م. سعیدی
سال 1373 را می توان سال ورود جدی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در عرصه تحولات سیاسی - اجتماعی کشور دانست. در این سال حوادث و رخدادهای متنوعی در حوزه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و منطقه ای - بین المللی بوقوع پیوست که مورد توجه گروههای سیاسی از جمله سازمان مجاهدین انقلاب قرار گرفت و در قبال آن اعلام موضع گردید.
مهمترین تحول سازمان در این سال انتشار اولین شماره «عصرما» ارگان رسمی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در چهارشنبه(27/7/73) بود. انتشار عصرما را باید سرآغاز ورود جدی و رسمی سازمان مجاهدین انقلاب به عرصه سیاسی قلمداد کرد. از مهرماه 1370 فعالیت رسمی سازمان آغاز شد تا سه سال بعد، بیشتر وقت صرف سازماندهی درونی گذشت، ولیکن در روزگاری که مجمع روحانیون مبارز گروه محوری طیف چپ دوران فترت خود را می گذراند سازمان مجاهدین با انتشار عصر ما، محوریت هدایت سیاسی طیف چپ را برعهده گرفت.
اولین سرمقاله با عنوان «عصرما چرا؟» درباره ضرورت فعالیت سیاسی در این مقطع می نویسد: «در وضعی که پایه های نظام قوام یافته و سازندگی و توسعه، مشارکت مستمر، سازمان یافته، آگاهانه و فعال سیاسی کلیه نیروهای سیاسی را می طلبد، حضور نهادهای سیاسی که تنها ضامن مشارکت مردم هستند امری ضروری است.»
در ادامه «عدم ارائه آشکار و علنی مواضع» توسط احزاب و گروههای سیاسی را به عنوان یک معضل در فضای سیاسی کشور دانسته و بر نقش محوری مطبوعات بر شفاف سازی مواضع تأکید می نماید. همچنین در بندی دیگر از فعالیت خلاق و پرنشاط مطبوعات و تأثیر آن در مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن یاد می کند و توسعه مطبوعات را اقدامی خردمندانه برای حفظ هویت اسلامی و ملی و تقویت امنیت ملی بر می شمرد.
در پاراگراف آخر درباره هدف نشر عصرما می نویسد: «هدف ما کمک به تعمیق دانش و بینش مردم و سالم و موزون ساختن رفتار سیاسی در جامعه، طرح دیدگاهها و مواضع سازمان و نیز فراهم آوردن زمینه ای برای طرح دیدگاهها و آراء متجانس با مواضع سازمان است. »
در اولین شماره «دیدگاههای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران درباره تحزب و فعالیتهای تشکیلاتی» طی گفت وگویی با محمد سلامتی دبیرکل سازمان اعلام گردید. انتشار سومین بیانیه سازمان با عنوان «ادعای مالکیت سه جزیره ایرانی و توطئه جدید استکبار جهانی»، مقاله ای پیرامون مسئله گرانی و علل، آثار و نتایج آن، همچنین مقاله ای در نقد و بررسی مصوبه مجلس پیرامون مسئله ماهواره، مهمترین عناوین این شماره عصرما است.
با انتشار عصرما، نقد وضعیت سیاسی کشور و بالاخص دولت سازندگی به طور جدی در دستورکار سازمان مجاهدین قرار گرفت و بعد از این مواضع سازمان را بیش از آنکه در کلام و سخنان اعضای آن شاهد باشیم باید در یادداشتها و تحلیلهای عصرما جست وجو نمود.
تحولات اقتصادی این دوران از موضوعات مهمی بود که مورد نقد جدی سازمان قرار گرفت. مسایلی چون تجارت آزاد جهانی، آزاد سازی اقتصادی، ایجاد مناطق آزاد تجاری، واگذاری کارخانجات دولتی، بازگشت سرمایه داران به کشور، از جمله مواردی بود که مورد انتقاد جناح چپ و بطور خاص سازمان مجاهدین قرار داشت. در این بین نشریه تازه تأسیس عصرما که از منتقدین جدی سیاستهای مورد نظر دولت باعنوان «سیاست تعدیل اقتصادی» بود و از طرفی سیاستهای اقتصادی طیف راست سنتی در مجلس با عنوان «سیاست تثبیت اقتصادی» را نیز قبول نداشت، همزمان در مقالاتی به نقد هر دو تفکر پرداخت.
نویسندگان عصر ما که برنامه 5 ساله دوم را مبتنی بر الگوهای «نووابستگی» تحلیل می کردند، در مقاله ای با عنوان « نگاهی به کانون برنامه دوم توسعه کشور» به نقد و بررسی این برنامه پرداخته و اجرای آن را تهدیدی علیه«استقلال اقتصادی کشور» و «بسط عدالت اجتماعی» اعلام نمودند. در این مقاله نویسنده با مشخص نمودن سه شاخص به نقد و بررسی برنامه دوم می پردازد و می نویسد: «ما بر این باوریم که هر برنامه اقتصادی می بایست به ترتیب اولویت، سه هدف استقلال، عدالت اجتماعی و رشد و توسعه را تعقیب کرده، استقلال را فدای عدالت و عدالت را در پای توسعه قربانی نکند. با این توضیح که اهداف مزبور برخلاف برخی دیدگاه ها، ماهیتاً با یکدیگر در تعارض نیستند.»(1)
نقدهای وارده از سوی سازمان مجاهدین و طیف چپ به برنامه 5 ساله دوم و سیاستهای تعدیل، واکنشهایی را نیز از طرف دولت و مجلس به همراه داشت و برخی چنین اظهار داشتند که سیاست تعدیل برخاسته و برآمده از برنامه 5 ساله اول توسعه است که مصوب مجلس سوم شورای اسلامی می باشد، مجلسی که اکثریت آن را نمایندگان طیف چپ تشکیل می دادند.
عصرما در مقاله ای با عنوان «تعدیل اقتصادی ، مضمون برنامه اول توسعه» ضمن نقد این ادعا به دفاع از برنامه 5 ساله اول پرداخت و سیاست تعدیل اقتصادی را برخاسته از خاستگاهی متفاوت با برنامه اول توسعه دانست و ضمن ارائه شاخصه هایی به مقایسه این دو پرداخت و تفاوت برنامه اول توسعه و سیاست تعدیل را برشمرد.
نویسنده در نقد « سیاست تعدیل اقتصادی» تا آنجا پیش می رود که آن را گامی در همسویی با هژمونی آمریکا تحلیل کرده می نویسد: «با کمال تأسف اعمال سیاست تعدیل اقتصادی در شرایطی انجام پذیرفت که پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، آمریکا خود را به عنوان رهبر جهان معرفی کرده و مصمم شد تا به منظور حفظ منافع خود «اقتصاد بازار» را در سرتاسر جهان حاکم نماید. در این خصوص بوش رئیس جمهور پیشین آمریکا در گزارشی تحت عنوان استراتژی امنیت ملی آمریکا در نظام نوین جهانی که در مهرماه 1370 تقدیم کنگره این کشور کرد، تأکید نمود که: منافع آمریکا در حال حاضر در تشویق و کمک به گسترش بازار اقتصادی در جوامع دیگر است. ما هم چنان استراتژی ای را تعقیب می کنیم که اقتصاد بازار آزاد در اکناف جهان را توسعه و تقویت می کند. ما به صورت چند جانبه و از طریق موسساتی چون صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و مقررات عمومی تعرفه و تجارت، سیاستهایی را پی ریخته ایم که دولت ها را از دخالت در امور بخش خصوصی باز می دارد. آمریکا به منظور نیل به این هدف جو تبلیغاتی وسیعی را از طریق سیستم های ارتباط جمعی و با کمک دیگر کشورهای سرمایه داری ایجاد کرد به گونه ای که بسیاری از کشورها را تحت تأثیر قرارداد تا راه سرمایه داری را در پیش بگیرند. در ایران اسلامی نیز متأسفانه این جو تبلیغاتی جهانی، تأثیرخود را حداقل بر روی کارشناسان گذاشت و مشوق آنها در عرصه تئوری های اقتصاد سرمایه داری برای حل مشکلات کشور شد. متأسفانه مسئولان و دست اندرکاران نیز تحت تأثیر نظریات برخی کارشناسان و جو تبلیغاتی جهانی قرارگرفته و به این صورت راه سرمایه داری را انتخاب کردند.»(2)
از این قبیل نقدها بر سیاستهای اقتصادی دولت سازندگی و مجلس چهارم، به کرات در شماره های مختلف عصرما در قالب یادداشت، مقاله و گفت وگو درج گردید. همین سیاستهای اقتصادی به نحو دیگری در دولت هشت ساله آقای خاتمی و در دوران حاکمیت جریان دوم خرداد نیز تداوم یافت ولیکن از آنجایی که سازمان مجاهدین خود از گروههای کلیدی شکل گیری آن دولت بود، دیگر از نقدهای تند و افراطی دوران سازندگی خبری نبود!