
بصیرت:
مصاحبه همزمان میرحسین موسوی با سایت کلمه و مهدی کروبی با روزنامه ایتالیایی زبان کوریره دلاسرا همان سوژهای است که در شب گذشته در مرکز توجه رسانههای بیگانه در بازتاب و تحلیل فضای داخلی ایران قرار داشت.
فعال شدن دیپلماسی رژیم صهیونیستی و بنا کردن نوعی دورهگردی سیاسی - جغرافیایی از شرق(چین و روسیه) به غرب(آمریکا) را با هدف جلب حمایت اعضای شرقی و غربی شورای امنیت برای سازماندهی تحریمهای به اصطلاح فلجکننده علیه جمهوری اسلامی ایران به ویژه تحت تاثیر اعلام خبر آغاز روند تولید اورانیوم 20 درصدی باید از جمله ابرسوژههای مطرح در فضای رسانهای بیگانه در شب گذشته به حساب آورد.
در فضای خارجی پافشاری بر گزاره و سناریوی تکراری و ادعایی مداخله ایران در روندهای سیاسی پیش از انتخابات پارلمانی عراق از جمله دستورکارهای دیگر تبلیغی بیگانه در مواجهه غیرمنطقی با دیپلماسی منطقی جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه و از جمله در عراق بود.
بررسی اهمیت دستگیری عبدالمالک ریگی از منظر جمهوری اسلامی ایران و بازتاب واکنش وزارت خارجه امارات به حضور ریگی در دوبی قبل از بازداشت از جمله نکات دیگر مورد توجه رسانههای مهاجم در قبال ایران بوده است.
بررسی سوگیرانه وضعیت علوم انسانی در ایران و مصوبه دولت در این باره در یک گزارش، تکگزارشی است که در لابهلای گزارشها و تحلیلهای دیگر شب گذشته از ارزش بازتاب و تامل فعال و واکنشی برخوردار بوده است.
نکته اول :
پس از شکست تاکتیک "اسب تروا" در راهپیمایی 22 بهمن امسال، برخی مقامات رسمی، تحلیلگران خودی، رسانه ملی و مطبوعات اصولگرا به نوعی این روز و "حماسه حضور" میلیونی مردم را پایانی بر بحران، آغاز روند ترمیم و بازسازی وحدت و موفقیت مدیریت بحران و بازگشت امنیت به جامعه ارزیابی و تفسیر کردند. مصاحبه همزمان میرحسین موسوی با سایت کلمه و مهدی کروبی با روزنامه ایتالیایی کوریره دلاسرا و درخواست آنها برای دریافت مجوز قانونی به منظور برگزاری تجمع طرفداران جنبش سبز درست در چنین شرایطی در منظر برخی تحلیلگران رسانهای غرب، به مثابه بطلان این ایده و اعتقاد و به مثابه فعال بودن دهانه آتشفشان بحران(یا همان فتنه به تعبیر حکومتی) در جامعه ایرانی و ادامه پس لرزههای سیاسی انتخاب مجدد آقای احمدینژاد در 22 خرداد 1388 ارزیابی کردهاند!
به نظر میرسد رسانههای غربی در فضای جدید با تکرار و برجستهسازی برخی واژگان که گاه از زبان و مصاحبه فوق الذکر کروبی و موسوی به عاریت گرفتهاند بر آنند تا طرحی نو از بحران و آشوب را دراندازند!؛ واژگانی مانند "انتخابات مهندسی شده"(مهدی کروبی)، "راهپیمایی مهندسیشده"(میرحسین موسوی)، "دولت مستقر" به جای "دولت شرعی و قانونی"(مهدی کروبی). نقطه کلیدی در این عاریتگیری واژگانی استفاده و تکرار واژه "مهندسی" سیاسی در پدیدههای مختلف از انتخابات گرفته تا برگزاری راهپیماییهای ملی- مذهبی و... است که هدف آن غیرمردمی، مصنوعی و غیرخودجوش نامیدن و خواندن تجمعات مردمی در حمایت از نظام جمهوری اسلامی ایران و انتخاب محمود احمدینژاد به عنوان رییس جمهوری دهم است.
نکته مهم دیگر قابل تامل بررسی و تحلیل "اصرار بر برگزاری تجمعات مسالمتآمیز طبق اصل 27 قانون اساسی" است که در منظر ادعایی بیگانه مخالفت احتمالی با آن از سوی مراجع ذیصلاح، تزِ مشروعیتزدایی و هراسسراسری نظام اسلامی را از مقبولیت عامه جریان به اصطلاح اعتراضی از یک سو و پایبندی موسوی و کروبی را به چارچوبهای قانون اساسی به همگان اثبات خواهد کرد!!
مطلب نهایی این که اظهارات این دو، به نوعی در پیوند با سخنان مقام معظم رهبری که تلویحا در نقد رهبران جنبش سبز و جریان آشوب پس از انتخابات دهم مطرح شده بود، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. علیالخصوص، شرط و شروط متقابل میرحسین موسوی در تقابل با کلام رهبری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
نکته دوم :
در حالی که قطعنامه دیروز مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تایید گزارش گلدستون درباره نقض آشکار حقوق بشر در جنگ 22 روزه رژیم صهیونیستی را در شرایط پاسخگویی قرار میدهد، رژیم صهیونیستی در راستای دو راهبرد توأمان "بحرانزایی" و "بحرانستیزی" بر آن است تا اراده اعلام شده تهران برای آغاز روند اورانیوم 20درصدی را به مثابه حرکت تند و سریع عقربههای ساعت هستهای شدن ایران با هدف تهدید علیه موجودیت اسراییل در نظر بگیرد. بر مبنای چنین محور ادعایی است "دیپلماسی شارژ" اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران با هدف اعمال تحریمهای فلجکننده در دستور کار سران رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. این دیپلماسی خود را در قالب برخی سفرهای متوالی از سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی به مسکو گرفته تا سفر یک هیئت اسراییلی به پکن، تا سخنرانی اخیر ایهود باراک وزیر به اصطلاح دفاع اسرائیل در موسسه سیاستگذاری خاور نزدیک در واشنگتن و دیدار وی با هیلاری کلینتون و رابرت گیتس ، وزرای خارجه و دفاع آمریکا را در برمیگیرد. در تحلیلی نهایی باید گفت که فعال شدن دیپلماس شارژ زمینه رویش و خیزش برخی گمانهزنیها را نیز درباره جدی بودن یا نبودن سناریوی حمله نظامی اسراییل به ایران یا حمله ایران هستهای به اسراییل به وجود آورده است.
نکته سوم :
صرف نظر از سنیهای بعثی که در سیاست و حکومت فعلی عراق در اقلیت هستند(20 درصد از کل جمعیت عراق سنی هستند و از این میان یک اقلیت ناچیز اما دارای نفوذ در ساختار قدرت عراق بعثیها هستند)، مابقی جمعیت این کشور(25 درصد اکراد و حدود 65 درصد شیعیان) دارای پیوندهای تاریخی، تباری، قومی و مذهبی با ایران و تفکر حکومتی جمهوری اسلامی ایران هستند. این شرایط فیحدنفسه یک شرایط برتر و مزیت را پیش روی ایران از حیث جغرافیای انسانی و اجتماعی میگذارد. معالوصف این مزیت، مادامی که تهران به خواست و افکار عمومی کشور عراق در آستانه برگزاری انتخابات پارلمانی در این کشور احترام میگذارد، نمیتواند دلیلی بر مداخله ایران در روندها و رویههای سیاسی در عراق باشد.
با این وجود، رسانههای غربی چند هفتهای است که جنگروانی جدیدی را با محوریت گزاره ادعایی اعمال نفوذ و مداخله سیاسی و حتی نظامی جمهوری اسلامی ایران در عراق در هفتههای منتهی به برگزاری انتخابات پارلمانی در این کشور در رقابت با ایالات متحده آمریکا و جریان بعث در عراق سامان و سازمان دادهاند!
در چنین فضایی نوعی هراس پیشینی در میان وابستگان به رژیم بعث سابق و آمریکا در خصوص روند بعثیزدایی در عراق در انتخابات پارلمانی پیشرو در این کشور به وجود آمده است؛ هراسی که با قرار گرفتن نام حدود 500 کاندیدای بعثی در لیست فهرست سیاه کاندیداها و رد صلاحیت آنها از سوی نوریالمالکی برای شرکت در انتخابات مزبور تقویت شده است.
رسانههای غربی از ابتدای تحلیل این خبر این مسئله را به مثابه نشانهای از اعمال نفوذ ایران بر رویکردها و تصمیمات سیاسی المالکی در آینده عراق ارزیابی کردهاند. در عین حال این رسانهها فراخوانده شدن بیست هزار تن از پرسنل نظامی زمان صدام حسین را به خدمت به منظور تامین امنیت برگزاری انتخابات به مثابه حرکتی از سوی وی برای جلب آراء و نیز در تضاد با تصمیم وی برای بعثیزدایی هرچه بیشتر از ساختار حکومتی عراق تعبیر میکنند!!
نکته جهارم :
در ادعاهای محسن سازگارا درباره دستگیری عبدالمالک ریگی چند نکته قابل رصد و پیگیری است:
(1)تلاش برای تطهیر خود و کشورهای غربی از انگِ حمایت سیاسی و رسانهای از ریگی و اقدامات تروریستی وی طی یک حرکت به جلو؛
(2)مقایسه میان جریان خشونتآمیز و تروریستی ریگی(با دامنه و برد محدود و رویکرد منفی افکار عمومی به گروهک جندالله به سرکردگی ریگی) و جریان آرام مخالفت و نافرمانی مدنی(با دامنه و برد وسیع و ناتوانی نظام اسلامی در برخورد فعالانه با بحران پس از انتخابات) و در نهایت توصیه راهحلهای غیرخشونتآمیز به اصطلاح مردمی به منظور مقابله و مخالفت موثر و طولانی مدت با نظام جمهوری اسلامی ایران؛
(3)مصرف داخلی و سیاسی از اعلام وسیع، مکرر و فانتزی دستگیری ریگی با هدف ترساندن معترضان و به تعظیم واداشتن آنها در برابر قدرت اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران.