صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۴۰۴۲۹

بسته جدید سیاست خارجی آمریکا


بصیرت:هر از چند گاهی مقامهای واشنگتن و تل آویو در اقدامی همسو و برنامه ریزی شده، بار دیگر موضوع اتخاذ گزینه قهری در مورد جمهوری اسلامی را رسانه ای نموده و با بهره گیری از متدهای به اصطلاح روانشناسانه مدرن، تلاش می کنند این اقدام را قریب الوقوع جلوه دهند.
بر کسی پوشیده نیست، سخن از تهدید نظامی اردوگاه استکبار، تکرار مکررات فرسوده شده و رفتار نافرجامی است که به تناسب نیازمندیها و کاستیهای سیاست خارجی آمریکا، در دستور کار قرار می گیرد.
آنچه از سوی واشنگتن به عنوان بهانه و ترغیب دیگران برای متقاعدسازی علیه ایران در دستور کار قرار گرفته، موضوع هسته ای است که همزمان با اتخاذ مشی تشدید تحریمها، گزینه نظامی را نیز به عنوان یک راهبرد در روزهای اخیر رسانه ای نمودند.
واقعیت این است که بهانه دولتمردان ایالات متحده صرفاً تأسیسات هسته ای جمهوری اسلامی نیست، بلکه این پوشش، تعبیر محترمانه مخالفت اصولی با ایدئولوژی و باورهای دینی در ایران است.
اکنون فارغ از هدفها و انگیزه های طراحی سوژه تهدید نظامی علیه تهران، این پرسش مطرح است که آیا آمریکا و یا کارگزار منطقه ای آن تل آویو، قادر به عملی نمودن این تهدید است یا این اظهارات، جنگ روانی گسترده برای امتیاز گرفتن از طرف مقابل تلقی می شود.
به نظر می رسد اگر صاحبان کاخ سفید تاکنون توانمندی برخورد قهری با ایران را داشتند، انگیزه شیطانی شان را بدون فوت وقت عملی می نمودند؛ اگرچه ناتوانی آنها را به عقب نشینی وادار نموده است.
دشمنان ملت پس از ناکامی در تشدید تحریمها و تصویب قطعنامه های سریالی که آنها را به هدفهای تعیین شده رهنمون نکرد، ناگزیر برای پاسخگویی به افکار عمومی که با وعده های گوناگون آرا آنها را ربوده بودند، باید جوابی برای شکستهای خویش بیابند. از این رو، اینک با طرح حمله نظامی، این هدف را پیگیری می کنند.
اگرچه مجال پرداختن به مؤلفه های ناتوانی کاخ سفید در حمله به ایران در این نوشتار فراهم نیست، اجمالاً به برخی از توانمندیهای جمهوری اسلامی به عنوان عوامل بازدارنده اشاره می گردد که تاکنون بدخواهان نظام را از هر گونه اقدامی علیه ایران بازداشته است.
رهبری، محور توانمندیهای ستودنی نظام است که به عنوان دژی محکم سبب گردیده دشمنان از هر گونه اقدامی علیه تهران مأیوس شوند. نئومحافظه کاران سرمست از قدرت که با صحنه سازی حوادث 11 سپتامبر سوژه حمله به افغانستان را با پوشش تعقیب تروریسم دنبال نمودند، با اذعان به این نکته که «یا با ما یا علیه ما»، جمهوری اسلامی را بر سر دو راهی حمایت یا پذیرش هزینه حمله قرار دادند که رهبری با تصمیم شجاعانه و قاطعانه «نه با شما و نه با تروریستها»؛ مانع بروز هر گونه تهدید علیه ایران شدند.
ژئوپلتیک ایران همواره به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی مطرح بوده است، چنان که دشمنان را با مشکلات عدیده ای - در صورت اتخاذ یک تصمیم غیرعقلایی - مواجه می کند. عبور روزانه 17 میلیون بشکه نفت جهان از تنگه هرمز، موقعیت ایران را نسبت به کشورهای همسایه در جایگاه ممتازی بر اساس مفاد حقوق بین الملل قرار داده است.
روحیه شهادت طلبی که در دوران دفاع مقدس بروز و ظهور یافت، می تواند به عنوان یکی دیگر از مؤلفه های مهم متافیزیکی قدرت تلقی شود که دیگر قدرتها به دلیل باور به مبانی فکری ماتریالیسم، از این امکان برخوردار نمی باشند. این توانمندی تنها در مرزهای ایران محصور نیست، بلکه مرزهای فیزیکی را درنوردید تا از این رهگذر عمق استراتژیک جمهوری اسلامی را در منطقه تعریف کند و بر قدرت ایران بیفزاید.
نیروهای نظامی ضمن برخورداری از آموزشهای نوین و روزآمد و تنوع آن در سازماندهی نیروی انسانی، به تسلیحات مدرن مجهز گردیدند تا در هنگامه تهدید علیه منافع و امنیت ملی، دشمن را در بهت و حیرت فرو ببرند. تجهیزات و امکانات نظامی جمهوری اسلامی برای هیچ کشوری تهدید نیست، زیرا ایران خواهان رابطه مسالمت آمیز بر اساس رعایت حسن همجواری در چارچوب مقررات حقوق بین الملل است.
پر واضح است، پس از پیروزی انقلاب اسلامی بیگانگان و اردوگاه غرب تنگناهای زیادی را برای ایران به وجود آوردند تا از این طریق تسلیم و یا انزوای تهران را به تماشا بنشینند؛ در حالی که جوانان این مرز و بوم با وجود محدودیتهای گوناگون، به پیشرفتهای قابل توجهی دست یافتند و امروز می بینیم دشمنان بر خلاف انتظارشان، ناگزیر از اعتراف به دستاوردهای ایران در عرصه های مختلف می باشند.
جنگ روانی یکی از راهبردهای کلان جبهه استکباری است که در سالهای اخیر جهت تحقق افزون طلبی هایشان در دستور کار قرار گرفته است، اما آنان باید بدانند که اگرچه ممکن است ایجاد جو ارعاب و تهدید برای یک جامعه رفاه طلب که از نبود روحیه مقاومت و جهاد در حضیض امکانات است، نتیجه بخش باشد؛ ولی جامعه ای که تجربیات مادی و معنوی دفاع مقدس را پشت سرگذاشته است، بازیگر مطرح و مستقلی است. اکنون ارزش این جایگاه را در پشت میزهای دیپلماسی می توان دید. چنین ترفندهایی نمی تواند تأثیرگذار باشد و توجه دیگر کنشگران بین الملل به وزنه سیاسی ایران تأییدی بر این مدعاست.
از سوی دیگر، آمریکا اکنون در افغانستان و عراق درگیر جنگ دیگری است و به لحاظ اقتصادی و مسائل انرژی و سوخت و تورم و گرانی جهانی موادغذایی، با مشکلات عدیده مواجه است. به اعتراف سران کاخ سفید، آنان توان و ظرفیت گشایش جبهه دیگری آن هم در حد ایران اسلامی را ندارند، لذا بهترین راه حل برای آنها که هم زود به نتیجه برسد و هم هزینه سنگین تهاجم نظامی را نداشته باشد، گشودن جبهه جنگ روانی در ابعاد وسیع رسانه ای و سیاسی به روی ایران با هدف تضعیف مقاومت ملی و تشویق مردم به مخالفت با خواسته ملی دستیابی به انرژی هسته ای است.
بدین ترتیب، اتخاذ راهبرد تشدید جنگ روانی در گونه های مختلف علیه منافع ملی جمهوری اسلامی، امری بدیع و شوک آور نیست، بلکه سلاحی کهنه و نخ نما شده برای افکار عمومی ایران است، زیرا آحاد مردم با ترفندهای مختلف دشمن از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی آشنا شده و نه تنها کوچکترین رعب و وحشتی به دل راه نمی دهند، بلکه جهت صیانت از دستاوردهای نظام مصمم تر خواهند بود. به سخن دیگر، تهدیدهای میان تهی آمریکا برای ایران اسلامی فاقد هرگونه کارآیی و قدرت تأثیرگذاری است.
* غلامرضا قلندریان

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات