صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۰  ، 
کد خبر : ۱۴۰۶۲۱

منظومه سیاسی ایران در دهه چهارم


بصیرت:سه دهه از تبلور نظریه سیاسی شیعه در کالبد انقلاب اسلامی ایران می گذرد. طی سی و یک سال اخیر جریانات و گروه های سیاسی کشور فراز و فرودهای متعددی را تجربه کرده اند اما با این وجود نظام سیاسی در ایران به فرهنگ پایدار و متقنی دست پیدا کرده است. فرهنگ سیاسی در ایران ممیزات و شاخص های خاص خود را دارد که
بی شک تحلیل و مداقه آنان در چارچوب های دموکراسی لیبرال و یا سایر گفتمان های سیاسی غالب در جهان نمی تواند ابعاد پیدا و پنهان آن را به طور مشخص بیان کند.
اما با وجود تفاوت های بنیادین ارزش ها و هنجار ها در فرهنگ سیاسی ایران با نظام واره سیاسی لیبرال دموکراسی همچون “ اصالت قدرت “ و یا “ اساس مشروعیت و مقبولیت” برخی از کارویژه های دموکراسی در غالب نظریه مردمسالاری دینی نیز غنوده است. در واقع جامعیت فرهنگ سیاسی شیعی منتج به گستره ای تام شده است که مفاهیم و مصادیقی همچون پلورالیسم سیاسی و یا شاخص های کمی و کیفی دموکراتیزاسیون را نیز اصالتا در درون خود به همراه دارد .
اما در این اثنا بسیاری ازصاحب نظران براین باورند که فرهنگ سیاسی دهه چهارم انقلاب حول تکثرسیاسی نمود و تعالی
چشمگیرتری خواهد داشت.در واقع با گذار از سه دهه ابتدایی و با استقرار نظریه سیاسی شیعی در کالبد جمهوری اسلامی و تحقق رکن رکین حاکمیت الله بر انسان در چارچوب تئوری ولایت فقیه وقت آن فرا رسیده است تا نظام اسلامی به سمت افزایش شاخص های کمی و کیفی مردمسالاری و جنبه های دموکراتیک اسلام حرکت
جدی تری داشته باشد و اساسا راه را برای آزادی هرچه بیشتر انسان در راه رسیدن به کمال مطلق فراهم آورد.
بر این اساس با نهادینه شدن احزاب و جریانات سیاسی حول دال برتر ولایت فقیه و تبعیت از “ مردمسالاری دینی “ کانون رقابت های سیاسی در چهارمین دهه از انقلاب اسلامی باا تکال بر “پلورالیسم سیاسی “رخ خواهد داد . چراکه نوعا اعتقاد بر آن است که کثرت در عین وحدت خود می تواند به وحدت در عین کثرت کمک کند. در حقیقت تکثر در رقابت های سیاسی می تواند به فرایند افزایش
شاخص های مردمسالاری و کارآمدی کمک کند و تحقق این مفروض خود سبب خواهدشد تا ریشه های نظام اسلامی از استحکام بیشتری برخوردار شوند.
اما باید دانست که بایسته های پلورالیسم سیاسی در دهه چهارم از انقلاب اسلامی با وضعیت فعلی حاکم بر رقابت های سیاسی در کشور مغایرت خواهد داشت. بی شک اقطاب در هندسه سیاسی دهه پیشرفت و عدالت نمی توانند بر روی گسل های عمیق اعتقادی آرام بگیرند.به عبارت بهتر جریانات سیاسی باید تحت و تابع فرهنگ سیاسی غالب حرکت کنند و در صدد هم افزایی مشارکت برای نظام مقدس اسلامی باشند.
این تعبیر درست در مقابل نظریه ای قرار می گیرد که معتقد است جریانات سیاسی در کشور می بایست بر امواج ضد حکومتی سوار شوند و به تشدید شکاف میان گسل ها بپردازند.
وقایع پس از انتخابات به خوبی موید این امر بود که برخی با توجه به پیشینه تاریخی سعی در ایجاد انشقاق در صفوف به هم پیوسته توده های مردم داشتند. شاید بتوان گفت حوادث پس از انتخابات از منظری صف آرایی مخالفین و موافقین نظام اسلامی بود.
البته باید گفت اساس همگرایی درصفوف مخالفین ابتنای بر نوعی پلورالیسم در ساحت دین داشت. خاستگاه اصلی برخی از جریانات سیاسی درکشور را باید در قرائت های مختلف از دین و فرهنگ سیاسی ایران دانست. به عبارت بهتر کانون رقابت های سیاسی فعلی در ایران حول نه به نظام و یا آری تجلی می یابد و همین تصادم موجبات ناهنجاری و آنومی را پدید می آورد.
از این رو ضروری به نظر می رسد که در بدایت امر نوعی همگرایی در تبعیت ا ز قانون در کشور پدید آید. حتی در فرهنگ سیاسی لیبرال نیز اساسا نخبگان سیاسی حول محور نظام اتفاق نظر واحدی دارند چرا که عدم وجود چنین اتحادی موجبات صدمات سیاسی را فراهم می آورد.
لذا می توان گفت هسته اصلی پلورالیسم سیاسی در ایران هرگز به شائبه هایی همچون “ قرائت های مختلف و هم ارزش از دین “ مشوب نخواهد شد بلکه حقیقت تکثیر حول یک محور واحد و آن اسلام ناب محمدی (ص) که پیروزی انقلاب را باعث شد ختم می شود.
شاید در هندسه سیاسی جدید ایران سیارات سیاسی متعددی با کارکردها و ویژگی های مختلف پدید آید اما بی شک تمام این سیارات همچون منظومه ای حول دال برتر اسلام ناب محمدی (ص) به حرکت در خواهند آمد.
لذا در نهایت می توان گفت نظریه سیاسی شیعی نه تنها مغایرتی با پلورالیسم سیاسی ندارد بلکه به نوعی خود موجد و تشجیع کننده چنین فرهنگ سیاسی ای است.

محمد اسکندری
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات