روزگذشته پیشخوان روزنامهفروشىها شاهد تیترهاى مختلفى از بیانات مهم مقام معظم رهبرى در جمع دانشجویان و فعالان سیاسی-فرهنگى دانشگاهها بود. “دشمنى و معارضه نه،انتقاد آری”، “حمایت از دولت به معناى مخالفت با انتقاد از آن نیست” ،” دولت صددرصد مورد اعتماداست
طبیعتا روزنامههاى مختلف مبتنى بر تمایلات سیاسى خود بخش ویژهاى از بیانات حضرت آقا را به عنوان تیتر یک خود برگزیده بودند اما آنچه بیشتر از گذشته مشخص و مبرهن است حمایت صریح مقام معظم رهبرى از رویکردها و عملکرد دولت نهم طى دو سال گذشته است. البته این حمایت به معناى تائید تمام عملکرد دولت نیست. ایشان در این دیدار صمیمانه که عصر روز سهشنبه صورت گرفت، حمایت از دولت را به معناى تائید همه کارهاى آن ندانستند و افزودند دولت کنونى انصافا خدمتگزار، پرکار، باارزش و صددرصد مورد اعتماد است اما این مسائل به معناى اطلاع رهبرى از جزئیات همه فعالیتهاى دولت و تائید آنها نمىباشد وحمایت از دولت به معناى مخالفت با انتقاد از آن نیست. ایشان در بخش دیگرى از سخنانشان انتقاد کردن ومطالبه ازهمه مسئولان را امرى طبیعى دانستندوافزودند البته نباید با مسئولان معارضه و دشمنى کرد.
به نظر مىرسد معظم له ضمن تاکید برحمایتهاى مکرر خود از دولت واطمینان صددرصدى که نسبت به شخص آقاى احمدىنژاد و دولت نهم دارند خواستار نقد درون گفتمانى مصلحانه از دولت هستند واز اول هم در جبهه اصولگرایى قرار بر این بوده است که در جهت اصلاح امور کسى سکوت نکند. منتهى دولت نهم طى دو سال گذشته واقعا نشان داده که دولتى پرنشاط، پرتحرک وخلاق است واساسا تائیدات رهبرى منوط به عملیاتى کردن سیاستهاى کلى نظام به نحو احسن توسط دولت است. دولت در حد بضاعت وتوانایىهاى خود روند پیشبرد سیاستهاى کلى نظام ورهبرى را نسبت به دورههاى گذشته تسریع کرده وچنین شتابى براى دولت در خور تمجید است . اما یکى از امتیازات اختصاصى اصولگرایان و دولت نهم در دوسال گذشته این بوده که مانند دولتهاى پیشین بر انتقادها سرپوش نگذاشتند واجازه دادند که انتقادات در یک فضاى فکرى باز مطرح شود. به هر حال کسى درجبهه فراگیر اصولگرایى نباید تصور کند که انتقاد از عملکرد دولت با حمایتهاى مقام معظم رهبرى در تضاد است. دریک منظر ارگانیکى این انتقادات وحمایتها منجر به پدیده کارآمد وخوشایندى به نام دولت نهم مىشود که در عین مقبولیت عمومى روز افزون ، رضایت ،تائید وحمایت مقام معظم رهبرى را به نحو مطلوبى جلب کرده است و حقیقتا در فلسلفهگذار”نظام اسلامی” به “ دولت اسلامی” باید به این رابطه دوسویه توجه کرد. ازمنظر کارکردگرایان)functioanlists( اگر هر بخش از یک ارگانیسم کار ویژه خود را به درستى انجام دهد نه تنها ادامه حیات این ارگانیسم به خطر نخواهد افتاد بلکه هر روز پیچیدهتر وپویاتر مىشود . اگر موضع توزیع حمایت، موضع توزیع نقد و موضع تالیف دادهها هر کدام کار ویژه )function( خود را متناسب با جایگاه خود تعریف و اجرا کنند هیچگاه نظام حالت ایستاتیک به خود نخواهد گرفت.
در قبال ارگانیسم دولت اسلامى نیز این موضوع مصداق مىیابد با این تفاوت که تمام مواضع در عرض یکدیگر نیستند وموضع ولایت در طول سایر جایگاهها قرار دارد. محل بحث رهبرى همین جاست که به علت انحراف ذهنى ومتاثر از وضعیت طولى ولایت با سایر مواضع، دیگر اماکن توزیع، کار ویژه خود را فراموش نکنند. یعنى دانشجویان، نخبگان، فعالان سیاسی، احزاب و در کل جریان عمومى اصولگرا نباید به دلیل حمایتهاى مکرر مقام عظماى ولایت از وظیفه نقد درون گفتمانى ومصلحانه خود شانه خالى کنند.
البته نباید فراموش کرد که این موضوع از اختصاصات جبهه اصولگرایى است و ناشى از بلوغ سیاسى اصولگرایان است .گروههاى دوم خردادى هنوز در مقدمات چینش مواضع واماندهاند. همان طور که در8 سال گذشته دوم خردادىهاى نتوانستند موضوع نقد را درون جبهه اصلاحات حل کنند . ائتلافها دراین جناح همیشه به مانند چینىاى بوده است که به تلنگرى مىشکند.
اصولگرایان گام به گام مسیر بلوغ سیاسى را با رهنمودهاى مقام معظم رهبرى طى مىکنند واساسا یکى از رموز پیروزىهاى پىدرپى آنها درچند انتخابات گذشته همین بلوغ سیاسى است.