هدف اصلی در مدیریت احساسات
در جنگ نرم و به طور مشخص در مدیریت احساسات، تلاش اصلی دشمن، تبدیل عشق و محبت به کینه و نفرت و بالعکس می باشد. انسان موجودی است دارای عشق و نفرت که در جنگ نرم تلاش دشمن جابه جا کردن متعلق این عشق و نفرت بود. مردم به نظام اسلامی، به جمهوری اسلامی، به انقلاب اسلامی، به ولایت فقیه، به مسئولان و دولتمردان کشور خود عشق می ورزند و محبت دارند. در نقطه مقابل مردم ایران، نسبت به آمریکا، صهیونیزم، انگلیس، جریان های ضدانقلابی و منحرف، بهایی ها، سلطنت طلبان و مزدوران اجانب تنفر دارند. تلاش دشمن در جنگ نرم جابه جا کردن مصادیق این عشق و نفرت است. دشمن با تصویرسازی از چهره نظام اسلامی و دولتمردان آن تلاش می کند تا عشق و محبت مردم نسبت به آنها را به کینه و نفرت تبدیل کند و چهره ای از آمریکا و غرب ترسیم نماید که تنفر از آنان به عشق تبدیل گردد. رسانه های غربی و ضد انقلابی و رسانه های وابسته به جریان فتنه سبز در ماه های گذشته چنین مأموریتی را دنبال می کردند. در مدیریت احساسات با تمرکز بر روی موضوعاتی خاص و تکرار آن تلاش می شود هدف موردنظر حاصل گردد. به اجمال برخی از این موضوعات در حوادث اخیر بررسی میشود:
1- اتهام تقلب در انتخابات
اتهام تقلب در انتخابات در حجم وسیع به نظام اسلامی، یکی از اقدامات اساسی دشمنان در جنگ نرم و فتنه اخیر برای مدیریت احساسات مردم علیه نظام اسلامی بود. این اتهام در واقع ارائه یک تصویر سیاه از نظام اسلامی است، به گونه ای که حاضر است بر آرای عمومی خیانت کند و برخلاف خواست عمومی عمل نماید. آن افرادی که کف خیابان ها می آیند و می گویند:«رأی ما کو؟» در واقع در این فضا بعضاً به گونه ای مدیریت شده اند که تصور می کنند نظام اسلامی رأی آنها را دزدیده است. در این شرایط نسبت به نظام جمهوری اسلامی به دلیل بی اعتماد شدن کینه پیدا می کنند و فکر می کنند برای احقاق حقوق خود باید در برابر آن ایستادگی کنند.
2- اتهام سرکوبگری
با ادعای تقلب و ضرورت آمدن به خیابان ها برای مطالبه حقوق عمومی، به صورت برنامه ریزی شده، تخریب ها و آتش زدن های اموال عمومی و خصوصی آغاز گردید. کسانیکه پشت این صحنه ها طراحی کرده بودند به خوبی می دانستند که نظام اسلامی با عوامل مخل نظم عمومی و امنیت و کسانی که به تخریب اموال دولتی و مردم دست می زنند، برخورد خواهد کرد. عده ای دستگیر و بازداشت می شوند و عده ای هم آسیب می بینند. پلیس برای متفرق کردن کسانی که دنبال ایجاد اخلال در نظم عمومی هستند از نیروهای ضد شورش استفاده می کند. بنابراین با شکل دهی به چنین صحنه هایی و تهیه گزارش، فیلم و عکس از آن و با شگردهای عملیات روانی تلاش کردند تا جمهوری اسلامی را یک رژیم سرکوب گر و ضد مردمی معرفی کنند. آنها اینگونه تبلیغ کردند که نیروهای پلیس با کسانی برخورد کردند که فقط به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند. بدیهی است در چنین شرایطی، افراد غیر مطلع به راحتی تحت تأثیر تبلیغات و عملیات روانی دشمن قرارگرفته و تصور می کنند جمهوری اسلامی یک رژیم سرکوب گر و ضد مردمی است.
3- اتهام قتل و آدمکشی
در حوادث پس از انتخابات، جریان فتنه تلاش کرد تا خون هایی بر زمین ریخته شود و آن را به نظام اسلامی نسبت بدهد. برای چنین هدفی حتی آنها حمله به حوزه مقاومت 117 بسیج را تدارک دیدند و پس از کشته شدن چند نفر آن هم به صورت مشکوک، بلافاصله از آنها باعنوان شهید یاد کرده و اینگونه تبلیغ کردند که نظام آنها را کشته است. حتی جریان فتنه و دشمنان خارجی با به کاربردن کلمه شهید تلاش کردند تا به حرکت جریان فتنه در مقابله با نظام اسلامی مشروعیت بخشند. در این راستا پروژه شهیدسازی شتاب بیشتری پیدا کرد تا از این رهگذر بتوانند با احساسات مردم و به ویژه جوانان و افراد بی بصیرت و کم اطلاع بازی کرده و آنها را مدیریت نمایند. سوژه هایی را یکی پس از دیگری خلق کردند و یا سناریوهایی را نوشتند و به اجرا در آوردند. داستان ترانه موسوی، ندا آقاسلطان، سعیده پورآقایی و ... نمونه هایی از این دست است. ندا آقا سلطان را خودشان به قتل می رسانند و با نسبت دادن این قتل به نظام اسلامی، تلاش می کنند از این کشته به عنوان نماد مظلومیت جریان فتنه استفاده کنند. دست اندرکاران به این مطلب واقف بودند که فقط و فقط با ظالم و ستمگر نشان دادن جمهوری اسلامی می توانند عده ای را فریب داده و به صحنه مقابله با نظام اسلامی وارد سازند. بر همین اساس در چارچوب سیاست های شیطانی از نوع ماکیاولی چنین نقشه هایی را طراحی و به اجرا درآوردند. جالب است که در همین راستا روز عاشورا دیپلمات سفارت آلمان در جمع اغتشاش گران حضور پیدا می کند و اقدام به توزیع مچ بندهای سبزرنگی می کند که بر روی آن نوشته شده، «I am NEDA»
4- اتهام بدرفتاری با زندانیان
در حوادث اخیر نسبت های ناروای زیادی به نظام اسلامی داده شد. همه این اتهامات و دروغ پردازی ها برای ایجاد یک موج مردمی علیه جمهوری اسلامی بود. انتشار نامه مهدی کروبی مبنی بر تجاوز به زندانیان یکی از این نمونه اقدامات در راستای جنگ نرم برای برانگیختن احساسات و مدیریت آنها می باشد.
شکست دشمن در مدیریت احساسات
هر چند در روزهای اول با فضاسازی رسانه ای و دروغ پردازی ها دشمنان توانستند عده ای را فریب داده و با تحریک احساسات آنها حوادثی را رقم بزنند، لکن با روشنگری های انجام شده، مردم متوجه دروغ پردازی دشمنان و عوامل فتنه شدند. مردم خیلی سریع متوجه شدند که در این عرصه دروغ بزرگ، ادعای تقلب بود و دروغگویان بزرگ کسانی بودند که با چنین ادعاهایی به دنبال فریب مردم و استفاده ابزاری از ملت بودند. مردم به زودی دریافتند که پروژه کشته سازی و عنوان شهید دادن به آنها، چه پشت صحنه هایی دارد. مردم به راحتی مسجد ضرار و عوامل فتنه گر را شناختند. روز بیست و دوم بهمن مردم نشان دادند که پیروز میدان جنگ نرم ملت ایران است و این بار نیز دشمنان جز شکست و ناکامی چیز دیگری نصیب شان نگردید.