
تحریم بینالمللی سپاه و تشدید ناآرامیها در ایران
در پی حوادث پس از انتخابات، صهیونیسم بین الملل در جهت تضعیف جمهوری اسلامی و به خیال خود ایجاد انقلابی جدید در ایران و سقوط انقلاب اسلامی، با حمایت خود از عوامل ناآرامی ها در ایران هجمه سایبری را با فرماندهی مستقیم سرویس های جاسوسی صهیونیستی- آمریکایی علیه جمهوری اسلامی ایران به راه انداختند.
در فاز اولیه راهبرد تقابل نرم خود با ایران جهت تشدید ناآرامی ها و اغتشاشات داخلی در ایران، حمایت ها و کمک های اطلاعاتی و مالی خود را از جریان فتنه به صورت غیر علنی و پنهان ترتیب می دادند.
تصور آنها این بود که به دلیل اطلاع رسانی جمهوری اسلامی از ماهیت اغتشاشات و ارتباط آنها با عوامل خارجی خصوصاً ایالات متحده آمریکا و آسانتر شدن برخورد نظام با عوامل ناآرامی ها نباید حمایت علنی و آشکار از جریان فتنه در ایران داشته باشند. بطوریکه اگر به ادبیات مقامات آمریکایی در ماه های اول و ناآرامی های جریان فتنه در ایران مراجعه کنیم، مشاهده می شود که سران کاخ سفید دائماً تأکید می کنند که مسئله ناآرامی های ایران یک موضوع داخلی است و ما صرفاً از جمهوری اسلامی می خواهیم که حقوق ملت خودش را رعایت نماید و تعیین اینکه چه کسی در ایران حکومت کند بحث آزادی است و ما در این موضوع دخالت نمی کنیم، اما با مدیریت موفق نظام و شکست راهبرد نرم غرب در تشدید اغتشاشات داخلی ایران و تضعیف هرچه بیشتر مخالفان نظام، مقامات صهیونیستی کاخ سفید به این نتیجه رسیدند که حمایت خودشان را از جریان فتنه در ایران علنی سازند.
در فاز جدید تهاجم نرم، مقامات صهیونیستی کاخ سفید این احساس را می کنند که جریان فتنه در ایران تنها شده و در مقابل حکومت ایران اسلامی ضعیف شده است.
در نتیجه در راهبرد جدید مقامات صهیونیستی کاخ سفید، جهت تقویت روحی جریان فتنه می بایست حمایت جامعه جهانی از این جریان ایجاد شود. بدین ترتیب راهبرد جدید آمریکا در راستای حمایت جدی از جریان فتنه و تشدید ناآرامی ها در ایران،در راستای تحریم های جهانی علیه سپاه پاسداران به عنوان نهاد اصلی سرکوب کننده ناآرامی های داخلی ایران قرار گرفت.
در واقع کاخ سفید با اقدامات دیپلماتیک و تبلیغات رسانه ای علیه سپاه پاسداران در سطح منطقه و جهان، این پیام را به مخاطبان داخلی خود در ایران ارسال می کند که ما سپاه را به دلیل اقدامات سرکوب گرایانه علیه اغتشاشات داخلی، تحریم و مجازات بین المللی می کنیم.
بطور کلی می توان راهبرد مقامات صهیونیستی واشنگتن را برای ایجاد یک موضع جهانی علیه سپاه پاسداران، در جهت زنده نگهداشتن ناآرامی ها و تشدید و احیای اغتشاشات داخلی ایران ارزیابی کرد.
تحریم سپاه و بازی جدید در پرونده هستهای ایران
مقامات صهیونیستی واشنگتن با تحرکات دیپلماتیک جدید در منطقه، در راستای راهبرد ایران هراسی، این بار با ادعای افزایش قدرت سپاه پاسداران بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، جهت اعمال فشار و تحریم های بیشتر سازمان ملل علیه ایران، کانون تهاجم نرم خود را علیه تشکیلات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استوار ساخته اند،بطوریکه پس از ناکامی های کاخ سفید و اربابان صهیونیست آن در به بن بست کشاندن برنامه صلح آمیز هسته ای ایران، راهبرد جدید دولت اوباما در پرونده هسته ای ایران که برگرفته از تصمیمات و راهبردهای کانون ها و مراکز مطالعاتی و استراتژیک صهیونیستی از جمله کنفرانس هرتصلیا است، بر مبنای نظامی کردن برنامه هسته ای ایران قرار گرفته است.
در این راستا، مقامات آمریکایی با دیپلماسی سیاسی و رسانه ای خود در منطقه با پرداختن به موضوع قدرت گرفتن سپاه و جنگ تبلیغاتی در جهت ترویج خطر سپاه پاسداران برای کشورهای منطقه، تلاش می کنند تا وضعیت پرونده هسته ای ایران را جهت اعمال فشار بیشتر جامعه جهانی، نظامی جلوه دهند.
براساس همین راهبرد جدید صهیونیستی کاخ سفید است که «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا، در تحرک جدید دیپلماتیک در خاورمیانه، با رد هرگونه حمله به ایران از سوی آمریکا آشکارا از افزایش قدرت سپاه پاسداران اظهار ترس نموده و در حاشیه دیدارهای خود با مقامات دول عربی از برنامه ریزی برای اتخاذ مواضع جهانی در اعمال فشار و تحریم های بیشتر سازمان ملل متحد بر تشکیلات تحت کنترل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خبر می دهد.
فاز جدید ایرانهراسی و تضعیف قدرت منطقهای ایران
مقامات صهیونیستی دولت اوباما با فعال کردن دیپلماسی سیاسی و رسانه ای خود در منطقه، با بزرگنمایی قدرت و خطر سپاه پاسداران به دنبال آماده سازی شرایط سیاسی منطقه برای ایجاد یک جبهه بندی سیاسی و دیپلماتیک در مقابل جمهوری اسلامی ایران می باشند. در واقع آمریکایی ها با به راه انداختن جنگ رسانه ای علیه سپاه پاسداران ، هدف دیگری را پیگیری می نمایند و آن نظامی و پلیسی جلوه دادن وضعیت ایران در مقطع کنونی است.
از آنجایی که طرف های آمریکایی با چهار پرونده کلیدی و ناتمام چون فلسطین، لبنان ، عراق و افغانستان درگیر می باشند که این پرونده ها مطلقاً بدون کمک ایران قابل حل و فصل نیستند، تلاش می کنند تا با فعال سازی فاز جدید پروژه ایران هراسی با محوریت سپاه پاسداران، با ایجاد یک آرایش جدید سیاسی در منطقه، موقعیت و ابزارهای قدرت منطقه ای ایران را در منطقه تضعیف نمایند.
در نتیجه در تحرک دیپلماتیک جدید مقامات صهیونیستی کاخ سفید، یکی از راهبردهای آمریکا نظامی و پلیسی کردن وضعیت ایران با ادعای افزایش قدرت سپاه پاسداران ، در راستای ایجاد یک آرایش جدید سیاسی و دیپلماتیک منطقه ای در تقابل با جمهوری اسلامی ایران با هدف تضعیف قدرت منطقه ای ایران خواهد بود.
نتیجهگیری
به عنوان تحلیل تحرک جدید سیاسی و تبلیغاتی مقامات آمریکایی و صهیونیستی در منطقه که در بعد فاز جدید پروژه ایران هراسی با محوریت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تجلی یافته است می توان اهداف و مقاصد کاخ سفید و اربابان صهیونیست آن را در راستای تلاش برای اتخاذ مواضع منطقه ای و جهانی با هدف اعمال فشار و تحریم های جدی سازمان ملل علیه ایران و تشکیلات سپاه پاسداران به شرح زیر برشمرد:
- تحریم بین المللی سپاه پاسداران به عنوان نهاد اصلی سرکوبگر در اغتشاشات داخلی ایران جهت تشدید و زنده نگه داشتن ناآرامی ها و اغتشاشات داخلی در ایران و ایجاد حمایت بین المللی از جریان فتنه؛
- ایجاد جنگ تبلیغاتی علیه سپاه با تأکید بر افزایش قدرت گرفتن سپاه پاسداران بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران و ارتباط این مسئله با پرونده هسته ای ایران جهت توجیه منطقه ای و جهانی، نظامی شدن برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران؛
- فعال سازی فاز جدید پروژه ایران هراسی با محوریت سپاه پاسداران جهت ایجاد یک آرایش و نظم منطقه ای جدید در تقابل با نظام جمهوری اسلامی ایران؛