صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۷  ، 
کد خبر : ۱۳۹۵۷۸
آشنایی با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (9)

احزاب سیاسی ایران (بخش چهل و هفتم)


م. سعیدی
در چند دهه اخیر با افزایش قدرت قوه مجریه در مقابل قوه مقننه و تأثیرگذاری بیشتر دولتها بر تحولات اقتصادی : اجتماعی کشور، شاهد نوعی «دولت محوری» در تحولات بوده و سرآغاز تحولات مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز تغییر و به روی کارآمدن دولتها قرار گرفته است. از سال 1360 تا 1368 کابینه دولت میرحسین موسوی، سالهای 1368- 1367 دولت هاشمی رفسنجانی، سالهای 1376 تا 1384 دولت خاتمی و از سال 1384 تا به امروز دولت دکتر محمود احمدی نژاد، چهار فصل مهم تحولات جامعه ما را سامان داده اند.
اگر بخواهیم برای این دوره ها نامگذاری مناسبی داشته باشیم، بی شک انتخاب نام «دوران سازندگی» برای سالهای 1368 تا 1367می تواند گزینه مناسبی باشد. این دوران شاهد حوادث و دارای ویژگیهایی بود که آن را از انسجامی خاص برخوردار نموده و از مقاطع پیشین و پسین متفاوت می نمود. مهمترین حوادث مقدمه ساز این دوران را بدین شرح می توان مورد بررسی قرار داد:
1- شکل گیری مجمع روحانیون مبارز: انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت در سال 1366 و ایجاد شفاف و کامل صف بندی جناحهای سیاسی کشور و پیروزی جناح چپ با محوریت مجمع روحانیون مبارز در انتخابات مجلس سوم در سال 1376 را باید یکی از تحولات مهم سیاسی کشور و سرآغاز صف آرایی و مناقشات بعدی دانست که تا به امروز نیز ادامه یافته است. مجمع روحانیون مبارز، محوریت جناح چپ را عهده دار شد که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران نیز از زمره آن به شمار می رود و جامعه روحانیت مبارز رهبری طیف راست را در جناح بندیهای کشور یدک کشید.
2- پایان جنگ 8 ساله و ضرورت بازسازی کشور: بی شک جنگ تحمیلی که 8 سال به طول انجامید خسارات جبران ناپذیری را بر ساختار و زیربناهای اقتصادی - اجتماعی کشور وارد نمود که توجه به بازسازی و رفع خسارات ایجاد شده با پایان جنگ در اولویت برنامه های کشور قرار گرفت. در کنار مسئله بازسازی شهرهای جنگ زده، از آنجا که در دوران جنگ اکثر بودجه کشور صرف هزینه های جنگ می شد، بسیاری از بخشهای اقتصادی نیز بدون توسعه جدی باقی مانده بود و مشکلات زیربنایی، کمبود زیرساختهای اقتصادی - تجاری، در همه حوزه های اقتصادی از جمله کشاورزی، صنعت، صنعت برق، آب، نفت، پتروشیمی، راه، معادن و غیره به چشم می خورد. بر آن بیفزاییم مشکلات اجتماعی - اقتصادی، از قبیل بیکاری، تورم ، گرانی و ... را که زندگی را بر مردم سخت کرده بود.
حضرت امام خمینی(ره) نیز در 11 مهر ماه 1367 در پاسخ به نامه روسای سه قوه و نخست وزیر در مورد کسب تکلیف برای بازسازی کشور، ضمن تأکید بر بازسازی و توسعه کشور با حفظ استقلال کشور و تأکید بر شعار نه شرقی و نه غربی، موارد نه گانه ای را برشمرده بود که بایستی در مسئله بازسازی مورد توجه قرار گیرد. (1)بدین شکل سازندگی به اولویت کشور در این ایام مبدل گردید.
3- بازنگری قانون اساسی و ایجاد تمرکز در قوه مجریه: قانون اساسی مصوب در سال 8531 بعد از گذشت یک دهه و در معرض آزمون قرار گرفتن در این دوره، کاستی ها و نقاط ضعفی را نشان داده که بنظر می رسید باید اصلاح شود. هرچند در دوران جنگ معضلات قانونی، حضرت امام(ره) و تصمیم گیران کشور را بر آن داشت تا با شکل دهی «مجمع تشخیص مصلحت» مفری برای حل مشکلات جنگ ابداع نمایند ولی با پایان یافتن شرایط بحرانی، ضرورت بازنگری قانون اساسی مورد توجه قرار گرفت.
از آنجا که در قانون اساسی نحوه تجدید نظر مشخص نشده بود، نمایندگان مجلس شورای ا سلامی و اعضای شورای عالی قضایی از حضرت امام خمینی (ره) تقاضای بازنگری در قانون اساسی کردند.
ایشان در تاریخ (24/2/1368) طی نامه ای به رییس جمهور وقت هیئتی متشکل از بیست نفر از رجال مذهبی و سیاسی و پنج نفر به انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی را مأمور بازنگری و اصلاح قانون اساسی در چند محور نمودند. از جمله مهمترین آنها «عدم تمرکز در مدیریت قوای مجریه»بود که بعد از اصلاح و بازنگری به حذف جایگاه نخست وزیری از ساختار تصمیم گیری کشور و افزایش قدرت رییس جمهور انجامید.
4- ارتحال حضرت امام(ره)؛ ارتحال حضرت امام(ره) ستاره پر نور آسمان فقاهت برای انقلاب اسلامی سلمه بزرگی بود. در این اثنا مجلس خبرگان رهبری در همان روز 41 خرداد 8631 دست به کار شده و با تشکیل جلسه ای مفصل و کارشناسی حضرت آیت الله خامنه ای رییس جمهور وقت و امام جمعه تهران را که از یاران نزدیک و صدیق حضرت امام(ره) بود به عنوان رهبر انقلاب اسلامی معرفی نمود؛ انتخابی که گذر زمان بیش از پیش شایستگی آن را به اثبات رسانید.
5- انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی: با کنار رفتن پیش از موعد رییس جمهور : حضرت آیت الله خامنه ای : و قرار گرفتن در جایگاه رهبری، پنجمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در مرداد ماه 8631 با نامزدی اکبر هاشمی رفسنجانی و عـبـاس شـیـبـانـی بـرگـزار و طی آن، هاشمی رفسنجانی با کسب 51/94 درصد آرای مأخوذه (حـدود 5/51 مـیـلیـون نفر) به ریاست جمهوری برگزیده شد. رییس جمهور جدید با افزایش قدرتی که ناشی از بازنگری قانون اساسی برایش ایجاد شده بود و با پایان یافتن جنگ و اولویت قرار گرفتن سازندگی کشور سکان هدایت توسعه همه جانبه کشور را برعهده گرفت، در حالی که به خاطر قرابت و دوستی چندین و چند ساله با رهبری انقلاب، حمایت همه جانبه ایشان را نیز به همراه داشت.
همچنین با کناره گیری آقای هاشمی از مجلس و قرار گرفتن در سمت قوه مجریه، حجت الاسلام مهدوی کروبی به ریاست قوه مقننه انتخاب گردید و با تغییر قانون اساسی آیت الله محمد یزدی به ریاست قوه قضاییه برگزیده شد.
آغاز کار دولت سازندگی و قرار گرفتن طیف چپ در محاق
آقای هاشمی در نخستین خطبه های نماز جمعه اش پس از انتخاب به ریاست جمهوری، تأکید کرد که: «مردم ما ده سال جنگ و فشار انقلاب را تحمل کردند و الان دیگر سزاوار نیست که به طبقه محروم و مستضعف و کارگر و کارمند بگوییم که شما ده سال دیگر هم صبر کنید و با همین شیوه ای که الان دارید با ریاضت زندگی می کنید، ریاضت بکشید، » این سخنان نقد سیاستی محسوب می شد که تا آن زمان، از سوی دولت میرحسین موسوی اعمال می شد. رییس جمهوری در مراسم تحلیف مجلس شورای اسلامی نیز سخنانی را مطرح کرد که از نظر عده ای، فاصله گرفتن از روند گذشته را نشان می دهد. وی بر ضرورت توجه به اقتصاد و افزایش تولید کالا به عنوان مقدمه کسب استقلال، حرکت آرام سیاسی برای آن که دیگر جنگی بر ما تحمیل نشود، دعوت از صاحبان سرمایه و ایرانیان متخصص برای بازگشت به کشور و . . . تأکید کرده بود. (2)
در کابینه جدید تعدادی از وزرای سابق همچنان ابقا شدند اما تعدادی از آنها نیز تغییر کردند. اصرار رییس جمهوری آن بود که وزرای کابینه، اولاً از عناصر تند جناحهای سیاسی نباشند و ثانیاً توجه آنها بیشتر معطوف به کار باشد نه فعالیتهای سیاسی. بر همین اساس، رییس جمهوری در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی(5/6/68) به هنگام معرفی «کابینه کاری» خود در مورد مداخله وزرا در امور سیاسی صراحتاً اعلام کرد:«الان مصلحت نظام این است که من یک کابینه کاری تشکیل بدهم. اگر از لحاظ سیاسی باشد بعضی از آقایان اصلاً خواهند گفت که این کابینه به اندازه کافی سیاسی نیست. شما هر چه بخواهید من خودم سیاسی هستم... به اندازه کافی کابینه با حضور من سیاسی است.»(3)
در این بین دو طیف سنتی چپ و راست در وضعیتی جدید قرار گرفته و نسبت به جریان نوظهور از خود همگرایی و واگرایی نشان دادند. طیف راست که در مجموع سیاستهای اقتصادی دولت جدید را همسو با برنامه های خود می دید و از طرفی آقای هاشمی رفسنجانی عضو برجسته جامعه روحانیت مبارز تهران به حساب می آمد، گام به گام در فرآیند همگرایی و ائتلاف قرار گرفت و بالعکس طیف چپ که مواضع منتقدانه دولت جدید را نسبت به برنامه های دولت میرحسین موسوی نمی پسندید و همچنان بر اقتصاد دولت محور تأکید می ورزید، با همگرایی و ائتلاف جناح راست سنتی و دولت هاشمی گام در مسیر واگرایی نهاد و به جناح منتقد و رقیب تبدیل گردید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات