بصیرت:آسمان که دست طراوتش را به سوی زمین دراز کند، نقاش زمان، فصل سپید را سبز کرده است. شاخه ها که شوخ از تن بیفکنند و پذیرای لباسی نو و تازه شوند، بهار، ملکه زیبای طبیعت، از سالن آرایش و زیبایی سبز، سر بر آورده است و گل ها قید خاک و خاموشی را از دوش خود برداشته اند.
حدیث همایش سبزینه در گوش پنجره های زمان، زمزمه ای زوال ناپذیر است. و چنین می شود که پروانه ها نهایت نگاهشان را به ابدیتی سبز می سپارند. شمع ها، شکوه گلگشت عاشقانه عشقه ها را به شادمانی می افزایند. گل ها، همه واژه های ناب را به خود اختصاص می دهند. بلبل ها تظاهرات به راه می اندازند. چمن ها جان به نوازش نو شدن ها می سپارند. آفتاب از سر شوق با آیه، آیه های طبیعت دیده بوسی می کند. آبشارهای شادمانی از سراسر قله های زندگانی، به شکوه فرود می آیند و فواره های مهر و پاکی تا انتهای جاده های خاکی فرا می روند و دل های ما را آسمانی می کنند. دلدادگان تور معنا به طیران درمی آیند و اتوی طراوت همه مخمل های سبز را به سمت میزهای صاف صفا هدایت می کند. غزالان تیزتک لاله ها در کوهسارها می دوند و در شقیقه شقایق، نبض حیات تندتر به تپش می ایستد. شلیک شبنم بر پیکره گل ها، روح آنها را می نوازد و رایحه قدسی را در فضای سینه های عاشقان می پراکند. و عشق، تنهاترین مظهر ابراز محبت بی پایان و بی شائبه ای است که توان بشر را برای دستیابی به ملکوت، مضاعف می کند.
بهار هم نخستین تجلی عاشقانه طبیعت است. بهار، لبخند سبزی است که آفرینش نثار فرزندان خویش می کند. بهار، چشمکی است که آسمانیان به زمینیان هدیه می دهند! بهار، برترین نوازش توأم با محبتی است که زمین از دست زمان دریافت می کند. بهار، شکوفه باران روان هایی است که بارهایش و رویش پیوندی ناگسستنی دارند. بهار، هدایتگر شکوه و شکوفایی درون آدمی است. بهار، تبسم گذرایی است که جلوه معشوق عارفان را دایمی می سازد.
بهار روح نیز فصل نوزایی درون هایی است که با اهتزازی سبز، سرود سادگی می نوازند و ناز نیاز می خوانند! خانه تکانی روح هم یکی از ضروریات اولیه برای قدم گذاشتن بر روی چشم سال جدید است. درواقع برای آمادگی به منظور پذیرایی از سبزه صفا و ورود به عالم وفا، باید گردوغباری را که طی یک سال بر سر و روی روحت نشسته بتکانی، یعنی آن را از گرد هوا و غبار هوس پاکسازی کنی.
روحت را اگر نتکانی، زلزله «ذلت» و «لغزش» وجودت را تهدید خواهد کرد. روح غبارآلود، روزنه های روشن بینی را مسدود خواهد کرد و دریچه های شورانگیز درست اندیشی را به شدت خواهد بست!
باید همیشه گوش خودمان را بکشیم و هوشمان را وزن کنیم، مبادا ارواح خبیثه، روح ما را در مشت خویش بفشارند. مبادا شیطان بر شانه های روحمان بنشیند و اندیشه های ما را گاز بگیرد! مبادا رنگرزان کارگاه ریا، روی گرده ما سوار شوند و اعمال ما را متلون کنند. مبادا خفاشان خاموش، عینک دودی به چشم کارهای ما بزنند، تا دودش دامان ما را بیالاید و چشم های بیدار دلی ما را بسوزاند. مبادا دیوان ددمنش، دشنه شقاوت را در قلب روح ما جای دهند...
پس، نگذاریم راهزنان خزان آفرین، هزینه های حمله به صفای روح ما را بپردازند و ما را در پاکسازی لکه های کدورت و کینه غافل نگه دارند... خانه تکانی روح، اندیشه ما را به ابتدای بهار پیوند می دهد و تا انتهای سبزناکی طبیعت بدرقه می کند. تورم فزاینده پاکیزگی و پاکی، به هیچ روی، زیان آور نیست!
عید جانتان مبارک باد و حضرت جانان همیشه یار و نگهدارتان. روزهایتان پر از روزنه های نور و شب هایتان از شبنم شور و شادی، سرشار باد!
جواد نعیمی