بصیرت:"ناگزیری جامعه جهانی به برخورد جدی با ایران"، گزاره دیگری است که رسانهها آن را با تاکید تبلیغ میکنند . این درحالی است که در کنار تحریمها، رادیو رژیمصهیونیستی همچنان گزینه نظامی علیه ایران را تبلیغ مینماید .
این فضای تبلیغی حول موضوع هستهای ایران در حالی صورت میگیرد که رسانهها همچنان از افزایش سوءظنها به رفتار و اقدامات هستهای ایران سخن میگویند. در این زمینه به نقل از رئیس سازمان انرژی هستهای، ساخت تاسیسات هسته ای جدید در ایران برجستهسازی میگردد .
ادعای دخالتهای منطقهای ایران نیز در فضای رسانهای بیگانه تمامی ندارد . شب گذشته نیز ادعای حمایت تسلیحاتی جمهوری اسلامی از طالبان همزمان با احتمال حمله نیروهای غربی در افغانستان به ان گروه طرح شد.
تلاش برای توجیه شکست غرب در ایجاد امنیت در افغانستان و نیز لاپوشانی اختلافات کرزای با مقامات آمریکایی و تنش میان مناسبات دوکشور، از جمله اهدافی است که دنبال شده است .
پیگیری راهبرد تقابل میان جامعه با حاکمیت نیز همچنان در فضای رسانهای پیگیری میشود. این بار رسانهها با طرح مسئلهای زیست محیطی- (خشک شدن دریاچه ارومیه )– در بستری سیاسی و قومیتی، روکش جدیدی بر راهبرد قدیمی خود کشیدند ! در این راستا بود که به همین بهانه رسانههای بیگانه از همایشی در اعتراض به خشک شدن این دریاچه در آذربایجان خبر دادند .
سوژه اقتصاد نیز مورد توجه برخی گفتگوها و گزارشهای رسانهای قرار گرفت . در این زمینه طرح هدفمند کردن یارانهها به مانند همیشه سوژه شد تا از اختلافات سخن به میان آید و مسائل اقتصادی ایران در بستری سیاسی تحلیل شود .
نگاه سیاسی رسانهها به حوزه اقتصاد ایران، هدف اساسی دیگری را نیز نشان کرده است: " کمتر پدیده ای مانند مشکلات اقتصادی می تواند مردمان را به خیزشی وادارد که به بر افتادن یک نظام سیاسی بیانجامد و در حکومت امروز ایران بحران اقتصادی با همه شدت آن خودنمایی می کند !!!"
نکته اول:
موضوع هستهای، به زورآزمایی دیپلماسی ایران و آمریکا برای یارکشی به نفع خود تبدیل شده است .
گفتگوی تلفنی باراک اوباما با همتای چینی خود و نیز سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به چین نیز دقیقاً در این راستا تحلیل شده است.
اما روایت بیگانه از این زورآزمایی در نهایت به نفع آمریکا رقم خواهد خورد : "آمریکایی ها اعلام کردند که مقامات چینی بعد از هفته ها مقاومت، توافق کردند که بحث بر سر دور تازه ای از تحریمها را اغاز بکنند ."
آنچه مشخص است ، اینکه رسانهها بیشتر از بحث برسر تاثیرگذاری تحریمها، جدی بودن موضع جامعه جهانی درقبال ایران را القاء میکنند .
در این زمینه ضمن اشاره به اجلاس وزرای خارجه گروه هشت در کانادا، اظهارات مقامات آمریکایی برجسته میشود: "این بار صبر و حوصله باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا از ارسال پیام و تهدید شفاهی به ایران به سر آمده است و این بار می خواهد جدی تر از گذشته جامعه جهانی را برای افزایش تحریمها علیه ایران متقاعد بکند ."
باتوجه به این فضای تبلیغی، توجیه رسانهای برای القاء جدیت جامعه بینالمللی علیه ایران چیست؟
به نظر میرسد ناامیدی از تاثیرگذاری تحریمها و اجماع علیه ایران، موجب شده تا رسانهها از عزم جهانی علیه ایران سخن بگویند به امید این که ، این بلوف سیاسی و تبلیغی ، این کشور را به امتیازدهی در مناقشه هستهای سوق دهد. روند تبلیغی که بارها توسط رسانهها و کارگزاران آنها تکرار شده و نتیجهای دربر نداشته است .
نکته دوم:
رسانههای بیگانه در حوزه اقتصادی ، با کمرنگ جلوه دادن تحرک در بازار سرمایه در چند روز گذشته به بزرگنمایی برخی مسائل اقتصادی ایران میپردازند.
تورم و افزایش قیمتها همچنان مهمترین سوژه ملموسی است که رسانهها حول آن مانور تبلیغی میدهند .
علاوه بر این ، تلاش رسانهای معطوف آن است تا مسائل حوزه اقتصادی ایران را پیچیده با مسائل سیاسی به خورد مخاطب بدهد .
در این زمینه بحث یارانهها و برخی اختلاف نظرها میان مجلس و دولت در این زمینه، به جای اینکه به مثابه بلوغ سیاسی و طرح نظرات متفاوت و مختلف تحلیل شود، در قالب مناقشه و مسائل سیاسی طرح میشود تا سیاسیکاری در حوزه اقتصادی برای مخاطب تداعی شود و مردم متضرر نهایی معرفی شوند .
در همین راستاست که در کنار بحث اختلافات برسر هدفمند کردن یارانهها به گونهای هدفمند از آثار تورمی آن و افزایش قیمتها سخن به میان میآید.
نکته سوم:
ادعای دخالت ایران در امور کشورهای منطقه از جمله در عراق و افغانستان ، همچنان از سوی رسانههای بیگانه طرح میشود .
بعد از فروکش کردن تبلیغات پیرامون دخالت ایران در انتخابات پارلمانی عراق ، شب گذشته(14/1/89) برخی رسانههای بیگانه ادعای ارسال مهمات برای طالبان با هدف ایجاد اختلال در عملیات نیروهای ائتلاف علیه طالبان را طرح کردند .
از سوی دیگر این گزاره تکرار شد که؛ " ایران روز به روز در افغانستان نقش منفی تری بازی می کند و به شورشیان در این کشور اسلحه می رساند ."
مخدوش نمایی چهره انساندوستانه جمهوری اسلامی ایران در عرصه منطقهای ، هدف پایداری است که همواره از سوی رسانههای بیگانه مطرح میشود.علاوه بر این هدف اساسی ، با توجه به شرایط زمانی و مکانی، به نظر میرسد طرح این ادعا در قالب پیگیری اهداف ثانویه زیر صورت گرفته است :
1- توجیه بیثباتی و تنش در افغانستان و منحرف کردن اذهان و افکار عمومی از نقش منفی اشغالگران به ویژه آمریکایی ها در افغانستان .
2- منحرف کردن افکار عمومی از اختلافات کرزای با مقامات آمریکایی . در این زمینه به مانند همیشه ادعای دخالت ایران سوژه مناسبی تشخیص داده میشود .
3- توجیه زودهنگام، ناکامی احتمالی آنچه مقابله نیروهای ائتلاف علیه طالبان در طول هفتههای آینده خوانده میشود .
4- در کنار هم قرار دادن جمهوری اسلامی و گروه تروریستی طالبان؛ برای تداعی و القاء شدن حمایت ایران از تروریسم در منطقه .
نکته چهارم:
رسانههای بیگانه تلاش میکنند هر موضوع و سوژهای را در راستای رویارویی مردم با حاکمیت القاء نمایند. جدیدترین این سوژهها مسئله خشک شدن دریاچه ارومیه است که چند روزی است جسته و گریخته در رسانههای بیگانه مجال طرح یافته است .
در این زمینه نکته قابل تامل ، طرح این مسئله در قالب و بستری قومگرایانه و سیاسی است ؛ آنجا که تلویزیون آمریکا از همایش گروهی از آذربایجانی ها به منظور تلاش در راه حفاظت از دریاچه ارومیه خبر داد. همایشی که به ادعای این رسانه به زد و خورد پلیس با تجمعکنندگان منجر شده است .
القاء تقابل جامعه مدنی با حاکمیت ، راهبرد تبلیغی است که در قالب این سوژه از سوی رسانه بیگانه دنبال شده است .
به نظر میرسد رسانههای بیگانه همچنین تلاش میکنند با بحرانی جلوه دادن اوضاع داخلی و ممزوج کردن آن با مسائل قومیتی ، نابسامانی و تنش در ایران را فراگیر و عمیق جلوه دهند تا جایی که به یک عارضه طبیعی و زیست محیطی نیز رنگ سیاسی میزنند !!!