
بصیرت:محمد امین ولیان" جدیدترین سوژهای است که در تمرکز و توجه آمریکا، سازمانهای بینالمللی به اصطلاح حقوق بشری، برخی جریانات و چهرههای داخلی و رسانههای غربی در کمتر از 24 ساعت گذشته قرار گرفته است.
این توجه و تمرکز خبر از یک سناریوی کلانتری به نام چرخش از "خیابان" به "سمت زندان" دارد که در شرایط قفل شرایط آشوب در کف خیابانها قابل فهم و درک است که البته در جای خود به توضیح و تشریح آن پرداختهام. بیانیه سازمان به اصطلاح دیده بان حقوق بشر درباره بازداشت چند تن از مادران عزادار؛ جریان سازی مقامات آمریکایی برای آزادی محمد امین ولیان؛ گزارش نعمیه نامجو و گفتار ادعایی الهه هیکس درباره حکم تایید اعدام محمد امین ولیان در چنین فضایی قابل رصد و تحلیل است.
در فضای داخلی اما، موضوع دیگری که چند وقتی است حجم هجمه تبلیغی بیگانه را به خود مشغول و مصروف داشته نهادینه کردن سناریوی نافرمانی مدنی در قالب سازمانها و تشکلهای کارگری رسمی دولتی و خصوصی است. بررسی اظهارات وزیر علوم در جمع رؤسای دانشگاههای سراسر کشور درباره لزوم پایبندی عملی اساتید به اصل "ولایت فقیه" و لزوم اخراج اساتید مخالف با این اصل از جمله موارد دیگر مورد توجه در فضای رسانهای غرب در عرصه موضوعی سیاست داخلی است.
بررسی سیاست و عملکرد جمهوری اسلامی ایران در عراق در آستانه برگزاری انتخابات پارلمانی در این کشور اصلیترین دغدغه خبری، تحلیلی و تبلیغی رسانههای بیگانه به منظور بازدمیدن در صور ایرانهراسی و شیعههراسی منطقهای و فرامنطقهای با نزدیک شدن هنگامه برگزاری این انتخابات سرنوشتساز بوده است. بازتاب خبری انفجار تروریستی در نجف اشرف، بررسی اوضاع امنیتی کنونی در کشور عراق و نهایتا بررسی ویژگیهای انتخابات پارلمانی پیشرو در مقایسه با انتخابات گذشته در چنین فضایی قابل بررسی است.
نکته اول :
پس از آن که غرب و رسانههای غربی از عملی کردن سناریوی ادامه آشوب در چارچوب سناریوی "اسب تروا" در مراسم 22 بهمن ناامید شدند، تمرکز و تجمیع گزارههای تبلیغی خود را به جای "کف خیابانها" بر "داخل زندانها" گذاشتند. به دیگر سخن، حال که دیگر پروژه "یارکشی و خیابان پیمایی سیاسی" با هدف آشوب و آشوبافکنی در سطح جامعه دست کم موقتا شکست خورده است، رسانههای غربی بر آن هستند تا تلفات سیاسی(مانند بازداشتشدگان سیاسی و ...) را به حداقل ممکن برسانند و با حمایت از کسانی که در زندانها و به اتهام آشوب، محاربه و اقدام علیه امنیت ملی کشور بازداشت و زندانی شدهاند حمایت همهجانبه و قاطع بنمایند.
این چرخش از خیابان به زندان!! البته در درون و شکم خود علاقه و تمایلی هم به "قهرمانپروری"، "چهرهسازی" و "اسطورهسازی" دارد. "نداآقا سلطان"، "محسن روحالامینی"،"سهراب اعرابی" و این اواخر "محمد امین ولیان" از جمله سوژهها و موضوعاتی دندانگیری هستند یا بودند که در نوبت پروژه یا سناریوی چهرهسازی و قهرمانپروری غرب و رسانههای آن از آشوبگران و معترضان داخلی علیه نظم و نظام حاکم پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری قرار میگیرند.
در تحلیل نهایی، هدف غایی و پایانی سناریوی چهرهسازی تزریق هالهای هر چند نحیف و ضعیف به جنبش به اصطلاح سبز به منظور حفظ هویت اعتراض و ضد حاکمیتی آن است؛ جنبشی که به ادعای مستقیم یا غیرمستقیم بیگانه تا اینجا چهرهها، قهرمانها و اسطورههای متعددی را تجربه کرده و پشت سر گذاشته است!
نکته دوم :
به نظر میرسد آخرین سناریوی غرب برای فعال نگه داشتن گدازههای بحران در آتشفشان تحولات اجتماعی- سیاسی ایران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری چرخش از تمرکز بر اعتراضات و آشوبهای خیابانی به سمت و سوی نافرمانی مدنی در چارچوب محیطهای کارگری، سازمانها و کارخانهها است.
این سناریوی جدید به این میاندیشد که با سوء استفاده از انباشت برخی مطالبات تحقق نیافته کارگران و کارکنان شرکتها و کارخانهها و علیالخصوص احتمال آغاز یک رشد تصاعدی در نرخ تورم با اجرایی شدن طرح حذف برخی یارانههای دولتی، آشوبی دیگر البته با سازوکارهای سازمانی و نهاید را شکل و نسق بدهند.
آنچه در درون چنین سناریوپردازیای نهفته و نگفته است، "شبیهسازی"ای است که میان نظام جمهوری اسلامی ایران با نگاهی انسانی و غیرمکانیکی به رابطه کارفرما و کارگر و نظامهای سرمایهداری با نگاهی مکانیکی و غیرانسانی به روابط کار به وجود میآید و میکوشد تا شرایط امروز روابط کار در جمهوری اسلامی ایران را به شرایط تشکیل پرولتاریای بینالمللی طی دو جریان و روند بینالملل اول و بینالملل دوم تشبیه و توصیف نماید!!
نکته سوم :
به کارگیری توامان دو تکنیک "مغالطه دوراهی" و "ردپا" در دستور کار برخی رسانههای بیگانه در آستانه برگزاری سراسری انتخابات پارلمانی در عراق قرار گرفته است.
تکنیک مغالطه دوراهی با این هدف تلقین و تلقیح میشود که "عراق" و شیعیان و سنیهای عراق چارهای جز انتخاب میان دو گزینه یا دو راه ندارند: "پذیرش عراقی رو به قههرا(پسگرا)" با پذیرش اعمال نفوذ گسترده و سراسری جمهوری اسلامی ایران در عراق مانند کشور افعانستان یا "پذیرش عراق رو به پیشرفت(پیشگرا)" با مقابله با نفوذ ایران در عراق!!
تکنیک دوراهی، در اینجا البته در ارتباط تنگاتنگ با تکنیک ردپا قرار میگیرد که میکوشد ردِ هر ناامنی و شری؛ هر پسرفت و عقبگردی؛ هر واقعه سوء و شومی را بر سرزمین عراق در جای پای سیاست خارجی ماجراجویانه جمهوری اسلامی ایران در این کشور پی بگیرد و بر اساس آن فضاسازی رسانهای نماید! حتی در این منطق توطئهانگارانه، ریشه اصلی و علت ساختاری انفجارهای اخیر عراق با مسئولیت رسمی یک گروه وابسته به القاعده موسوم به دولت اسلامی عراق و تهدیدهای این گروه علیه شیعیان و سنیها در آستانه برگزاری انتخابات، به جمهوری اسلامی ایران مربوط و منوط میشود!!
از تحلیل رسانهای که بگذریم، در نهایت به نظر میرسد از لحاظ سیاسی- راهبردی، شرایط حاکم بر عراق به سمت و سوی "خلاء قدرت" پس از خروج نهایی نیروهای آمریکایی تا آخر سال میلادی جاری پیش میرود در چنین شرایطی شاخکهای سیاسی و البته رسانهای غرب برای پرکردن چنین خلایی حساس میشود و بر این اساس است که نوعی ایرانهراسی و شیعههراسی در دستور کار قرار میگیرد که هدف آن پیشگیری از اعمال نفوذ جمهوری اسلامی ایران در عراق که اکثریت 80 تا 85 درصدی آن با ایران قرابت قومی- فرهنگی(رابطه 25 درصد اکراد عراق با کردهای ایران) و مذهبی(رابطه 60 درصد شیعیان عراق با مرجعیت شیعه در ایران و همچنین در عراق) است که البته همواره در تعامل با جمهوری اسلامی ایران و البته به طور تاریخی و ریشهای تاثیرپذیر از ایران هستند.!!
معالوصف، برخی تحلیلها در چنین خلاء قدرتی یکی از تفاوتهای جدی انتخابات پارلمانی این دوره در عراق را کاهش جایگاه و وزن اجتماعی سیاسی نیروهای مذهبی به ویژه شیعیان و تقویت جریان و روند سکولاریسم در سیاست و حکومت در عراق تحت تاثیر نوعی مذهبزدگی و بدبینی به نظام دینی جمهوری اسلامی ایران پس از انتخابات دهم و پس از به اصطلاح عبرتآموزی از برخورد حکومت دینی ایران با معترضان و اعضای جنبش به اصطلاح سبز است!! بر اساس چنین ملاک و مناطی، سرنوشت سیاسی عراق در آینده به سمت و سوی کاهش قدرت و نفوذ سیاسی شیعیان در حاکمیت عراق و استقرار، قدرتیابی و تثبیت و تحکیم نیروهای سکولار سنی یا حتی بعثی پیش خواهد رفت!!