صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۳۹۵۸۳

اندیشه سیاسی مسلمانان (چهل و هفتم)


فتح‌الله پریشان
جایگاه سیاست در اندیشه ابوالصلاح حلبی همان جایگاه سیاست در فرهنگ اسلامی است. به عبارت دیگر، سیاست در اصطلاح ایشان، همان اصلاح امور دنیوی مردمان از طریق ایجاد امنیت، تصرف در انواع معیشت آنان، منع از افساد فاسدان، قهر و ستیز با ظالمان و اصلاح امور دینی آنان از طریق فراهم ساختن زمینه انجام افعال نیکو و حسن و ترک افعال قبیح برای مکلفان است. بر این اساس می توان گفت، سیاست از نظر حلبی، همان ریاست و حکومت بر جامعه از طریق تدبیر امور معیشتی مردم، ملک داری و حراست از حدود ملک، حفاظت از نظم و نظام اجتماعی، مجازات متعدیان به حقوق فردی و اجتماعی (ظالمان و مفسدان) است.
ضرورت عقلی حکومت

ابوالصلاح در کتاب تقریب المعارف با بیان مقدماتی درخصوص اینکه چون انسان مکلف آفریده شده، عقلاً واجب است که خداوند متعال او را متمکن از انجام تکالیف ساخته و تکالیف او را بیان کند و این مقتضای عدل و لطف الهی است و از همین باب است که پیامبران را به همراه شرایع، مبعوث ساخته تا مصالح و مفاسد مکلفان را بیان کند، وجوب و ضرورت عقلی ریاست و حکومت در جامعه را استنباط کرده، می گوید:«ریاست بر مکلفان به دلیل اینکه آنها در معرض ارتکاب قبایح و اختیار بدی ها هستند عقلاً واجب است و آنها در این زمینه نیازمند لطف از جانب خدا هستند، زیرا وجود روسای مبسوط الید، شدیدالتدبیر و با هیبت در جامعه، مکلفان را به انجام دادن واجبات و تقریب به آن و به ترک قبیحات و دوری از آن وامی دارد و در نتیجه آنها را به صلاح و رستگاری نزدیک تر و از فساد و کج رفتاری دورتر می کند و لذا عقلاً همه اذعان دارند که وجود چنین روسایی در حق مکلفان لطف است و براساس حکمت الهی واجب است چنین کسانی در تمامی زمان ها برای مکلفان غیرمعصوم نصب شده باشند.»
بر این اساس به اعتقاد ایشان نباید به مخالفت مخالفان ضرورت ریاست و حکومت وقعی گذاشت، زیرا مخالفت با ضرورت ریاست و حکومت خارج از چند صورت نیست:
1- مخالفت با ضرورت ریاست و حکومت ممکن است از این جهت باشد که کسی با این کلام که «وجود ریاست موجب اصلاح مکلفان و فقدان آن باعث فساد مکلفان می شود.» مخالف باشد که در این صورت در پاسخ او باید به استدلال عقلا استناد کرد که معتقدند:«وجود رئیس در جامعه موجب اصلاح امور و نابودی اهل فساد در زمین و ایجاد ترس از جانب ایشان می گردد.»
2- مخالفت با ضرورت ریاست و حکومت ممکن است از این جهت باشد که کسی بگوید:« بسا که در هنگام وجود ریاست و حکومت نیز فساد واقع بشود.» که در این صورت در پاسخ به او گفته می شود که «این حرف ایرادی بر ضرورت و وجوب ریاست وارد نمی کند، برای این که ریاست در انجام واجبات و پرهیز از بدی ها لطف است نه اضطرار.» به هر حال به اعتقاد حلبی هیچ عاقلی پیدا نمی شود که با اصل ریاست و حکومت مخالف باشد و اگر کسانی پیدا شوند مخالفتشان نه به اصل ریاست بلکه به دلایل جانبی آن برگشت پیدا می نماید. از این رو ایشان مصداق مخالفان با اصل حکومت و ریاست را افرادی لاابالی و مفسد فی الارض که به دنبال شرایط هرج و مرج و غارت اموال مردم هستند یا کسانی که مصلحت خود را در ریاست شخصی غیر فرد حاکم می دانند یا از روی حسدورزی ریاست بعضی را بر نمی تابند و یا ریاست را در شأن خود می بینند نه دیگران، می دانند.
منشأ مشروعیت ریاست و حکومت
مشروعیت در فرهنگ سیاسی اسلام به معنای حقانیت در برابر غصبی بودن یا ناحق بودن حکومت است. بنابراین هنگام بحث از مبانی مشروعیت ریاست و حکومت از دیدگاه اسلامی، سوال اصلی آن است که حق حاکمیت و ریاست از آن کیست و چه کسی باید ریاست و حکومت کند و حاکم از چه شرایط و ویژگی هایی باید برخوردار باشد؟ حال برای روشن شدن مبنای حقانیت و مشروعیت حکومت بر جامعه از دیدگاه ابوالصلاح حلبی، نظرگاه های ایشان را درباره شرایط و ویژگی های لازم برای ریاست و طریقه تعیین رهبر جامعه مورد بررسی قرار می دهیم.
الف- شرایط رهبری؛ چنانکه بیان شد وجود ریاست و حکومت از نظر حلبی از باب لطف واجب است، اما این لطف زمانی کامل می شود که رئیس یا روسایی بر جامعه مکلفان حاکم شوند که دستی بالای دست آنها نباشد (لاید علی ایدهم) و همه ریاسات به آن حاکم برگردد. این امر منوط است به اینکه حاکم از شرایط و ویژگی های زیر برخوردار باشد:
1- عصمت: یکی از اساسی ترین شروط رئیس از نظر حلبی آن است که معصوم از خطا و گناه باشد. در غیر این صورت لازم می آید که روسای لامتناهی وجود داشته باشند یا مکلفان بدون رئیس باشند که هر دو امر فاسد و باطل است.
2- علم به سیاست: رئیس باید عالم ترین و آشناترین مردم به سیاست باشد زیرا وی رئیس سیاسی مردم و افضل بر آنها است در غیر این صورت تقدیم مفضول بر فاضل پیش می آید که عقلاً قبیح است.
3- افضلیت و زهد: رئیس باید افضل از همه رعیت و زاهدترین آنها باشد زیرا او در جمیع امور رئیس مردم و سرمشق آنها است.
4- اعلمیت و شجاعت: چون مطابق آیات و روایات امام، حاکم در جمیع مسائل است و باید امر به معروف و نهی از منکر کند، لذا واجب است که عالم به احکام باشد. از سوی دیگر برای اجرای احکام و هدایت مردم در جنگ ها و جهادها باید شجاع ترین مردم باشد.
ب- روش تعیین حاکم؛ شیخ ابوالصلاح از مجموع این شرایط برای ریاست به این نتیجه می رسد که نمی توان چنین رهبری را از طریق انتخاب، دعوت و وراثت تعیین کرد. زیرا علم پیدا کردن به کسی که دارای چنین شرایطی باشد به غیر از طریق نص علام الغیوب- سبحانه و تعالی : از طریق معجزه یا چیزی مستند به نص صادق، میسر نمی شود. لذا وی در کتاب الکافی فی الفقه می گوید:«تنها طریق تعیین روسای واجد شرایط مذکور، منحصر است به اظهار معجزه به دست آنها یا نص کسانی که صادق بودن آنها از طریق اظهار معجزه معلوم شده است.» نقد ایشان به روش انتخاب رئیس جالب است که در شماره آینده به آن می پردازیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات