بصیرت:آموزش از راه هنر، به علت اینکه تفهیمش سریعتر و راحتتر و مطابق میل باطنی کودکان است، نتایج مفیدتری دارد. هیچ برنامه آموزشی بدون دخالت هنر کامل نیست. هنر میتواند در تدریس تمام واحدهای آموزشی به عنوان کاتالیزور عمل کند، بنابراین لازم است به درس هنر به عنوان مادر و زیربنای سایر دروس توجه شود تا شاهد توسعه مهارتهای یادگیری کودکان باشیم.
همواره این سؤال برای من مطرح بود که چگونه میتوان دانشآموزان را به فعالیتهای هنری علاقهمند کرد و کیفیت آموزش هنر را بهبود بخشید؟ در این باره پس از مشورت با صاحبنظران اجرای طرح بهبود کیفیت آموزش هنر را در چهار گام آغاز کردم.
گام اول: گروهبندی دانشآموزان، گام دوم: آمادهسازی و ایجاد انگیزه، گام سوم: نوع فعالیت و گام چهارم: جمعبندی و ارزشیابی. البته این را هم باید اضافه کرد که درس هنر در دبستان شامل رشتههای نقاشی، کاردستی، تربیت شنوایی، قصه و نمایش است اما این طرح را درخصوص نقاشی اجرا کردم.
ابتدا رفتار و عملکرد دانشآموزان را در حین انجام فعالیتهای هنری مشاهده کردم. از ارزشیابیهای فرآیندمدار (کاربردی، کارکردی و عملکردی) استفاده و اطلاعات حاصل از آن را در پوشه کار دانشآموزان ذخیره کردم. در طول یک سال تحصیلی از ارزشیابیهای مستمر کلاسی بهره گرفتم. آثار هنری دانشآموزان را توسط مدیر راهنما به هنگام بازدیدهای کلاسی مورد ارزشیابی قرار دادم و از همه همکاران و اولیا در این باره نظرخواهی کردم.
در گام اول دانشآموزان را به گروههای چهارتایی تقسیم کردم. در گام دوم برای ایجاد انگیزه، گفتوگو در کلاس درس، کارهای گروهی، بازدیدها، پخش سرود، وسایل طراحی یا نقاشی جدید این امکان وجود داشت که توجه دانشآموزان را به موضوعی جلب کرد. بعد از ایجاد انگیزش و ایجاد مهارت، شروع به تدریس، شناسایی و انتخاب فعالیتهای هنر دانشآموزان براساس مفاهیم درسی و ترکیب و تلفیق آنها با یکدیگر با هدایت و راهنمایی معلم و همچنین خود دانشآموز انجام میگیرد. مثلاً سر کلاس معلم میپرسد چرا امروز دیر به کلاس آمدید؟ معلم با خود تصاویری در مورد برخی از ورزشها و بازیها تهیه و به دانشآموزان نشان میدهد و نظر آنها را جویا میشود. بدین ترتیب، دانشآموزان ضمن مشارکت در بحث و گفتوگو توانایی بیان احساس، تفکر، تجربه و ابراز عقیده را در زنگ هنر پیدا خواهند کرد. معلم با آنها ارتباط مؤثر پیدا خواهد کرد و طراحی آموزشی خود را بهتر ارائه میکند.
در گام سوم با توجه به اصل تفاوتهای فردی، دانشآموزان خصوصیات و قابلیتهای ویژهای دارند که برای به ظهور رساندن آنها باید فرصت شرکت در انواع رشتههای هنری و امکان بهرهبرداری از مفاهیم و مواد درسی گوناگون به آنها داده شود. مثلاً معلم از آنها میخواهد هر بازی را که دوست دارید، فردی یا مشارکتی بکشید. با این کار معلم دقت و توجه بچهها را به موضوع افزایش میدهد تا بهتر فکر کنند و از امکانات در دسترس بیشتر و بهتر استفاده کنند. زمینه بروز خلاقیت، ذوق، سلیقه و ابتکار دانشآموزان را فراهم میکند. در گام چهارم، ارزشیابی جزء جداییناپذیر و اساسی در فرایند یاددهی ـ یادگیری است. معلم اول باید شیوه تدریس و چگونگی ارزشیابی و میزان یادگیری دانشآموزان را از طریق علمی و عملی بداند و سپس بهتجزیه و تحلیل مطلب اول یعنی «مطالبی که باید به دانشآموزان یاد داده شود»، بپردازد. یکی از مهمترین ملاکهای ارزشیابی صحیح، توجه معلم به تناسب میان ویژگیهای روش ارزشیابی انتخاب شده و ویژگیهای یادگیرنده است. در هر مرحله ارزشیابی پاسخ به دو سؤال اهمیت دارد: 1- من تا چه اندازه خوب عمل کردهام؟ 2- ما تا چه اندازه خوب عمل کردهایم؟
بازبینی و کنترل: در پایان هر مرحله بهمنظور بررسی پیشرفت کار خود، در حین اجرای طرح، با همکاران و افراد صاحبنظر درباره چگونگی نحوه کار و نتایج بهدست آمده تبادل اندیشه کرده و ایرادهای احتمالی و کاستیهای نظری و عملی خود را حتیالمقدور تا آنجایی که امکان داشت، برطرف کردم.
با تغییر و تحول رفتار و نظرهای دانشآموزان متوجه شدم نگرش آنان به درس هنر عوض شده است. در یک جلسه مشترک با مدیر مدرسه و سایر همکاران معیارهایی را برای مطلع شدن از نتایج کار پیشبینی کردیم. در نتیجه اجرای این طرح موجب شد تا بچهها قابلیتهای خودشان را خوب بشناسند و تواناییهایشان را در رشتههای متنوع هنری بهتر نشان دهند و به یقین هنر ظرفیت بالقوهای دارد که در تعلیم و تربیت کودکان بسیار مؤثر است، زیرا در مدت اجرا توانسته است تأثیرات مثبتی را در نگرش، رفتار و شخصیت دانشآموزان به جا بگذارد که نتایج نظرسنجیهای انجام شده از آن گواه بر این مدعاست.
[غلامحسین کیشانیفراهانی]