صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۸  ، 
کد خبر : ۱۴۰۱۱۲

برشی از تاریخ انقلاب اسلامی

جلیل امجدى مقدمه: محمد و مهدی امیر شاه کرمی دو مبارز غیوری هستند که آنها را می توان بنیانگذاران گروه مهدویون دانست. مروری بر مبارزات این دو شهید بزرگوار می تواند تکمیل کننده پرونده مبارزاتی گروه مهدویون باشد. متن حاضر توسط جلیل امجدی نویسنده کتاب «تاریخ شفاهی سازمان مهدویون» تدوین گردیده که تقدیم علاقه مندان می شود.

محمد امیرشاه کرمی و مهدی امیرشاه کرمی هر دو از دانشجویان ممتاز دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف) بودند که با درک شرایط و ضرورت های تاریخی زمان خود و مطالعه و جمع بندی در مبانی ایدئولوژیک، گروه مهدویون را در سال 1352 تأسیس کردند. عناصر مبارزی که در این دوران درصدد پیوستن به سازمان مجاهدین خلق بودند، در روند توسعه سازمانی به تدریج جذب مهدویون شدند. پیشینه فعالیت سیاسی این دو برادر، به دوران دبیرستان باز می گشت و زمینه عضوگیری و جذب آنان، در همان ایام فراهم شد.
مطالعات عمیق مهدی امیرشاه کرمی درباره فلسفه ملاصدرا و تلاش برای یافتن پرسش های فلسفی خود و ملاقات با مرتضی صمدیه لباف از کادرهای اصلی سازمان، او را به انحراف ایدئولوژیک و زمینه های تکوین بحران در سازمان واقف ساخت و چون حل این بحران را در گرو پاسخ روشن و شفاف به ابهامات ایدئولوژیک می دانست، تصمیم گرفت به اتفاق برادرش محمد و چند تن از همفکرانش در تهران و اصفهان، پایه های گروهی مذهبی به نام «مهدویون» را پی ریزی کند.
اصول کلی مهدویون
سازمان مهدویون، اصول کلی زیر را مبنای انسجام تشکیلاتی خود قرار داد.
1- ایمان به خدا به عنوان حاکم مطلق
2- قرآن تبلور واقعیات که بر پیامبر وحی شده و ایمان به آن و به پیامبران قبل از آن
3- اعتقاد به اسلام در چارچوب تشیع اثنی عشری
4- نفی مطلق استثمار
5- اعتقاد به حضرت مهدی (عج) به عنوان تنها نماینده مستضعفین جهان
6- اعتقاد به تکامل انسان در طول تاریخ و پیروزی مطلق حق بر باطل
7- تضاد قهرآمیز حق و باطل
اعضای سازمان مهدویون برای رسیدن به آزادی و عدالت اجتماعی، اعتقاد داشتند باید با استثمار و استبداد، مبارزه ای آشتی ناپذیر داشت تا زمینه ظهور حضرت مهدی (عج) فراهم شود.
چهار شاخه در سازمان مهدویون بوجود آمد که عبارت بودند از: شاخه تهران به رهبری محمد امیرشاه کرمی و حسینجان زینعلی، شاخه اصفهان به رهبری مهدی امیرشاه کرمی و محمدعلی اکبریان و شاخه تبریز به رهبری ابراهیم جعفریان و مرتضی واعظی دهنوی. شاخه ای هم از تشکیلات سازمان در مشهد شروع به عضوگیری و فعالیت کرد.
تدوین ایدئولوژی
مهدی امیرشاه کرمی پس از سازماندهی اولیه سازمان به اصفهان عزیمت کرد و با کمک محمد علی اکبریان به تدوین ایدئولوژی گروه و نوشتن «جزوه شناخت» پرداخت. او توانست با پرداختن به مباحث شناخت و مقولات مربوط به آن، به اشکالات و پرسش هایی که نسبت به جزوه شناخت مجاهدین خلق داشت، پاسخی روشن و گویا بدهد. مهم ترین دستاورد ایدئولوژیک گروه در این ایام، تدوین جزوه شناخت بود که با تأکید بر آثار فلسفی ملاصدرا و دیگر فلاسفه اسلامی جمع بندی و تدوین شده بود. این جزوه که در واقع پاسخ به سازمان و رد شناخت سازمان مجاهدین خلق بود، در داخل گروه به بحث گذاشته شد و مورد نقد و بررسی اعضا قرار گرفت. گروه علاوه بر جزوه شناخت، دستاوردهای فکری دیگری هم داشت و در طول دوران مبارزه، آثار ارزشمندی از خود باقی گذاشت. تفسیر سوره حمد، روزه، امام حسین (ع) و امام زمان(عج) از جمله این آثار است.
آغاز فعالیتهای نظامی
پس از پایان تدوین مباحث ایدئولوژیک، گروه اقدام به شناسایی نقاط مهم شهر و ماشین های گشت ساواک کرد. با تأیید مشی مسلحانه، خانه ای امن در کرد آباد اصفهان تهیه شد و نیز از طریق مغازه ای در بازار ارتباطات اعضا مورد پوشش قرار گرفت. در همین ایام نیروهای مستعد توسط گروه شناسایی و جذب می شدند. به تدریج امکانات نظامی گروه ارتقا یافت و گروه تصمیم به انجام عملیاتی در اطراف اصفهان گرفت. به همین منظور تیمی از سوی گروه، انجام این عملیات را بر عهده گرفت.
فرماندهی این تیم با محمدعلی اکبریان بود و شمس الدین امیرشاه کرمی عضو دیگر این تیم بود. هدف گروه از این عملیات، حمله و ضربه زدن به پاسگاه دارون بود که همواره مردم را مورد آزار و اذیت قرار می داد. در جاده خارج شهر، نیروهای نظامی و ساواک، ماشین را محاصره کرد و پس از مقاومت آنان و درگیری، سرانجام هر دو عضو گروه دستگیر شدند. در بازرسی از خانه تیمی، سیانور، وسایل تهیه کپسول سیانور، چاشنی، فتیله، دینامیت، استنسیل دستی الکلی و جزوات مختلف کشف شد.
در سال 1353، مهدی امیرشاه کرمی مقابل دانشگاه آریامهر مورد تهاجم گارد دانشگاه قرار گرفت و موفق به فرار شد. مأموران پس از این ناکامی، یکی از خانه های محل اقامت گروه را در تهران مورد شناسایی قرار دادند و پس از محاصره برادر بزرگ مهدی به نام احمد امیرشاه کرمی و پسر عمویش عظیم امیرشاه کرمی را دستگیر کردند.
از آن پس ساواک برای یافتن بنیانگذاران گروه دست به فعالیت وسیعی زد. این امکان وجود داشت که برای افشای محل اختفای آنان، خواهران امیرشاه کرمی دستگیر شوند و زیر شکنجه و بازجویی قرار گیرند. به این سبب مهدی تصمیم گرفت هر دو خواهرش را وارد زندگی مخفی کند و به فعالیت گروه ابعاد تازه ای بخشد. زهرا زندی زاده از اعضای بسیار موثر و اولیه مهدویون که دانشجوی رشته شیمی دانشگاه اصفهان بود، از سوی گروه مأموریت یافت صدیقه و فخرالسادات امیرشاه کرمی خواهران مهدی و محمد را به عضویت گروه درآورد و با دادن آموزش های لازم، شرایط زندگی مخفی و فعالیت مبارزاتی تیمی را برایشان فراهم کند. آنها در خانه ای مخفی، برنامه های مطالعاتی و کار روی قرآن و نهج البلاغه را آغاز کردند و نیز از سوی گروه مأموریت یافتند کوچه پس کوچه های متروک را شناسایی کنند تا هنگام فرار در این کوچه ها گرفتار نشوند. کپی جزوه شناخت و توزیع آن میان اعضا، پخش اعلامیه های ضدرژیم، کار در کارخانه ها، گزارش وضعیت کارگران به گروه و ساختن نارنجک های دست ساز از جمله فعالیت های اعضای زن سازمان مهدویون بود.
شهادت مهدی
ساواک از زمانی که مهدی زندگی مخفی اختیار کرد، برایش تعقیب و مراقبت گذاشته بود. در این میان نیروهای ساواک به رهبری نادری شکنجه گر و بازجوی معروف ساواک، در 30 خرداد 1354 موفق شد او را شناسایی کرده و در محاصره و تور پلیسی خود گرفتار کند. طی درگیری خونینی که در محله کردآباد اصفهان رخ داد، مهدی امیرشاه کرمی به شهادت رسید. چند روز بعد، روزنامه کیهان در صفحه اول خود نوشت؛ «مخفیگاه مارکسیست های اسلامی در اصفهان کشف شد. خرابکار موتورسوار، بر اثر انفجار بمب و مواد منفجره ای که حمل می کرد، به قتل رسید.»
پس از شهادت مهدی امیرشاه کرمی، سازمان فعالیت خود را در تهران متمرکز کرد. زهرا زندی زاده و یکی از خواهران مهدی به نام فخرالسادات که در اصفهان تحت تعقیب شدید ساواک قرار گرفته بودند به تهران آمدند و مدتی به دماوند رفته و در آنجا مخفی شدند. صدیقه امیرشاه کرمی خواهر دیگر مهدی هم مدتی با برادرش محمد در خانه ای در تهران مخفی شد. در یکی از روزها محمد در حالی که به تمیز کردن اسلحه اش مشغول بود، گلوله ای از اسلحه اش خارج شد و به پایش اصابت کرد و زخمی شد. اعضای گروه برای خارج کردن گلوله تلاش بسیاری کردند ولی نتیجه ای نگرفتند. محمد در حالی که گلوله هنوز در پایش بود سازماندهی گروه را ادامه داد.
چندی بعد حسینجان زینعلی در جریان یک درگیری پس از رفتن به سر قرار تشکیلاتی خود به شهادت رسید. او در 18 بهمن 1354، در حالی که تغییر قیافه داده بود، بر اساس قراری که در دانشگاه صنعتی داشت، بر سر قرار حاضر شد، اما به طور ناگهانی در محاصره اکیپی از مأموران کمیته مشترک قرار گرفت که به دانشگاه هجوم آورده بودند تا او را دستگیر کنند. طی یک درگیری که میان وی و یک افسر پلیس که لباس مبدل داشت، رخ داد به سویش تیراندازی شد و از ناحیه گردن زخمی شد. او در حال فرار و در حالی که بر ضد رژیم مستبد شعار می داد و از مردم تقاضای کمک و یاری داشت، در راه رسیدن به بیمارستان شهیاد به شهادت رسید.
شهادت محمد
مدتی کوتاه پس از شهادت حسینجان زینعلی، محمد امیرشاه کرمی در حالی که هنوز تیر در پایش بود و نمی توانست به خوبی راه برود، هنگام عبور از یکی از خیابان های تهران شناسایی و محاصره شد و با گلوله مأموران به شهادت رسید. در سال 1359، دو تن از اعضای گروه به نام های مرتضی واعظی دهنوی و فاطمه جعفریان، در یک برخورد مسلحانه با مأموران در تبریز به شهادت رسیدند و دو تن از اعضای گروه به نام های ابراهیم جعفریان و طیبه واعظی دهنوی پس از درگیری، دستگیر شدند و هر دو در زندان به شهادت رسیدند. اعضای شاخه تهران شامل زهرا زندی زاده، صدیقه امیرشاه کرمی، رضا مجلسی و احمد پیرآور نیز طی یک عملیات جداگانه ای همگی دستگیر و زندانی شدند. از اعضای شاخه اصفهان تنها حسین مصیب زاده دستگیر شد و تا آستانه پیروزی انقلاب در زندان اصفهان زندانی شد. اعضای زندانی سازمان مهدویون فعالیت های مبارزاتی خود را در زندان بر ضد رژیم ادامه دادند و با اوج گیری مبارزات مردم، همراه صدها زندانی سیاسی دیگر از زندان ها آزاد شدند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات