
بصیرت:در عرصه سیاست داخلی که البته بیش از هر چیز با سیاست خارجی آمریکا- غرب علیه جمهوری اسلامی ایران پیوند خورده بود، اعطای جایزه بینالمللی شجاعت از سوی وزارت خارجه آمریکا و شخص هیلاری کلینتون به 10 زن فعال به اصطلاح حقوق بشر در سراسر دنیا در دستور کار بیگانه قرار گرفت؛ جایزهای که قرعه آن در ایران به نام "شادی صدر" زده شده بود و همین موضوع زمینهای بسیط و موسع را برای قهرمانسازی از وی در رسانههای معلومالحال غربی فراهم و تدارک نمود! جایزه همو هیومنیتی بنیاد نیازمندان پیپل این نید در پراگ برای سال 2009 به عبدالله مومنی و مجید توکلی به عنوان نمایندگان جنبش دانشجویی ایران نیز سناریوی دیگری بود که همزمان و در موازات سناریوی شادی صدر به پیش میرفت.
البته در این میان تحلیل انتشار با تاخیر درونمایه بخشی از بیانات رهبری در جمع اعضای مجلس خبرگان نیز به عنوان یکی دیگر از سوژههای رسانهای غرب قابل مشاهده بود که هدفی جز بازافروزی آتش تهیه بلوای تازه خاموش شده فتنه در میان جامعه نخبهگان و جامعه نداشت!
سفر وزیر دفاع آمریکا به عربستان سعودی برای اعمال فشار بر ایران از طریق تحریک عنصر "ایرانهراسی" در میان اعرابِ مستقر در خاورمیانه عربی یکی دیگر از سوژههای خبرساز مورد علاقه بیگانه بود که در شب گذشته طی چند گزارش مستقیم یا غیرمستقیم به آن پرداخته شد.
آخرین گمانهزنیها از نتایج شمارش آراء در انتخابات پارلمانی عراق و بررسی برخی اختلافات میان دولت و مجلس بر سر لایحه بودجه سال 89 و طرح هدفمندسازی یارانه ها در یک گفتگو از جمله پازلهای دیگر تبلیغی بیگانه در کمتر از 24 ساعت گذشته در فضای نخنما و آسمانریسمان باف رسانههای غربی قابل رصد بود!
نکته اول :
انتشار بیانات رهبری نظام اسلامی درباره "مشورتی بودن" نظر مجمع تشخیص مصلحت در واکنش به خواسته این مجمع برای تغییر قانون انتخابات و نیز تاکید بر لزوم احترام به اختیارات شورای نگهبان از جمله تشخیص صلاحیت نامزدهای انتخاباتی، پس از دو هفته تاخیر از زمان سخنان ایشان(ششم اسفندماه)، در منظر بیگانه به مثابه نوعی اقدام ایشان برای جلوگیری از تحقق خواسته طیف و جریان آقای هاشمی رفسنجانی برای تغییر قانون انتخابات در نظر گرفته شده است.
در عین حال به گونه متناقضنمایی برخی تحلیلگران بیگانه طرح این سخنان در دیدار رهبری با اعضای مجمع خبرگان را به مثابه نوعی تعدیل خواسته تندروهای خبرگان برای برکناری آیتالله هاشمی رفسنجانی در نظر گرفتهاند. در تحلیل نهایی به نظر میرسد نوعی تناقضگویی حاکی از عدم درک درست ساختار و شرایط سیاسی در جمهوری اسلامی ایران در تحلیل بیگانه از انتشار این بخش از بیانات رهبری در ششم اسفندماه دیده میشود: برخی درونمایه این بیانات را علیه هاشمی؛ برخی له هاشمی و نهایتا برخی به مثابه متعادل کننده جریانات متقابل سیاسی در فضای پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری مورد خوانش و روایت قرار دادهاند!!
نکته دوم:
"قهرمانسازی" و "قهرمانپرستی" دو شگرد نامآشنای غرب و رسانههای آن برای الگوسازی از جریانات معترض و مخالف داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران در قضایای مرتبط با مسائل به اصطلاح حقوق بشری است.
بر این اساس، غرب بر آن است تا در ابتدا از رهگذر بازتاب رسانهای، تعریف و تمجید مستقیم و غیرمستقیم از یک یا چند چهره خاص، تمثیلی خوش نقش و لعاب از قهرمانان خودش بتراشد و بسازد و بعد به پرستش رسانهای و سیاسی این قهرمانان بپردازد!!
در چنین فضایی است که فعالیت به اصطلاح حقوق بشردوستانه برخی زنان در داخل ایران مانند "شادی صدر" (از جمله مثلا فعالیتهای وی در راه حذف مجازات سنگسار در حقوق جزایی ایران) و نیز فعالیتهای اعتراضی و ضدحاکمیتی عبدالله مومنی و مجید توکلی به عنوان نمایندگان جنبش دانشجویی ایران در طول هشت ماه پس از انتخابات دهم به مثابه نوعی فعالیت قهرمانانه، پرمشقت و دارای ارزش انسانی!! تلقی شدهاند که در یک همپیوندی با سایر حرکتهای آزادیخواهانه زنان و سایر دانشجویان در نقاط مختلف جهان از ارزش مضاعفی برخوردار میشوند!
و بنابراین به ترتیب استحقاق دریافت جایزه بینالمللی شجاعت زنان و نیز جایزه همو هیومنیتی(Homo Humanity) از سوی بنیاد نیازمندان پیپل این نید(people in need) برای سال 2009 را پیدا میکنند؛ جوایزی که به کلیشهسازی و قهرمانسازی از چهرههای اپوزیسیون در جمهوری اسلامی ایران کمک شایانی مینماید!
نکته سوم :
اگر بخواهیم از منظری تحلیلی، قدری "چرخش آشکار لحن و ادبیات سیاسی رهبران آمریکا" و "رژیم صهیونیستی" و نیز بیاحترامی آنها در به کارگیری برخی واژگان سخیف مانند "اوباش سالاری "را در یک طرف و فعال شدن محسوس "خاورمیانهگردی" مقامات آمریکایی به ویژه در کشورهای عربی را در طرف دیگر به تحلیل بنشینیم، باید کمی به سابقه دیپلماسی ایالات متحده در موارد افزایش سرسامآور هزینههای اقتصادی و سیاسی حضور مستقیم برگردیم.
به نظر میرسد نوعی شباهت در شرایط و موقعیت بینالمللی آمریکا در خاورمیانه در امروز و در دو مقطع دهه شصت و هفتاد قابل بررسی باشد:در شرایط بینالمللی آمریکا در دهههای 1340 و 1350(1960و 1970) تحت تاثیر سیاست دو ستونه نیکسون(Two Pillar Diplomacy) واشنگتن به منظور فراهم کردن شرایط خروج خود از خاورمیانه و خلیج فارس به ویژه با توجه به رسوایی واترگیت و مشکلات عدیدهاش در ویتنام، کوشید تا خلاء حضور مستقیم خود در این منطقه را بعد از خروج، با ژندارمی نظامی حکومت محمدرضا پهلوی و مرکزیت اقتصاد انرژی جبران کند.
بر این اساس ایران ماموریت ژاندارمی منطقه را به نیابت از دولت وقت آمریکا به عهده گرفت و حکومت عربستان سعودی نیز مسئول تامین امنیت انرژی ایالات متحده آمریکا شد.
در شرایط کنونی، به ویژه پس از نومیدی غرب و آمریکا از فشرده شدن به اصطلاح دستهای دراز شده اوباما به سمت و سوی ایران و اصرار تهران بر غنیسازی اورانیوم و شکست مذاکرات هستهای مربوط به مبادله اورانیوم، شاهد نوعی چرخش از ایران به سمت وسوی عربستان سعودی البته با همراهی رژیم صهیونیستی هستیم.
به عبارت دیگر، بار دیگر سیاست دو ستونه(ستون نظامی و اقتصادی) آمریکا در خلیج فارس به علت هزینههای سرسامآور اقتصادی و سیاسی در افغانستان، عراق و به طور کلی خلیج فارس و خاورمیانه به قدری بالا رفته است که آمریکا تصمیم گرفته این بار دوستون دیگر را در پیگیری منافع سیاسی و منطقهای خود تعریف کند: دو ستونی که یک ستون آن عربستان سعودی و ستون دیگر آن رژیم صهیونیستی است. در این چارچوب، خاورمیانهگردی مقامات واشنگتن که چندوقتی است شدت و حدت بیشتری به خود گرفته است با محوریت عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی در رسانههای غربی بازخورد قابل توجهی یافته است.
به این ترتیب، از قرار معلوم غرب و آمریکا بر آن هستند تا مرکز مبارزه سیاسی و اقتصادی با به اصطلاح تهدیدات منطقهای جمهوری اسلامی ایران را به عربستان سعودی و در جبههای دیگر تلآویو را به عنوان یک مرکز یا ستون بالقوه بازدارندگی نظامی انتقال دهند.
گفتوگو درباره راههای تقویت سامانههای ضدهوایی و ضدموشکی عربستان به عنوان یکی از محورهای دیدار رابرت گیتس در دیدار با ملک عبدالله و نیز خریداری کردن حدود سه میلیارد و سیصد میلیون دلار سلاح از امریکا توسط حکومت عربستان سعودی در سال مالی 2009 طبق برآورد وزارت دفاع امریکا این مقوله به خودی خود حاکی از بروز نوعی چرخش از سیاست درگیری مستقیم سیاسی و نظامی با ایران به سمت و سوی طراحی دوستون یا دو پایه برای پیگیری سیاستهای اعمال فشار آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران به مدد تهدید نظامی، اقتصادی، سیاسی اعراب(با محوریت عربستان سعودی) و رژیم صهیونیستی از راه دمیدن جدیتر و مستمر روح ایرانهراسی در کالبد خاورمیانه عربی است.
نکته چهارم :
همانگونه که در شبهای قبل یکی از برنامه های دائمی رادیوهای بیگانه سیاه نمایی اقتصاد ایران بود در شب گذشته نیز بخش اعظمی از مصاحبه ها در خصوص بودجه سال 89 واختلافات مجلس و دولت در این خصوص بود . و خرابی وضعیت معشیتی مردم در استانه سال نو وسال آینده دائم به شیوه های جنگ روانی الغا می گردد.