بسم الله الرحمن الرحیم
بصیرت:موج انفجارهای پیاپی که این روزها بغداد را میلرزاند حامل پیامی است که اشغالگران به نوری المالکی و مجلس اعلای اسلامی عراق برای عقب نشینی در برابر مطامع آمریکا می دهند. آمریکا میخواهد شیعیان عراق بپذیرند که مهره های واشنگتن دولت آینده این کشور را دردست داشته باشند.
« کمیسیون انتخاباتی » نتایج رسمی شمارش آرا مجلس عراق را به شرح زیر اعلام کرده است :
فهرست العراقیه به ریاست ایاد علاوی نخست وزیر اسبق 91 کرسی
ائتلاف دولت قانون به ریاست نوری المالکی نخست وزیر فعلی 89 کرسی
ائتلاف دولت قانون به ریاست سید عمار حکیم 70 کرسی
ائتلاف کردستان 43 کرسی
مجلس ملی عراق 325 کرسی دارد که بدین ترتیب احزاب کوچک و تشکل های قومی نیز سهم کمتری متناسب با موقعیت سیاسی ـ اجتماعی خود در جامعه عراق کسب کرده اند. کسی می تواند دولت را تشکیل دهد که حداقل دو سوم نمایندگان مجلس را با خود همراه کند.
اگرچه صحنه سیاسی عراق طی دهه های اخیر مرتبا شاهد تحولات پرشتابی بوده و این مقطع زمانی هم در پرتو اشغال خاک این کشور از این قاعده مستثنی نیست ولی در مقطع کنونی مسائل عمده ای در باب انتخابات اخیر وجود دارد که می تواند درسی برای حال و آینده این کشور و حتی سایر کشورها و ملت ها باشد.
1 ـ اولویت نخست وزیر عراق پایان اشغال است نه انتخابات مجلس ملی . نوری مالکی نخست وزیر و جلال طالبانی رئیس جمهور جدی ترین معترضین به نتایج انتخابات هستند و قویا معتقدند که نتایج اعلام شده نهائی نیست و باید آرا به صورت « دستی » بازشماری شود. « کریستوفرهیل » سفیر آمریکا و ژنرال « ری اودیرنو » فرمانده نظامی ارشد آمریکائی مدعی هستند هیچگونه تقلبی صورت نگرفته و هیچ مدرکی برای اثبات تقلب نیز وجود ندارد.
بدین ترتیب این اشغالگران عراق هستند که در پشت « ماجرای انتخابات » نقش آفرینی می کنند و نقش آشکار آنها به خوبی قابل ردیابی است . این نکته از آن جهت اهمیت دارد که واشنگتن قبل از برگزاری انتخابات به نوری المالکی هشدار داده بود اگر پس از برگزاری انتخابات حاضر به ترک پست نخست وزیری نباشد ظرف 3 دقیقه سرنگون خواهد شد . هر چند نوری المالکی در میان مردم عراق هم دارای « محبوبیت مطلق » نیست ولی اینکه اشغالگران برای نخست وزیر قانونی عراق « خط و نشان » بکشند بسیار شرم آور است .
از سوی دیگر « ادمیل کرت » نماینده ویژه سازمان ملل بازشماری آرا را رد کرده و مدعی است انتخابات با صحت و درستی به اجرا درآمده است .
اکنون مسئله جدی اینست که قوانین و مصوبات مجلس ملی عراق در این انتخابات به درستی و در مورد تمام کاندیداها و در تمامی موارد به صورت یکسان اجرا نشده و « کمیسیون انتخابات » زیر فشار اشغالگران به صورت گزینشی عمل کرده است . بطوری که عده ای از وابستگان به بعثی ها در فهرست نامزدها گنجانده شده اند و دستکم 10 نفر از آنها در فهرست برندگان انتخابات قرار دارند . موضوع بعدی نقش آشکار اشغالگران در پیشبرد انتخابات در مسیر دلخواه بوده است . بدین ترتیب که تحت عنوان « شمارش ماشینی » در مرحله جمع بندی نتایج آرا تقلب و دستکاری شده و اشغالگران از طریق ابزارهای مختلف از جمله اعمال فشار از طریق نماینده سازمان ملل و تحت فشار قرار دادن « کمیسیون انتخابات » نتایج مورد نظر خود را به عنوان نتایج نهائی اعلام کرده اند. بزرگترین درسی که از این مقوله می توان آموخت اینست که مشکل اصلی امروز عراق ترکیب مجلس ملی نیست بلکه مشکل اصلی اشغال عراق و استمرار آنست که بر سرنوشت این کشور و بر « حاکمیت ملی » و بر ترکیب مجلس و بر تمامی مظاهر قدرت عراق تاثیر گذاشته و می گذارد.
این بدان معنی است که تا عراق در اشغال بیگانگان است هر تصمیم و اقدامی به هر نتیجه ای که ختم شود متاثر از تصمیمات و فشار بیگانه است . این برای ملت عراق از هر گروه و جناحی که باشند و یا هر طرز فکری که به آن معتقد باشند بسیار شرم آور است که حتی رئیس جمهور و نخست وزیر عراق هم نتوانند اعتراض قانونی خود را مطرح کنند و بازشماری آرا را عملی سازند ولی چند نفر که نمایندگی اشغالگران را برعهده دارند با دستور کاخ سفید بر روند دستکاری آرا مجلس عراق صحه بگذارند و تمام !
2 ـ نکته دیگر اینکه تا عراق در اشغال آمریکاست دخالت بیگانگان اشغالگر نیز ادامه خواهد داشت . موضوع تهدید آمریکا علیه نخست وزیر عراق و هشدار به انجام کودتا در 3 دقیقه ابعاد جدی تری از فاجعه را بازگو می کند . این نکته بویژه با افشاگریهای حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان در مورد تقلب اشغالگران در انتخابات ریاست جمهوری این کشور معنی و مفهوم تازه ای پیدا کرده است .
کرزای فاش کرد که سفارتخانه ها و نمایندگان اشغالگران در روند انتخابات ریاست جمهوری افغانستان تقلب کرده اند و با دستکاری آرا و چاپ یک میلیون تعرفه انتخاباتی در روند انتخابات نقش اصلی را برعهده داشته اند. البته کرزای و اطرافیانش در این افشاگریهای دیرهنگام از مقصرین اصلی محسوب می شوند. چرا که دقیقا در موقعیتی در این باره سخن می گویند که سرنوشت انتخابات علیرغم تبلیغاتی که خود نیز بدان معترضند به نفع آنها به پایان رسیده و قطعی شده است . با اینحال از میان اظهارات و اعترافات کرزای می توان حقایق مهمی را کشف نمود. از جمله نقش محرز « پیترگال بریت » معاون سابق رئیس هیئت نمایندگی سازمان ملل در افغانستان به عنوان یکی از عوامل اصلی تقلب در انتخابات ریاست جمهوری و همینطور نقش محرز اشغالگران در پیشبرد اهداف خود در انتخابات ریاست جمهوری از طریق دستکاری در آرا و بویژه دستکاری در نتایج آرا که حتی از طریق جوسازیهای رسانه ای توسط شبکه جهانی در اختیار اشغالگران در مسیر هدف زمینه سازی شده است .
طبعا سئوال منطقی اینست که با افشای این مطلب توسط رئیس جمهور افغانستان آیا اشغالگران عراق کمترین تردیدی برای استفاده از همان شگردها در عراق به خود راه داده اند البته اظهارات و افشاگریهای کرزای بلافاصله توسط اشغالگران تکذیب شده ولی مهمترین جمع بندی اشغالگران اینست که وی دیگر متحد قابل اعتمادی برای آنها نیست و موضوع مهمتر اینکه تمامی این تقلبات توسط کسانی صورت گرفته که رسما مسئول انتخابات بوده اند! در واقع اشغالگران از یکطرف مسئولین افغانی را وادار به تقلب و دستکاری کرده اند و از طرف دیگر از خودشان سلب مسئولیت نموده اند.
بدین ترتیب اظهارنظر اشغالگران در مورد مشابه در عراق برای تایید صحت انتخابات به نظر می رسد.
3 ـ و آخرین نکته اینکه شیعیان عراق برای جلوگیری از ضایعاتی از قبیل آنچه اکنون با دسیسه های اشغالگران پدید آمده می بایست از ابتدا به صورت یکپارچه ائتلاف می کردند و وارد انتخابات می شدند. شیعیان عراق عمدتا در دو طیف شاخص و در دو ائتلاف جداگانه به نام « ائتلاف دولت قانون » و « ائتلاف ملی عراق » ظاهر شدند و جمعا 179 کرسی را به دست آوردند . با در نظر گرفتن تعداد کرسی های مجلس اگر آنها از ابتدا با یکدیگر ائتلاف کرده بودند حتی بیش از حدنصاب دو سوم کرسی ها را در اختیار می داشتند. البته این روزها از ائتلاف آنها حرف و سخن های فراوانی به گوش می رسد ولی همین « ائتلاف دیرهنگام » زمزمه های دیگری را بهمراه داشته و طیف « ایاد علاوی » را به امتیاز دادن در جهت وسوسه کردن « مجلس اعلا » برای ائتلاف با علاوی تحریک نموده است .
از طیف شیعیان عراق انتظار می رفت که در کنار همدیگر و به عنوان « ید واحده » وارد صحنه انتخابات مجلس ملی شوند و اقتدار عملی خود را در صحنه سیاسی به نمایش بگذارند. این تاسف بزرگی است که شیعه هنوز هم چوب تفرقه و تشتت خود را می خورد و معلوم نیست از این واقعیت های تلخ و تاسف بار هم پندهای لازم را بیاموزد!