء کردن نحوه برخورد با فعالان سیاسی و مدنی در ایرانِ پس از انتخابات به فضاسازی میپردازند.
در این راستا همچنین تلاش میشود نقض آزادی بیان ومطبوعات وهمینطور نقض حقوق بشر القاء شود از این منظر در فضای رسانه ای بیگانه ادعا می شود که برخی از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی بازداشت شده از حقوق شهروندی خود محروم هستند و آن گونه که سایت های نزدیک به جنبش سبز خبر میدهند که از وضعیت تعدادی از روزنامه نگاران بازداشت شده خبری در دست نیست!!
در چنین فضایی بیانیه گزارشگران بدون مرز در محکومیت حمله به پیام فضلی نژاد نویسنده روزنامه کیهان مورد توجه بیگانه قرار میگیرد و در اینباره ضمن تردیدافکنی و شبهه افکنی درباره چگونگی سوءقصد به نامبرده (فضاسازی درباره "همزمانی" سوء قصد به جان فضلی نژاد با دادگاه مدیر مسئول روزنامه کیهان) ادعا می گردد "ماجرای انتشار خبر مربوط به پیام فضلی نژاد در حالی مطرح می شود که در حال حاضر بنا بر آمار گزارشگران بدون مرز دستکم 65 روزنامه نگار همچنان در ایران زندانی هستند و بیشتر از شصت روزنامه نگار نیز مجبور به ترک کشور شده اند!!"